شهوت آلود
احسان سیگاری آتیش زد و به من داد.خودش هم پک عمیقی به سیگارش زد.روی لبهی پنجره نشسته بود. من نزدیکش وایساده بودم. وسوسه شدم بشینم روی پاش. نشستم. حتی الان هم که توی حموم خودم رو ارضا کرده بودم دلم نوازشش رو میخواست. یه نوازش بدون رد و بدل شدن هیچ چیز باارزشی بجز حس […]
