کس دادن زنم به دایی حشریش

سلام خدمت دوستان گل.   این داستان پارسال برای ما اتفاق افتاد. من و زنم حدود شش ساله که ازدواج کردیم زنم مریم که 30 سالشه و سینه های 80 و اندام عالی با رونهای توپری داره. مریم یه دایی داشت که 60 سالش بود و مقیم آلمان بود و بسیار پولدار سالی یه بار

کس دادن زنم به دایی حشریش بیشتر بخوانید »

پارسا و سمیرا و کیمیا

اسم من پارسا است ،  بار اولمه خاطره مینویسم…   خاطرم برمیگرده به 4سال پیش اون موقع خونمون روستابود و دختر عموی داشتم به اسم سمیرا که دختری سبزه و با کونی درشت و چشمای خوشگل از بچگی همیشه باهم بودیم و شبها تو خونه همدیگه میخوابیدیم و گاهی وقتها شبها باکونش بازی میکردم. بگذریم .

پارسا و سمیرا و کیمیا بیشتر بخوانید »

اولین تجربه ی سکس با یه جنده

سلام من اسمم آرمانه و 18 سالمه. با این سایت آشنام و حدود یک سالی هست دارم باش حال میکنم .از خودم بگم قدم 170 و وزنم 75 کیلو بدن سازی میرم ولی از اون هیکلای فیتنسی ندارم ولی رو فرمم.پوست سفید و بدنو همه جشو میتراشم چه دست چه پاها چون هم عضلاتم بهتر

اولین تجربه ی سکس با یه جنده بیشتر بخوانید »

اتفاق عجیب اما دوست داشتنی

ما سه تا بودیم. من، پسر داییم، دختر داییم. بابک، حمید،پروانه… داستانمو از جایی شروع میکنم که کلمه عشق رو یاد گرفتم ینی از 17 سالگی اون روزایی که هم میتونستم عشقو بنویسم و هم میتونستم بفهممش. من شیرازو خیلی دوس دارم البته نه بخاطر خودش بلکه بخاطر پسر داییم و دختر داییم ما سه

اتفاق عجیب اما دوست داشتنی بیشتر بخوانید »

من و فریبرز

این داستان کون دادن یه پسر کم سن به یه مرد سن بالاست . این داستان زندگی خودمه  و امیدوارم شما ازش خوشتون بیاد … *** اول یکم از خودم براتون بگم اسمم آرمانه الان 21 سالمه قدم 167 سانت و وزنم 65 کیلو هستش بدنم از بچگی خیلی نحیف وسفید و بی مو و بود که

من و فریبرز بیشتر بخوانید »

سکس با ساناز

سلام به همه. من میخام خاطره سکس با سانازم رو واستون بگم … *** من پارسا هستم الان 23 سالمه اینم برمیگرده به دوسال پیش که 21 ساله بودم من اهل شهر کاشمرم گرگان دانشجو بودم، یک سری که اومده بودم خونه مرخصیم که تموم شد بلیت گرفتم واسه گرگان وقتی سوار اتوبوس شدم یه

سکس با ساناز بیشتر بخوانید »

لذتی که در دادن هست در کردن نیست

سلام من نوید پسری۱۶ ساله با قدی ۱۶۹ سانتی هستم من رنگ پستم سبزه است هستم من اناتومیه بدنم جوریی است که از کون چاق میشوم و شکمم کوچک میماند … *** این داستان من راجع به اولین سکس من است با پسر دختر داییم من از ۱۵ سالگی علاقه ی شدیدی به دادن پیدا کردم که

لذتی که در دادن هست در کردن نیست بیشتر بخوانید »

سکس آزاد تو خونه ی زندایی

سلام من راحله ام۲۰ساله قدم۱۶۰ وزنم ۵۸ سینه هام ۷۰ وکونم خیلی بزرگ نیست اما گرد وخوش فرمه. داستان برمیگرده به یکسال پیش… *** من برای ادامه تحصیلم که توی امیدیه خوزستان قبول شده بودم مجبور شدم از شیراز برم اونجا وچون داییم بخاطر کارش که تو شرکت نفت بود مجبور شده بود بره اونجا

سکس آزاد تو خونه ی زندایی بیشتر بخوانید »

چی‌ شد که فهمیدم خواهرم کیرمو میخواد

سال اول دانشگاهم بود که فهمیدم خواهرم چه نعمتیه واسه من . البته واسه کیر من . داستان از اونجایی شروع شد که یک بار با خواهرم سوار موتور شدیم و چون من تند می رفتم از پشت بهم چسبیده بود . اون موقع 15 سالش بود . سینه هاش تازه نرم شده بودن و

چی‌ شد که فهمیدم خواهرم کیرمو میخواد بیشتر بخوانید »

لزبین بود اما بالاخره کردمش

سلام ارسلان 24 سالمه از شیراز…   میخوام بدونید من عاشق خوردن کس و لیسیدنش هستم، و یبار توی یک گروه سکسی توی تلگرام با یک لزبین دوست شدم اسمش الهه بود 21 سالش بود و میگفت لزبین هست بگذریم خیلی باهم چت کردیم البته اولش اصلا بهم توجه نمیکرد چون میگفت من فقط با

لزبین بود اما بالاخره کردمش بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا