سکس من و عمه رها

سلام خدمت دوستان من سامان ٢٣ساله *** اين داستان برميگرده به دو ماه پيش از اونجاي شرو شده كه من خيلي تو كف عمه رها بود خيلي دوس داشتم بهش نزديك بشم باهاش سكس كنم از رها براتون بگم قد ١٧٥ وزن حدود ٦٥ رنگ پوست هم خيلي سفيد.اينم بگم تازه مجرد شده. من خيلي

سکس من و عمه رها بیشتر بخوانید »

لز من و دوستم

سلام دوستان. این داستان لز منو دوستم سحر هستش… *** خب یکم از خودم بگم من زهرام قدم 163وزنم 60 هیکل توپری دارم سینه های بزرگ که گردو قلمبس یه باسن بزرگ و رونای خوش فرم هیکلمو کامل کرده همه بهم میگفتن هیکل سکسی و فیس جذابی دارم ولی دوستم سحر لاغرو بلند قدتر بود

لز من و دوستم بیشتر بخوانید »

بهترین کون دادن من تو چالوس

من۲۴سالمه و حدود۱۰ساله که گی رو کامل انجام میدم هرچند که از دوم ابتدایی با پسر عمم که دوسال بزرگتر بود همیشه شیطونیایی داشتیم، و همین میشه گفت اغاز زندگی همجنس گرایی من بود من پارسال شهریور ماه با اتوبوس عازم چالوس بودم که میخواستم برم پیش عمم که خونشون اونجا بود، من از قزوین

بهترین کون دادن من تو چالوس بیشتر بخوانید »

سکس با زندایی نسرین

سلام به همه ی بروبچ شهوتناک من محمدم 20سالمه این داستان رو که دارم براتون مینویسم کاملا واقعیه راستش خودمم دهنم وا مونده چون سکس با زنداییم رو اصلا باور نمیکردم.بریم سر اصل داستان…   من محمدم اهل شمال سه تا دایی دارم که اخرین داییم یه زن داره به اسم نسرین که این نسرین

سکس با زندایی نسرین بیشتر بخوانید »

جنده ی کیردار

هر وقت منو یه جایی میدید میومد و گوشم رو میگرفت و باهاش ور میرفت، صد بار بهش گفتم نکن کوسکش این چه کاریه میکنی… روی تختش که میرفتم دیگه هیچی، مدام دستش و میبرد پایین و با کیرم ور میرفت، هر چقدر هم دستش رو پس میزدم بازم دست وردار نبود که نبود، یه

جنده ی کیردار بیشتر بخوانید »

کیر شق شده که این حرفا حالیش نیس

سلام دوستان عزیز… اسمه من ارمانه و 22 سالمه تهران زندگی میکنم و عاشق سکسم… یه زن دایی دارم خیلی نازو خوشگلو سفیده…اسمش ساراس تقریبا 34.35 سالشه ولی هنو بچه نداره راستش من از 16 سالگی با یادش جق میزدمو کلی حال میکردم اونام تهرانن و زیاد خونشو میرم… یادمه 18 سالم که بود چون

کیر شق شده که این حرفا حالیش نیس بیشتر بخوانید »

استاد دانشگاه و سکس

سلام خدمت تموم دوستای گلم. خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به شروع رابطه ی احساسی و جنسی که هنوز هم بعد 1سال ادامه داره. شاهین هستم. 23 سالمه، قدم 181. از خیالی وقت پیش بسکتبال بازی میکنم واسه همین بدنم نسبتا رو فرمه…. بگذریم.ارتباطم با دخترا هم خوب بوده و دوست

استاد دانشگاه و سکس بیشتر بخوانید »

دنیای کوچیک من

یادمه اون روزا سی سالی رو سن داشتم. یه چندسالی بود درسمو تموم کرده بودم و یه آلونکی واسه زندگی اماده کرده بودم. خسته و کوفته از ماشین پیاده شدم و خواستم درب پارکینگ رو باز کنم، بحث و جدلم با رئیس کلافم کرده بود. تو حال خودم بود که یه صدایی منو به خودش کشوند؛

دنیای کوچیک من بیشتر بخوانید »

خاطرات یه گی‌

من تو یه خانواده سطح پایین بدنیا اومدم. کوچیک بودم که پدرم فوت کرد و مادرم با عموم وصلت کرد البته به عنوان زن دوم…پسر عموم سعید که حالا برادرم حساب میشد خیلی زیاد بنده رو مورد لطف و عنایت دست و پاش قرار میداد!به طوری ک کل محل خبر داشتن و به خاطر قلدر

خاطرات یه گی‌ بیشتر بخوانید »

هزار و یک درد

با مشت محکمی که به کمرم خورد درد در کل بدنم پیچید. صورتم مچاله شد و فریاد ” آخ” از گلویم خارج شد. – قوس بنداز نمیتوانستم، درد زیادی را تحمل میکردم. چهار دست و پا نشسته بودم و او از پشت وحشیانه آلتش را در واژنم حرکت میداد. وقتی حرکتی از سمت من ندید،

هزار و یک درد بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا