فاحشه مقدس

سرمو به شیشه تکیه داده بودم. قطره های بارون به آرومی از رو شیشه پایین میومدن. ستاره م تو آسمون بهم چشمک میزد. هیچ کی دیگه حال نداشت. دیگه از بچه ها صدایی نمیومد. نمی دونستم چرا اما از اول اون روز یه احساس عجیبی داشتم. آسمونمو دیگه آبی نمیدیدم. می دونستم خدا با اون […]

فاحشه مقدس Read More »

مطب

يه روز بعد از ظهر يك ساعت زود تر از موعد رفتم مطب ديدم كه درب اصلي مطب بازه وقتي رفتم تو ديدم كه كسي داخل نيست از دست زيبا عصباني شدم آخه اون اينقدر بي ملاحظه نبود آروم رفتم تو ميخواستم برم تو دفترم كه ديدم صداي يه ناله داره از تو اتاق تزريقات

مطب Read More »

پیرمرد و شکارش

دفعه قبل که با دوستام میرفتیم شمال زنگ زدم عسل ( رفیق شخصیم) و گفتم با چند تا کوس دیگه از چهارشنبه بیان ویلا گفت که خودش و دوستاش میتونند از پنجشنبه ویلا باشند. منهم گفتم که با دوستان (حمید مجید احمد) منتظریم. خلاصه بندو بساط عیش و نوش (ویسکی/ تریاک/ گوشت فیله……) رو جمع

پیرمرد و شکارش Read More »

بابا پیری

عزیزم… بابا پیری قربونت بره…من نمیدونم چه مرضی دامن گیر ما ایرانی جماعت شده که غیر از دروغ چیزی دیگه نه میتونیم بگیم و چون خودمون دروغ گوئیم نمیتونیم به دیگران اعتماد کنیم. عزیز دل بابا ….یه نگاهی به این ملت بندازی میبینی که همه ما کم و بیش داریم زیر جبر این زمونه از

بابا پیری Read More »

خونه خالی و مینا خانوم

سلام من میلاد 23 ساله هستم و تو مشهد دانشجو هستم . من یه دوست دارم که که تو مشهد قاسم آباد یه خونه گرفته یه شب به من زنگ زد که میام دنبالت بریم خونه ما . من رفتم و اون تنها بود اونشب و هم اتاقیاش نبودن . این دوست ما یه دوست

خونه خالی و مینا خانوم Read More »

یک بعدازظهر متفاوت

هفت صبح یه روز سرد پاییزی به سختی تونستم خودمو از تخت خواب جدا کنم و بدون توجه به اصرار های مادرم برای خوردن صبحانه،اماده شدم که بتونم به کلاسم برسم.حتما براتون پیش اومده که نیم ساعت با موهاتون کلنجار برین و اخرشم اونجوری که میخواید نشه و اگه مثل من یه خورده وسواسی و

یک بعدازظهر متفاوت Read More »

من و خانم استاد

سلام من دانشجوی سال آخر، لیسانس در رشته کامپیوتر هستم. فامیل من فرهمند هست. دانشجوی رتبه اولی نبودم ولی معدل تمامی ترمام از 17 پایینتر نمی شد. من عادت به خوندن زیاد نداشتم. فقط رو استعداد و هوشم بود که نمراتم خوب می شد. به دروس ریاضی، برنامه نویسی و زبان انگلیسی علاقه زیادی داشتم

من و خانم استاد Read More »

سکس با خواهر زنم شیما

یهخواهر زن دارم ترکه ای از اون اندامایی که تا میبینم دیونه میشم. 17 سالشه و پیش دانشگاهی میخونه بخاطر شلوغی خونشون برای درس خوندن میومد خونه ما.چند روز قبل از اینکه این ماجرا برام اتفاق بیافته تو خونشون بودم البته برادر خانومم حسین آنجا بود. حسین که پشت کامپیوتر بود بازی میکرد شیما هم

سکس با خواهر زنم شیما Read More »

دختردایی حشری

یه روز از سر کار که اومدم خونه فقط پدرم خونه بود گفت دارم میرم سر کار اگه خونه ای سیما میاد اینجا جای که نمیخواهی بری؟ گفتم خستمه میخوام بخوابم سیما میشد دختر دایی ام. من و سیما بعضی وقتها یه حال کوچیکی میکردیم چند بار برام جلق زده بود چند بار لا پایی

دختردایی حشری Read More »

اولین تجربه من

سلام، اتفاقی که براتون تعریف میکنم شاید برای خیلی ها چیز مهمی نباشه … اول باید بگم که من یک دختر درسخون هستم و هیچ وقت به فکر دوست پسر نبودم ، با پسرهای زیادی برخورد داشتم اما همیشه رابطو در حد درس و یا کار بود تا اینکه تابستان گذشته وقتی از سر بی

اولین تجربه من Read More »

Scroll to Top