جاتون واقعا خالی‌

سلام.   لز دوست دارم وبا یکی نفر دختر داخل اتوبوس اشنا شدم اول دوست بودم بعد از کمی رفت وامد فهمیدم دلم چیز دیگه ای میخواد خونه ما زیاد می اومد بعد از دوستیمون منم داخل اتاقم با کامپیوتر زمینه های سایت وعکس هارو بهش نشون میدادم اونم فکر کنم میخواست یک روز هیچ […]

جاتون واقعا خالی‌ بیشتر بخوانید »

شاگردم دوست پسرم شد

نه خیلی‌ خوش اندام هستم و نه آنچنان خوش قیافه… تو دوره نوجوونی و جوونی فکر و ذکرم فقط و فقط درس خوندن بود و با درس خوندن یه آینده خیلی روشن رو برا خودم میدیدم تا اینکه دکترام رو گرفتم تک و توکی خواستگار برام اومد ولی اصلا مناسب من نبودن، خب در حد تحصیلاتی که

شاگردم دوست پسرم شد بیشتر بخوانید »

کاری که شروع کرده بود تموم کرد

سلام .من مهسا هستم که اگه یادتون باشه آقای کریمی با هام حال کرد و اینم ادامه داستان حال کردن آقای کریمی با من… *** یه دفعه متوجه صدای زنگ موبایلم شدم . سریع پریدم بر داشتم مامانم بود . گفت کجایی چند بار خونه زنگ زدم بر نداشتی .الکی گفتم برق نداشتیم . گفت

کاری که شروع کرده بود تموم کرد بیشتر بخوانید »

کردن کون تو روز کنکور

سلام.میخوام یکی از خاطرات همجنس بازيموبراتون تعریف کنم! تقریبا2,3 روزقبل از کنکور بود که وقتی داشتم زیست تصویری رو ورق میزدم ومرورميکردم به قسمت سکسی کتاب رسیدم!جایی که دستگاه توليدمثلي زنان و مردان رو توضیح داده و ازونجايي که47 روز جق نزده بودم،واقعا تو کف بودم چون از وقتی جق رو شناختم،سابقه نداشت اينقد تو

کردن کون تو روز کنکور بیشتر بخوانید »

شکار کون دختر همسایه

من 30 سالمه و اسمم … متاهلم و خود و و زنم هردوتامون کارمندیم خونمون تو یه منطقه متوسط شهره پارکینگ نداریم و ماشینامون رو تو حیاط میذاریم البته خونمون دوتا در یکی از سمت کوچه به حیاط و یکی دیگه از سمت خیابون به ساختمان داره ما عموما رفت وآمدمون از در سمت حیاط

شکار کون دختر همسایه بیشتر بخوانید »

امید بر باد رفته

با بی حوصلگی در آینه ای که داخل در کمد لباسم بود نگاهی به صورت درهمم انداختم، برگشتم و پشت میز چوبی کهنه ام روی صندلی گردانم لم دادم. فندکی که دیگر شاید آخرین قطراتش را خرج من میکرد، بر عکس همیشه با اولین جرقه روشن شد. سیگاری را که اصلا یادم نمی آمد چقدر

امید بر باد رفته بیشتر بخوانید »

هر دو تامون میخواستیم

سلام… اسم من امیره و 20 سالمه و بعد از خوندن این همه داستان میخوام داستان بهترین سکس عمرم رو براتون تعریف کنم.ماجرایی که باعث به وجود اومدن تغییر و تحول های بزرگ توی نحوه ی زندگی کردن من شد و از اون به بعد زندگیم بیشتر و بیشتر پیشرفت کرد و تمام اینها به

هر دو تامون میخواستیم بیشتر بخوانید »

گاییدن یه کس از فامیل

سلام اسم من حسینه میخام داستانی رو که تقریبا چهار ماه پیش برام اتفاق افتاده رو براتون بنویسم من یه پسری با قد ۱۸۴ و البته ۱۹ سالمه با دونفر تا حالا سکس کردم که بهترینشون این داستانه که الان براتون مینویسم و امیدوارم حالی بهتون داده باشم و اصل ماجرا اینه که تقریبا چهار

گاییدن یه کس از فامیل بیشتر بخوانید »

راز خوشبختی برای همجنسگراها

سلام. من اولین باری که داستان می نویسم به همین دلیل برام سخته که مطالب را درست و اون طوری که اتفاق افتاده بیان کنم در ضمن اینو باید بگم که این داستان تماما از زبان من بیان میشه و کاملاً یک طرفست… *** داستان از اون جایی شروع شد که من و مهدی پسر

راز خوشبختی برای همجنسگراها بیشتر بخوانید »

جندگی‌های همسر عزیزم

سلام. میخوام اولین داستان مربوط به مرضیه (همسرم ) رو براتون بنویسم اولا که کاملا واقعیه و دوما من زیاد بلد نیستم داستان بنویسم پس شرمنده همتونم. منبع داستان فاطمه (خواهر زنمه )که من از زبون اون مینویسم… *** داستانش برمیگرده به دوران دبیرستان زمانی که هنوز من در کار نبودم و حالی به حولی

جندگی‌های همسر عزیزم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا