پول بهتر است یا غیرت؟

سلام.من ۲۵ سالمه و زنم ۲۶ سالش تو دانشگاه اشنا شدیم یه دختر قد بلند و جذاب که با هیچ کس نمیپرید و اصلا با پسرا حرف هم نمیزد نمیشه گفت فوق العادس اما خوشگل و خوش هیکله بعد ۵ سال دوستی و کلی مشکلات و مخالفت های خانواده ها ازدواج کردیم ولی هنوز سر […]

پول بهتر است یا غیرت؟ بیشتر بخوانید »

هر کی باخت باید بده

داستان من و “سین” عجیب ترین داستان زندگی منه ما شش ماه بصورت مجازی با هم ارتباط داشتیم با اینکه خیلی خوشگل بود ولی خیلی اشتیاقی برای دیدنش نداشتم گه گداری تلفنی حرف میزدیم ولی هیچ معاشقه ای بینمون نبود… داستان مال زمانیه که من در خونه دوستم توی شمال زندگی میکردم دوستم برای کاری

هر کی باخت باید بده بیشتر بخوانید »

اثرات روانی‌ کمبود کس

ساعت 8 صبح بود. ماشین رو تو پارکینگ پارک کردم و رفتم داخل ترمینال رو صندلی انتظار نشستم. طبق محاسبات من خانومم باید ساعت 9 می رسید. ولی چون هوا سرد بود و نم نم برف میومد زودتر اومدم که زیاد معطل نشه و به محض اینکه رسید زود بریم خونه. ..   ذوقم برای

اثرات روانی‌ کمبود کس بیشتر بخوانید »

کوسی از چابهار

سلام اسم من امیره ۲۵سالمه ترک تبریزم و باغبونی بلدم میخوام یه داستان سکس خودم و نازنین تحریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد این داستان برمیگرده به سال پیش وقتی که برای کار به چابهار رفته من سریه باغ اطراف چابهار باغبون بودم اسم صاحب باغ حمید ویه دختر حشری داشت به اسم نازنین… حمید اقا هر جمعه با

کوسی از چابهار بیشتر بخوانید »

شوهر خواهرم و دامن بدون شرت من

سلام.من مریم هستم.شونزده سالمه.سال آخر دیپلم هستم.خانواده ما شیش نفره است و ما چهارتا خواهریم که دوتا خواهر بزرگ دارم.یکیشون بیست و هشت سالشه و اون یکی دوسال از خواهر بزرگم کوچیکتره. من و مژده هم یکسال باهم تفاوت سنی داریم و مژده کلاس دهم هست. *** داماد بزرگمون یه جوریه و من از پارسال

شوهر خواهرم و دامن بدون شرت من بیشتر بخوانید »

سکس من ومامان تپلم

سلام دوستان .اسم من امین ،اسم مامانم حوریه هستش،مامانم درسن پانزده سالگی با پدرم که اونموقع بیست وهشت سالش بود در یکی از شهرهای شمالی ایران ازدواج کرد یعنی سیزده سال فاصله سنی،خب اونموقع بابام جونتر بود ومیتونست خارش کوس مامانمو ازبین ببره ولی الان مادرم حدود ۴۵سال و بابامم ۵۸سال سن داره،بابام بازنشسته شده

سکس من ومامان تپلم بیشتر بخوانید »

قمار سکس

شبی سرد و پاییزی بود. چند دقیقه ای می شد که شوهرم ماشین رو خاموش کرده بود. ولی هیچ کدوم از جامون تکون نمیخوردیم. بالاخره خودم پا پیش گذاشتم و دستگیره ی در رو کشیدم که با ناله ای باز شد. باد ملایمی می وزید و دست نوازشش رو به موهای لختم می کشید. ساعت

قمار سکس بیشتر بخوانید »

دو قلوهای افسانه ای

من و زري که خواهر دوقلوم باشه بدجوري به هم چسبيديم. اين کششي که به هم داريم نصفيش تو خونمون هست، نصفيش هم کار آدماي دور و برمونه که با رفتارشون ما دوتا رو بيشتر به هم ميچسبونن. هيچوقت نميگن: زري، حالت خوبه؟ ميگن: زري جون، پري جون حالتون خوبه؟ بعله، همه چيز ما هم

دو قلوهای افسانه ای بیشتر بخوانید »

من و مادرم زیر کیر پدر و پسر

سلام.اسم من لیلاست.بیست و هشت سالمه..چند وقته یه مشکل خیلی بزرگ دارم که واقعا موندم باید چکار کنم… *** اتفاقی که برای من افتاد از جایی شروع شد که بخاطر هزینه های دانشگاه دنبال کار بودم.من با مادرم زندگی میکنم که مامانم اسمش لادن هست و ۴۶ سالشه و کارای حسابداری یه شرکت بزرگ رو

من و مادرم زیر کیر پدر و پسر بیشتر بخوانید »

شریک جندگی‌های مامانم

سلام به دوستان. من اسمم امیره و 16سالمه و اسمه مامانمم مهساس.ماهمسایه پایینی مون یه زن فلیپینی که شوهرش ایرانیه.رابطه مامانم با اون زن فلیپینیه خوب بود هر چن وخ یه بار همو می دیدن تا این که قرار شد بره جشن کریسمس به خونه یکی از فامیلای همسایمون تو بالا شهر برن منم قرار

شریک جندگی‌های مامانم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا