من و زنم دوتایی جنده شدیم

با همسرم سارا به عنوان پناهجو به ترکیه رفته بودیم و پولمون تموم شده بود. به شدت نیاز به کار داشتیم ولی هیچ جا بهمون کار نمی دادن. پناهجوها اجازه کار نداشتند و در صورت گیر افتادن هم صاحبکار و هم کارگر خاطی جریمه می شدند. البته توی آشپزخونه و توی کارگاه های خارج شهر […]

من و زنم دوتایی جنده شدیم Read More »

شوهرم خبر نداره

سلام اسمم بهنوش و قدم 172 سانت و وزنم 65 کیلو، سینه ها و باسن خیلی خوشگلی دارم و ارثی هستش، حمید دو سال خواستگارم بود، بالاخره بعد از دوسال تمام شرط های بابام رو قبول کرد و ازدواج کردیم، شب عروسی همه اش میگفت بالاخره مال خودم شدی چشم عسلی، نمیزارم حتی یه لحظه

شوهرم خبر نداره Read More »

اشکهای مامانم

سلام من احمد هستم و 20 سالمه خاطره ای که مینویسم مربوط میشه به 13 سالگیم… دوران تلخ و سختی داشتیم بابام به قول خودش یه لات مذهبی‌ اما همیشه بیکار بود و وضع مالی خوبی نداشتیم. بابام از همه قرض کرده بود بعضی‌ وقتا هم از مغازه ی بابابزرگم پول برمیداشت با این حال

اشکهای مامانم Read More »

درسته یه کم پیرن ولی برای کیر میمیرن

سلام همیشه دوس دختر داشتم و قاعدتا سکس هم داشتم اما هیچوقت سکس از جلو رو امتحان نکرده بودم. اون روز طرفای ظهر بود به دوستم علی گفتم پسر واقعا تو کفم بدونم سکس از جلو چه مزه ای داره علی گفت یکی پیدا میکنی میفهمی مزش رو گفتم خدا کنه . طرفای غروب بود

درسته یه کم پیرن ولی برای کیر میمیرن Read More »

کونمو هم فتح کرد

سلام دوستان… میخوام داستان زندگی خودمو خیلی کوتاه تعریف کنم، من الهام هستم پنجاه ساله، دوتا دختر دارم که هر دو ازدواج کردن، من با شوهرم سی سال زندگی کردم و از اولش باهم جور نبودیم و حتی سکس خوبی هم نداشتیم، طوری که ما بیست سال بود اتاقمونم جدا بود و شاید هفته ای

کونمو هم فتح کرد Read More »

مشتری کون تپل

سلام اسم من محسنه. ی پسر معمولی با اندامی معمولی ولی خیلی خوش اخلاق و‌ مردمی ی ساندویجی دارم که البته تازه وا کردم با همه خوش برخورد بودم ی روز ۳ تا دختر اومدن مغازه که ساندویج سفارش بدن میگفتن باباشون قبلا گرفته از ساندویجا و خوششون اومده از این دخترا بودن که خیلی

مشتری کون تپل Read More »

کون دادن به بقال سر کوچه

دلیل اینکه از کون دادن لدت میبرم اینه که بار اول بقال سر کوچه خیلی قشنگ منو کرد سلام کامبیز هستم و داستان کونی شدن خودمو واستون میگم حدود ۳۰ سال قبل من حدود ده سالم بود و یه بقالی سر کوچه ما بود به نام اقا رسول… این اقا رسول خیلی هیز بود و

کون دادن به بقال سر کوچه Read More »

کص و کون زهره جون

این داستانی که میخوام واستون بگم مال ی سال پیشه اول بذارید از اینجا بگم که ما اهل پائین شهر و در واقع اهل محله تگزاسیای خزانه بخارائی هستیم و به طور کامل سکس خانوادگی تو ذهنمون هم نمیاد چه برسه به عملی کردنش! ولی من یه دختر عمو به اسم زهره دارم که خیلی

کص و کون زهره جون Read More »

کص خواهرم قبلا باز شده بود

کله کیرم رو گزاشتم دم سوراخ کس خیس و صورتیش. داشتم از حشر میمردم. آروم کیرم رو فشار دادم که آه و نالش رفت هوا. کیرم رو به لبه های کس و چوچولش میکشیدم. لذت بخش بود. دوباره فقط سرش رو انداختم داخل سوراخ نسبتا تنگش. کسش کیرم رو سخت در آغوش گرفته بود.  

کص خواهرم قبلا باز شده بود Read More »

زهرا دختری از جنوب شرق

سلام دوستان خاطره ای که واستون میگم برمیگرده به سه سال پیش زمانی که من دریکی از شهرستان های کوچیک جنوب شرق دانشجو بودم! عرفانم با قد ۱۸۱ چندماهی بود که با دوس دخترم کات کرده بودم و بعد اون سرم گرم درس و رفیق بازی بود تو دانشگاه تا اینکه همه چیز از ی

زهرا دختری از جنوب شرق Read More »

Scroll to Top