کون پاره شد

سلام. اسم من حامده این خاطره کون دادن منه…   اون موقع من اول دبیرستان بودم تو اوایل دوران مدرسه این اتفاق افتاد کون من خیلی بزرگه من یک روز تصمیم گرفتم تا یه تجربه ای از کون دادن کسب کنم تا ببینم چه لذتی برای آنهایی که کون میدن داره اون موقع یه دوست […]

کون پاره شد بیشتر بخوانید »

المپیادی ها

سلام خدمت همه .من کامران هستم هفده سالمه دوم دبیرستان هستم .این داستانی رو که میخوام براتون بگم واسه همین امساله . ماتوکلاسمون یه رفیق داریم به اسم سامان .این اقا سامان خیلی خیلی خوشگل ونازه چشای سبز ولبای شکری ودرشت داره .تن صدای نازک وسکسی داره وهیچ مویی رو بدنش نداره .خیلی از بچه

المپیادی ها بیشتر بخوانید »

سکس از کون با خواهرزن خوشگلم

سلام سعید هستم 29 سالمه.کیرمم حدود 18 سانته.همیشه تو زندگیم به خاطر شهوت بالام مشکل داشتم و دارم.به همین دلیلم وقتی 23 سالم بود زن گرفتم چون از نظر مالی هم امکانشو داشتم.زنم اوایل خیلی خوب بود اما الان مث یخچال از نظر جنسی سرده.و اما داستان:   من یه خواهر زن دارم به اسم

سکس از کون با خواهرزن خوشگلم بیشتر بخوانید »

جندگی‌های مامان نازم

سلام خدمت همه دوستان حشری .   من اسمم حسامه مامانم الان 38 سالشه ویه خانوم خوشگل فوق العاده خوش اندام که قدش 175میشه وزنشم خودتون باید بغلش کنید کیرتونو بچسبونید بهش و بلندش کنید تا بفهمید چند کیلوه..پوستشم سفیده.الان تو این سن ساپورت میپوشه تو خیابون منم وقتی باهاش،بیرون میرم حس میکنم مردای خیابون

جندگی‌های مامان نازم بیشتر بخوانید »

کیر استاد خشن و کس کوچولوی من

سال دوم دبیرستان بودم گرد و تپل و سفید مهتابی کون گنده و سینه های بزرگم توجه هر آدمی و جلب میکرد به خاطر همینم بود که لباسای گشاد میپوشیدم تا کمتر به چشم بیاد ریاضی و فیزیک و شیمی ام خیلی ضعیف بود بیشتر به کارهای هنری علاقه داشتم اما خب خانواده ی منم

کیر استاد خشن و کس کوچولوی من بیشتر بخوانید »

گوشه ای از زندگی سکسی من

سلام به دوستان حشری این داستان گوشه ای از زندگی منه اگه بخونین مطمئنم که لذت میبرین… *** اسمم محمد الان۲۵سالمه قدم۱۸۲وزنم۷۸کیلو هست من از سن ۱۷سالگی بدن سازی میرفتم چون خونه ما ویلایی بود وبابام پولدار بود واسه خودم وسایل بدن سازی خریدم دمبل و وزنه از این چیزا خودم رو بدنم کار میکردم

گوشه ای از زندگی سکسی من بیشتر بخوانید »

موقعيت كيری

نميدونم تا حالا تو مخمصه ايي گير كرديد كه نه راه پس نداريد نه راه پيش. تو اين ماجرا ميخواهم ماجراي خودمو كه تو همين حالت گير كرده بودم رو تعريف كنم كه اصطلاح عاميانه اش اينه كه مثل خر گير كردم تو گل… *** مدتي قبل وقتي وقتي داشتم از سر كار بر ميگشتم

موقعيت كيری بیشتر بخوانید »

کردن فرشته خانوم توی حموم

سلام بچه ها من پیمان هستم الان 27 سالمه ولی خاطره ای که میخام بگم مال زمانیه که پیش دانشگاهی بودم اون موقع ها ما سال چهارم نداشتیم پیش دانشگاهی داشتیم . من اصلا تو فاز سکس و دوس دختر و این مسائل نبودم چون اون سال ها نه موبایل داشتم نه کامپیوتر سرگرمیم فقط

کردن فرشته خانوم توی حموم بیشتر بخوانید »

سکس من و مامانم شیما

سلام به همه دوستان اسم من فرشیده خیلی دلم میخواست این خاطره خودم رو براتون بگم… *** من 18 سالمه پسر خوش هیکلی هستم. بر عکس بقیه  که اکثرا وضع مالیشون خوبه،اوضاع ما جالب نیست. به خاطر همین من و مادرم کار میکنیم. راستی یادم رفت بگم پدرم سال گذشته یه ماشین بهش زد و فرار کرد

سکس من و مامانم شیما بیشتر بخوانید »

مامانم کمکم کرد مرد بشم

ظهر یه روز تابستونی با مامان تو خونه تنها بودیم وقت نهار صدام کرد و از اتاق اومدم بیرون و نشستیم سر سفره مامان روبه روی من نشست هیکل بیستش که نسبت به سنش که 43 ساله عالیه صورت و بدن گوشتی و سفید سینه 85 کمر باریک مثل این مینیاتورای کتاب شعر حافظ هستش همیشه

مامانم کمکم کرد مرد بشم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا