عمه راضیه از کیر دوس پسرش راضیه

سلام به همه دوستان خواننده این داستان . اسم من علیرضا هست و ۳۲ ساله هستم . توی یه شهر کمی بزرگ زندگی میکنم که اسمشو نمیگم مبادا دردسر بشه . تحصیلات آنچنانی نداشتم و بعد از خدمت سربازی پیش یه نفر مشغول بکار شدم و خوب صاحب کارم پول خوب نمیداد ولی عوضش اخلاق […]

عمه راضیه از کیر دوس پسرش راضیه Read More »

اون روزا ما دلی داشتیم

زیاد جاهل نبودم ولی خیلی هم سر به راه نبودم. بالاخره مادرم راضیم کرد که ازدواج کنم و دختر خالم ریحانه رو که از بچگیم دوستش داشتم برایم خواستگاری کرد ،خالم استقبال کرد ولی اکبر اقا کونکش (شوهر خالم)تیریپ مخالفت گرفت ولی به هر حال مادرم و خالم، این وصلت رو جوش دادند و ما

اون روزا ما دلی داشتیم Read More »

مراسم جنده کردن مادرزنم

سلام خدمت همگی من حسین هستم سن من 35 سال دارم من 6 ساله ازدواج کردم این خاطره بر میگرده به سه سال قبل…   یک صبح تابستان که مادرزنم اومده بود خونه ما خانوم من که اسمش رویاس یک روز در میون صبح ها می‌رفت باشگاه از ساعت 9 میرفت تا 11-12 ظهر من

مراسم جنده کردن مادرزنم Read More »

خوشگلی و دردسراش

سلام. حدودا ۲۰ سال قبل بود همه چیز رو به روال بود زندگی خوبی داشتم داخل یکی از شهر های شمال زندگی میکردم حدودا فکر کنم اول دبیرستان بودم یه پسری همکلاسیم بود اول بگم خودمم بدن سفید و خوشفرمی داشتم بدنم هیچ موهی نداشت صاف صاف بود قدمم ۱۸۰ وزنم ۷۰ … اون پسره

خوشگلی و دردسراش Read More »

زنم و تجربه ی کیر کلفت تر

اشکان هستم و ۲۹ سالمه قدم تقریبا بلنده و اندام ورزشی دارم خیلی وقته باشگاه میرم اما زیاد هیکلم درشت نیس و کارمم آزاده و تو شهر یه دفتر دارم و کنار اون وسایل عروسی و پارتی هم کرایه میدم برا همین خیلی پیش میاد دعوت باسیم پارتی و عروسی و اینا خانومم فاطمه س

زنم و تجربه ی کیر کلفت تر Read More »

گاییدن زن آقای حمیدی

سلام اسمم امیره 28 سالمه تهران دانشجو هستم و مجردم توی یکی از محله های متوسط رو به پائین تهران خونه اجاره کردم چون ارزونتر بود . صاحب خونه ام یه مرد حدودا 50 ساله هست و زنش و دوتا بچه مدرسه ای هم داره . یک سال شده بود که من مستاجرشون بودم و

گاییدن زن آقای حمیدی Read More »

طوری زنمو گایید که نگم برات

سلام من سینا 35 سالمه شیما زنم 27 سالشه (اسما مستعار ) من خودم از بچگی عاشق کون دادن بودم از بچگی کون دادم تا همین الان داستان بیغیرتیم برمیگرده به اوایل ازدواجمون ک زنم تازه فهمیده بود کونی هستم واز کیر کلفت و بزرگ خوشم میاد اوایل کمی ناراحت شد بعدش فهمیدم زنمم لز

طوری زنمو گایید که نگم برات Read More »

گروهی مامانمو کردن

4سال پیش وضع مالی ما یه کم به هم ریخته بود به همین خاطر مامانم هم می خواست بره سر کار ولی بابام خیلی غیرتی بود و دوست نداشت تا این که به اصرار مامانم قبول کرد بعد از چند وقت و گشتن دنبال کار به وسیله ی یکی از آشناهامون مامانم کارمند مخابرات شد

گروهی مامانمو کردن Read More »

کوچه های پیچ در پیچ

برای خرید وسایل عرق کشی رفته بودم خیابون مولوی، برگشتنی توی کوچه های پیچ در پیچ محله ای مسکونی گم شدم. سر یه دوراهی که نمیدونستم به چپ بپیچم یا راست دخترکی در ماشینو باز کرد و مثل اجل معلق روی صندلی بغلی ولو شد. بی مقدمه گفت: بیست تومن بده! واسه چی باید بیست

کوچه های پیچ در پیچ Read More »

چی شد که کونی شدم

اسم من حسامه و الان ۵۰ سالمه ، قبل از اینکه مدرسه برم یعنی زمانی که ۵ یا ۶ سالم بود همسایه ای داشتیم به اسم حسن که اتفاقا کفتر باز بود و ۷ یا ۸ سال از من بزرگتر بود اینم بگم که من بدنم سفید بود و قیافه ی خوشگلی داشتم بخلطر همین

چی شد که کونی شدم Read More »

Scroll to Top