اگه بکن بودی

باسلام.من با اسم مستعارسعید 23 ساله میخوام خاطره سکس پسرخالم محسن که 5 سال ازم بزرگتره رو بنویسم … *** این خاطره مربوط میش به 15سالگیم.محسن قدبلنده وسبزه ومن هم پوستم گندمی وبی مو وقیافه خوب.البته باسن سفیدگوشتی و نرم تو15سالگی. همیشه برا قیافه خوبا دندون تیزمیشه ما هم… بریم سرخاطره.ما تو یکی ازشهرهای جنوب هستیم. […]

اگه بکن بودی بیشتر بخوانید »

سکس و بدشانسی

سلام . اسم من افشین و الان 40 سال دارم . قضیه مربوط به 2 سال پیشه… *** ب خاطر شرایط کاری تو یکی از شهرهای جنوبی ساکن شدم و تو ی اپارتمان ی خونه رهن کردم و طبقه ما 2 تا واحد داشت و تو واحد بغلی ی خانواده بودن که ی بچه 3

سکس و بدشانسی بیشتر بخوانید »

به ریسکش می‌‌ارزید

درود دوستان محمدم بیست و یک ساله….قد 178 و هفتادو هفت وزن…این داستانم واسه شیش ماه پیشه…   تو کوچه ای ک ما میشینیم تقریبا قشر متوسط رو به بالای جامعه اند و زیاد اهل مذهب نیستن …. یه روز تو مغازه ی رفیقم ک یه سوپری بود نشسته بودم و طبق عادت داشتم بجاش

به ریسکش می‌‌ارزید بیشتر بخوانید »

سکس با همکار زیبا و سکسی

سلام . اسم من وحید هستش 30 سالمه و منم میخوام از یه خاطره ای براتون بگم که شاید نزدیک به یکسال منتظره اتفاقش بودم … *** اولش باید بگم که حدود 2 سالی میشه که من وارد یه اداره نیمه دولتی شدم و به عنوان کارشناس اداری مشغول به کار هستم . شاه ماهیه

سکس با همکار زیبا و سکسی بیشتر بخوانید »

مامان کونی من

آرش هستم… *** چارده سالم بود. از یه شهر کوچیک. خیلیا همدیگه میشناسن از یک سال پیش من تو خونه با مادر و خواهرم هم خیلی بد اخلاق و بد دهن شدم. از بس تو کوچه و مدرسه با بچه ها فحش میدبم تو خونه هم هروقت با مامانم و خواهرم که دو سال از

مامان کونی من بیشتر بخوانید »

تازه کار

تو دفتر آژانس نشسته بودم و سرگرم تماشای تلویزیون .. لعنت به این زندگی که با فوق لیسانس باید بشینی و توی آژانس کار کنی . ولی به خاطر این که خرج زندگی رو پیش ببرم مجبور بودم که رانندگی کنم . نوبتم که رسید رفتم به آدرسی که داده بودن.مدیر سفارش کرده بود که مشتری خاص

تازه کار بیشتر بخوانید »

فتح کس خواهرزنم

سلام من به همه .این داستان مربوط میشه به ۶ ماه پیش …   اسمم محسن هست ۳۰ سالمه ,۵ ساله ازدواج کردم بچه دار نمیشیم زنم مریضیه خاصی داره دکترا گفتن بچه دار بشه از بین میره بریم سره اصل داستان یه خواهرزن دارم اسمش مریمه ۲۳ سالشه اندامش معمولیه لاغره فقط سینه و

فتح کس خواهرزنم بیشتر بخوانید »

اولین بار که کیرو تو کونم حس کردم

سلام دوستان . این خاطره ای ک میخام بگم راجب اولین سکسمه…یعنی اولین بار که کیرو تو کونم حس کردم…از داستان های سکسی زیاد خوشم میاد..بخاط همین تصمیم گرفتم خاطره خودمم بگم… *** اول از خودم بگم ک 21سالمه..بدن سفید و کون گوشتی و نرمی دارم..حس همجنسبازی خیلی وقته دارمش ولی ترس اینکه ابروم بره

اولین بار که کیرو تو کونم حس کردم بیشتر بخوانید »

لذت بخش ترین رابطه جنسی و واقعی با مادرم

پدرم پیش ما نبود. رفته بود خارج از کشور ودیگه به قول خودش راه بازگشت نداشت. او ومادرم زیاد با هم سازگار نبودند،خیلی اصرار کرد که ما هم با او برویم اما دیگه جور نشد…   وضع مالی مان بد نبود،خانه از خودمان بودوپول کافی هم داشتیم؛فقط یک خواهر داشتم که اوهم ازدواج کرده بودودر

لذت بخش ترین رابطه جنسی و واقعی با مادرم بیشتر بخوانید »

اینطوری شد که جنده شدم

اسمم رهاست و ٢٣ سالمه… *** تقريبا ١٨ سالم بود كه به اصرار خانوادم واسه تحصيل اومدم المان… اوايل خيلي سخت بود تنهايي و غربت واقعا بهم فشار مياورد تا كم كم دوست پيدا كردم و افتادم تو دور،هر شب پارتي و ديسكو و كلاب اون موقع ها هفته اي يه دوست پسر عوض مي

اینطوری شد که جنده شدم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا