معلمی که درس جندگی بهم داد

سلام …همه منو به شراره میشناسن شمام بگید همون شراره از بچگی پدر و مادرمو از دست دادم هیچی واسم نذاشتن. من بودم یه برادر شیرخوار اونو که یه خونواده به فرزندی برداشتن فکر کنم وضعشونم توپ بود چون یادمه با یه ماشین خارجکی اومدن دنبالش و بردنش منه مادر مرده بدبخت موندم با یه […]

معلمی که درس جندگی بهم داد بیشتر بخوانید »

راز جندگی مامان

سلام. من پدرم همیشه سرش شلوغه یه عمو دارم که از کوچیکی تا الان پیش پدرمه و کاراشو انجام میده. عموم تازه نامزد کرده بود و تولدنامزدش بود اومد دنبالمون که من با دوستم قرار بیرون داشتم گفتم من نمیام خواهرم با دختر خالم که8 سالشون بود خونه بودن.من رفتم سر کوچه منتظر دوستم شدم

راز جندگی مامان بیشتر بخوانید »

روزهای خوب من و پری

پری:سلام چطوری محمد خوبی محمد:ممنون گلم چه خبر نیستی یادی از ما نمیکنی پری:هستم اما تا الان مامان خونه بود نمیتونستم باهات بحرفم گلم محمد:اشکال نداره نفس پری:محمد پاشو بیا خونمون یادته بهت قول داده بودم ناهار بدم الان کسی نیست جز من و داداشم محمد:باشه الان میام فقط پارسا به مادرت چیزی نگه نترس

روزهای خوب من و پری بیشتر بخوانید »

راز به درد بخور

سلام. من مجیدم و 30 سالمه. *** سال 85 بود که پدر مادرم رفتن مسافرت به شهرستان پدریشون و دوباره خونه مکان شد البته مکان برای ما حکم یه جای راحت برای ازاد سیگار کشیدن و دستی به سیمو سنجاق زدن بود ولی بازم همین برای ما بس بود صبحا به سر کار میرفتم و بعد از

راز به درد بخور بیشتر بخوانید »

خاطره کون دادنم توی کوه

سلام خدمت دوستای گلم . همونطور که قول دادم خاطره کون دادنم توی کوه رو میخوام واستون تعریف کنم…. *** یک روز جمعه قرار شد با چندتا از بچه ها برای تفریح بریم به یکی از ییلاق های اطراف مشهد.صبح که شد همه همون جای همیشگی جمع شدیم تا رسیدیم به مقصد ساعت 10 شد

خاطره کون دادنم توی کوه بیشتر بخوانید »

پیچوندن فرشته

سلام. من احسان 25 سالمه و این خاطره مال یه سال پیشه … از وقتی خودم رو شناختم همش در حال درس خوندن بودم و بچه مثبت بودم الان ارشد مهندس شیمی دارم و داستانی که براتون مینویسم مربوط به تابستون بعد از فارغ التحصیلی منه من 6 سال دانشگاه تهران درس خوندم و همدانی

پیچوندن فرشته بیشتر بخوانید »

عمه‌ای که سکس رو میفهمید

سلام. من كوروش ٢٣ ساله ام كه تو خونه ي متوسط تهران زندگي ميكنم و دانشجو پزشكي هستم . پدر و مادرم تو شهرستان ساكنند و هر از چند گاهي به ديدنم ميان . من ٢ تا عمو و ٣ تا عمه دارم كه يكيشون تهرانه. عمه اي كه تهران ساكنه ٤٤ سالشه و شوهرش فوت

عمه‌ای که سکس رو میفهمید بیشتر بخوانید »

گی‌ با دوست دوران بچگی

سلام من حسین هستم 24 سالمه.   داستان من بر میگرده به کلاس پنجم ابتدایی من یه پسر همسایه دارم اسمش شایان است از دوران خرد سالگی همبازی هم در خیابان و کوچه بودیم و مقطع ابتدایی با هم همکلاس بودیم اون رفیق جون جوی من بود و در سختی ها و مشکلات با هم

گی‌ با دوست دوران بچگی بیشتر بخوانید »

گاییدن خاله کوچیکه

سلام. مهران هستم 23 ساله لیسانسه ساکن حومه تهران. یه خاله دارم که دو سال از من کوچیکتره و چون مادربزرگم و دو سال قبل اون پدربزرگم عمرشو داده بودن به شما این خاله که آخرین فرزند و مجرد بود از شهرستان اومد تهران خونه داداشو و تنها خواهرش (مادرم) که هم ادامه تحصیل بده و

گاییدن خاله کوچیکه بیشتر بخوانید »

قهرمان سکسی من

سلام اسم من مهساست و این رو برای کسی مینویسم که خاطراتش رو تو این سایت خوندم و مطمئنم بازم به این سایت سر میزنه… *** من چهار سال پیش تو یه شرکت مشغول به کار شدم که کارش صلدرات فرش به باکو بود وصاحبش یه خانم بود (میترا خانم 37 ساله بود و باباش

قهرمان سکسی من بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا