کص خیلی تنگ سمیرا

سلام خاطره‌ای که می‌خوام تعریف کنم برمیگرده به تابستون پارسال… از خودم بگم اسمم مهرانه 21سالمه قدم 180 بدنمم نسبتا رو فرمه و یک ساله باشگاه میرم ماجرا از اونجایی شروع شد که همسایه‌ خونه کناریمون اسباب کشی کردن و قرار بود یه همسایه جدید بیاد یه روز که داشتم از باشگاه برمی‌گشتم دیدم کامیون […]

کص خیلی تنگ سمیرا بیشتر بخوانید »

سکس با خواهر نازم نازنین

سلام اسم من ارشیاس 20 سالمه و 195 قدمه میخام داستان سکسم با خواهر نازم به اسم نازنین رو بگم اختلاف سنیمون یه ساله برا همین با هم از همه چی سر در میاوردیم وقتی 9 سالم بود فیلم سوپر گیر میاوردم از رفیق و اطرافیان و میشستم میدیدم ولی جق بلد نبودم یه بار

سکس با خواهر نازم نازنین بیشتر بخوانید »

خواهرم بهم کوس داد

از بچگی باهمدیگه بودیم دعواها خنده ها تویه این دنیا فقط همدیگه رو داریم چهار سال پیش خواهرم ازدواج کرد ولی تا الان بچه دار نشدن شوهرش راننده هستش و نصف بیشتر هفته رو بیرون از خونه هستش از وقتی خواهرم ازدواج کرده باز بیشتر وقتا خونه ما هستش وقتی شوهرش میاد میره سر زندگی

خواهرم بهم کوس داد بیشتر بخوانید »

بهترین کوسکش دنیا

اردشیر هستم من یه داستان جالبی که میخوام واستون بگم عین حقبقته و اصلا خیالی نیست من حدود ۵ سال قبل که مستاجر طبقه بالا تخلیه کرد و رفت من دوباره به بنگاه سر کوچه سپردم واسه اینکه برابه ما مستاجر پیدا کنه و چون مرحوم پدرم فقط به عروس و داماد اجاره میداد منم

بهترین کوسکش دنیا بیشتر بخوانید »

تجربه ی خوب

سلام داستان من مربوط میشه به دی ماه 96 با دوست پسرم اشناشدیم، هر دومون خیلی زیاد هات بودیم، توی خیابون و هر جایی شروع به لب دادن میکردیم مدام سینما میرفتم و اونجا لب و سینه هامو میمیالید و من کیرشو میمالیدم حسابی دیوونه میکردبم همو تااینکه رفتم خونش، تا در و بستیم صدای

تجربه ی خوب بیشتر بخوانید »

ساحل و دریا

سلام این ماجرا بر می گرده به تابستان 92 . ترم دوم رو تموم کرده بودیمو با بچه های پایه دانشگاه قرار شد یک روز رو بریم به ساحل و به خوش گذرونی بپردازیم . صبح روز موعود رسیدو بچه ها وسایل صفا رو آماده کردنو راهی دریا شدیم . وقتی رسیدیم اول چندتا پیک

ساحل و دریا بیشتر بخوانید »

جنده ی کونیا شدم

سلام من آرمین هستم ۱۴ ساله از مشهد لاغر و سفیدم البته لب های خوشگلی هم دارم واسه گی خوبم مامانم افغانه بابام ایرانی بوده البته بیشتر به مامانم رفتم البته بابامو هیچوقت ندیدم مامانم همیشه نفرینش میکنه و میگه اون منو به این راه ( جندگی )کشوند بابام معتاد بود و دوستاشو میوورده که

جنده ی کونیا شدم بیشتر بخوانید »

جنده‌ای که زنم شد

من عمید ۳۰ سالمه در حال حاضر یه زن تمام حشری و جنده دارم زندگیم از اون جا شروع شد که حدود ۶ سال پیش داشتم الکی تو خیابان میچرخیدم که یه مرتبه یه شاه کس کنار خیابون دیدم رفتم کنارش گفتم بفرمائید سریع سوار شد خلاصه فهمیدم جنده پولیه ولی گفت پرده داره از

جنده‌ای که زنم شد بیشتر بخوانید »

بهترین صحنه سکسی

سلام کامران هستم و سارا خانم یه داستانی رو خلاصه واستون بگم من همیشه از سکسی و لوند بودن سارا خیلی لدت میبردم خصوصا اینکه نگاه شهوتی دوستام رو رو سارا میدیدم واقعا سیخ میکردم و روم نمیشد به زنم بگم من حال میکنم و البته اون از مدل لباس هایی که واسش میخریدم میفهمید

بهترین صحنه سکسی بیشتر بخوانید »

گوز را میبویم

سلام سید علی‌  هستم ۲۶سالم عاشق گوزیدن زنای کون گشاد چاق کون گنده و سن بالا … دوس دخترم زیاد داشتم ولی چون کوچیکتر از خودم بودن هیچوقت ازشون همچین چیزی نخواستم در حد لاس زدن بودیم سکس حرفه ای نداشتیم هر از گاهی به جنده های پولی واسه سکس پول میدادم اونم اکثرا بالای

گوز را میبویم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا