کون تضمین نمره

سلام من پرهام هستم و این داستانی که می‌خوام تعریف کنم واسه ۱۵ سالگی من هست و کاملا واقعی.   من توی این سن به یه بلوغ دیررس خوردم و حتی صِدام هم تغییر کمی کرد و اصلا بدنم به غیر از کیرم مو نداشت یه معلم داشتیم آقای محمدی معلم ریاضی ما بود و […]

کون تضمین نمره بیشتر بخوانید »

پول خوب بدی بازم میام

من تیامم. یه دختر ۲۸ ساله هات… مدتی میشد که دنبال یه برده حرف گوش کن و مطیع میگشتم تا بتونم فانتزی های جنسی‌م رو روش پیاده کنم… یه روز که از سرکار برمیگشتم چشمم به دختری افتاد که سر چهارراه گل میفروخت… حدودا ۲۰ یا ۲۲ ساله به نظر میرسید. یه فکری به سرم

پول خوب بدی بازم میام بیشتر بخوانید »

خوب شد که باختیم

بازی رو باخته بودیم. اعصاب من، مهرداد و سعید بدجوری خورد بود. البته از اول هم می دونستیم تیم حریف از ما قویتره ولی نه اینکه سنگین ببازیم. تیم مقابل ما چند سال بود تو دسته یک جا خوش کرده بود و تیم ما اولین بار بود که به لیگ دست یک نوجوانان شمال شرق

خوب شد که باختیم بیشتر بخوانید »

تو جنده‌ی خودمی

درِ اتاق رو زدن. خواستم درِ اتاق رو باز کنم که سحر با اشاره‌ی دستش بهم فهموند که بشینم روی تخت. خودش بلند شد و درِ اتاق رو باز کرد. افخم جوری با سحر احوال‌پرسی کرد که انگار بعد از چند سال دارن همدیگه رو می‌بینن! بعد از تموم شدن احوال‌پرسی‌شون، افخم به همراه چهار

تو جنده‌ی خودمی بیشتر بخوانید »

میشه خاله صدات کنم

کلاس دهم بودم. سر کلاس پرورشی معلم داشت در مورد مسائل جنسی حرف میزد. بچه‌ها همه ذوق کرده بودن و شک ندارم همه سیخ شده بودن. ولی من همه‌ی اینارو میدونستم! حتی بیشتر از اینا. معلم گفت: “راحت باشید و هر سوالی که میخواید بپرسید. اطلاعات داشتن در مورد مسائل جنسی برای شما لازمه و

میشه خاله صدات کنم بیشتر بخوانید »

معصومه و جندگیهای تطهیر شده

همین که رسیدم خونه دوشی گرفتم و رفتم توی اتاقم که چرتی بزنم، ولی دیدم معصومه پیام داده: حبیب بیشعور، من تازه یادم اومده، کثافت بیشعور تو چرا یک صیغه نخوندی؟! شوخی نبود. خانم دو دست کُس داده و کلی خرج گذاشته رو دست من تازه یادش افتاده که صیغه نخوندیم! بعد از فرستادن کلی

معصومه و جندگیهای تطهیر شده بیشتر بخوانید »

زکات کس

در گوشه‌ای از شهری، که مردمانش به نان و نوا و گناه مشغول بودند، زنی بود که چادرش تا نوک پاش می‌رسید و تسبیحش از دستش نمی‌افتاد. نامش «بی‌بی گلنسا» بود، اما مردم به طعنه او را «حورا خانم» می‌خواندند، که گویی از بهشت آمده! روزها در کوچه و مسجد، با صدایی پر سوز و

زکات کس بیشتر بخوانید »

الهام جون پورن استار من و سامان

سلام. علیرضا هستم و ۴۵سالمه.همسرم(که البته بعد از این ماجرا شد همسرم سابقم) الهام۳۲ساله. حدود ۱۰سال با هم ازدواج کردیم. خیلی هم زندگی خوبی چه از لحاظ جنسی و سکسی داشتیم چه از لحاظ عاطفی و خانوادگی .   من و الهام مثل همه زن و شوهرها هفته ای دو سه بار سکس داشتیم. یک

الهام جون پورن استار من و سامان بیشتر بخوانید »

برادر باج گیر

شروع این موضوع مربوط به 25 سال پیش میشه . حس عجیبی داشتم . قبلا اینطوری نبودم . فکر میکنم از زمانی که سینه هام کمی برجسته شده اند این حس نیز در من ظاهر شده و منو احساسی کرده . رُوم نمیشد با مادرم در این مورد صحبت کنم . هر وقت تنها می

برادر باج گیر بیشتر بخوانید »

مصاحبه با امام حسین

مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلاه. امام حسین :وعلیکم السلام. * مجری* : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟ امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای

مصاحبه با امام حسین بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا