منو برد خونشون و خواست بکنمش

من علی هستم 26 ساله… *** اون روز بارونی و هوا سرد بود ب طوری ک پوست صورت رو میسوزاند همش چشمم ب راه لعنتی بود تا ب خونه برسم اما تمومی نداشت خونمون توی خیابان توحید بود و با خونه عمو اینا سه خیابان فاصله بود. بارون هر لحظه شدید تر و لباس های […]

منو برد خونشون و خواست بکنمش بیشتر بخوانید »

گاییدن پریسا جون زن پسر داییم

سلام دوستان. من محمدم 19 ساله از تهران این داستان برای 5 ماه پیش من قدم 182و وزنم 69 و اندام خوبی دارم چون 5 سال والیبال کار میکنم خب بریم سر اصل مطلب ما با فامیلای مادریم خیلی رابطه خوبی داریم و بیشتر میریم باهم مسافرت مادرم یک دایی داره که 2 تو پسر

گاییدن پریسا جون زن پسر داییم بیشتر بخوانید »

سکس سه‌ نفره تو دفتر بیمه

سلام دوستان. داستان قبلیمو به اسم ” تا دیدمش کردمش ” رو حتما خوندین. اینم دامه ماجرای من و اعظم جون و البته مینو جون قهرمان جدید سکسی این داستان. *** طبق قرار قبلی که با اعظم گذاشته بودم که تا ساعت 2 یعد از ظهر دفتر باز باشه و من هممیشه آخر وقت می رفتم

سکس سه‌ نفره تو دفتر بیمه بیشتر بخوانید »

گاییدن نوه بقالی محلمون

سلام. من علی ام (این اسم مستعارمه) 17 سالمه . ما تو کوچمون یه بقال داریم به نام اضغر آقا که یه نوه داره به اسم آرین که 13سالشه و من قبلا هم گفتم عاشق کردن پسر های کون تپل و خوشگلم. من چن وقتی بود تو کف آرین بودم و میخواستم بکنمش ولی چون همیشه

گاییدن نوه بقالی محلمون بیشتر بخوانید »

قصه ی عشق من و امیر

سلام دوستان عزیزم من هاتف هستم قبلا خاطره ای براتون نوشتم تحت عنوان ( وقتی محسن زنم شد)  الان می خوام یکی دیگه از خاطرات  خودم رو براتون به صورت داستان بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد. *** مدتی بود که بین من و محسن مشاجره پیش اومده بود و بین ما حسابی شکر آب شده بود.تنهایی دیگه

قصه ی عشق من و امیر بیشتر بخوانید »

اولین کون کردن دوران نوجوانی

سلام خدمت همه دوستان گلم میخوام اولین کون کردنمو واستون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد *** اسم من مهران و الان 34 سالمه این خاطره بر می گرده به سالها پیش اوّل یا دوم دبیرستان بودم. حسابی داغ و هات بودم و هستم اگه یادتون باشه اونوقتا مثل الان راحت نمیشد کس تور بزنی بخصوص تو

اولین کون کردن دوران نوجوانی بیشتر بخوانید »

تا دیدمش کردمش

وقتی میخواستم از یکی از بانکها وام بگیریم منو برای بیمه کردن وام به یک دفتر نمایندگی بیمه معرفی کردند منهم با همون دفتر بیمه مراجعه کردم. نمای بیرونی دفتر شیشه دودی بود و نمای داخل در روز به راحتی دیده نمی شد وقتی داخل شدم خانم خوشگلی پشت میز نشسته بود سلام کردم و گفتم

تا دیدمش کردمش بیشتر بخوانید »

هیجان خیانت و اعتیاد به درد لذت بخشش

هیچ وقت شب ازدواجم یادم نمیره. بر عکس بیشتر دخترای هم دوره ی خودم من هنوز سکسو تجربه نکرده بودم و خود این باعث میشد اضطراب زیادی وجودمو فرا بگیره. شوهرم مهدی 29 سالش بود و کارمند یه اداره ی دولتی بود و از نظر من مرد موفق و خوبی بود و همین هم باعث

هیجان خیانت و اعتیاد به درد لذت بخشش بیشتر بخوانید »

مامان جندم باعث شد که کونی‌ بشم

سلام به همه بر و بچ. میخام داستان کونی شدن خودم رو براتون بگم… من اسمم آدیناژ هستش و وقتی 10 ساله بودم پدر و مادرم از هم جدا شدن… بعد ها فهمیدم مادرم با چند تا مرد دیگه جز بابام رابطه داشته و بابام وقتی ماجرا رو میفهمه مادرم رو طلاق میده و مادرم بعد

مامان جندم باعث شد که کونی‌ بشم بیشتر بخوانید »

سکس عاشقانه و خشن با صنم

سلام . من پیمان هستم و 25 سالمه از 14 سالگی اومدیم  توی محله جدید. توی محله قبلیه ما خیلی کم میشد با دخترا ارتباط برقرار کرد یه جورایی سنتی بود و همه ی خونواده ها همدیگه رو میشناختن و اصلا چیزی ب نام دوست دختر و دوست پسر معنی نداشت . اما این جایی ک

سکس عاشقانه و خشن با صنم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا