با پول راضیش کردم
یه روز که داشتم میرفتم خونه دیدم که خانم طبقه پایینه ما با بچه اش تو حیاط ،ما تو یه اپارتمان 20واحدی میشینیم بعد من رفتم سوار اسانسور بشم به خودم گفتم ببین عجب چیزیه این زنه باخودم گفتم وای چی میشد اینو میکردم پاشو باکیرم بازی میدادم چون من عاشق پام اونم باجواب بعد
با پول راضیش کردم بیشتر بخوانید »
