منتظریم کی شب حمله فرا میرسد

سه سال پیش زمستان ازدواج کردم 18ساله بودم شوهرم 25ساله بیش از ده روز کیرش بخاطر استرس سفت نشد از فامیل و غریبه همه فهمیدن تا پسر دایی شوهرم دکتر متخصص قلب است برای مبارکی با خانواده که خارج بودن اومدن خونه پدر شوهرم بودیم بخاطر اونها کلی از فامیل های نزدیک از شهرستان هم […]

منتظریم کی شب حمله فرا میرسد Read More »

خیلی راحت زنداداشمو کردم

مدتها بود با ترفند های مختلف زنداداشمو می مالوندم حتی بارها در خواب می بوسیدمش و و دستمو به باسن و سینه هاش می زدم دو بار هم از رو شورتش دستمو به باسن و و رو کصش زده بودم تا تکان خورده بود ترسیدم داداشم نگهبان یک کارخونه است ٢۴ ساعت سر کاره 24

خیلی راحت زنداداشمو کردم Read More »

عمو آمپول زن

سه سال پیش مریض شدم تازه ازدواج کرده بودم عمویم برد دکتر چندتا آمپول نوشت یکیشو مطب جلو چشم عموم زدن بقیه را عمو گفت خودم می‌زنم منم دنبال فرصت می‌گشتم تا عموم منو بکنه چون کیرشو بارها دیده بودم هم خوشگل بود و هم بزرگ چند بارم تو خواب منو با کیرش لاپایی حال

عمو آمپول زن Read More »

اتوبوس خوشبختی

اتوبوس خوشبختی *** نمیدونم چرا انگار نیرویی بمن دستور می‌داد با هواپیما نرو برو با اتوبوس این سفرتو انجام بده خرج و مخارج سفر بعهده شرکتمون بود بخاطر پولش نبود باور کنید نی ویی عجیب بمن می‌گفت باید با اتوبوس بری!! منتظر اتفاق غیر مترقبه بودم و دل شوره داشتم!! عصر پاییز 99 ساعت 8

اتوبوس خوشبختی Read More »

برادر شوهر امپول زن

به منم برادر شوهرم امپول می زد اوایل ازدواجم بود برادر شوهرم اب دهنش می رفت وقتی باسن منو می دید و می مالید 20 تا امپول بود باید روزی یکی می زدم تا میخوابیدم شورتو شلوارمو تا زیر باسنم میدادم پایین کیرش عینهو دکل زیر شلوار تو خونه ای بال می اومد و صداش

برادر شوهر امپول زن Read More »

شدم دیلدوی زهره

یادم نیست چند ساله بودم ولی یادمه شیر از پستان مامانم میخوردم شاید سه یا چهار ساله بودم چون مامانم بعد از من بچه ای را می‌اندازد طوری که نزدیک به وضع حملش بوده آن نوزاد در دم می‌میرد من باز به شیر خوردن از پستانهای زیبای مامانم ادامه می‌دهم بارها بابامو یادم هست پستان

شدم دیلدوی زهره Read More »

ما به هم محتاجیم

سلام اسمم زهرا 35 ساله دیپلمم را بعد ازدواجم گرفتم دارای دانشنامه فنی حرفه ای معادل کارشناسی از خود تعریف نباشه بسیار زیبا و خوش استایل کاملا تیپ اروپایی در روستای بزرگی که بوی شهر گرفته بود در خانواده مذهبی آخرین فرزند که 6 خواهر و 4 برادر بودیم دنیا اومدم بابا و مامانمو تا

ما به هم محتاجیم Read More »

مونا هم کیر میخواد

سلام دوستان مونا م ميخوام خاطرات و اتفاقات 6 ماه گذشته زندگيمو براتون بگم كه خيلى روى زندگيم تاثير داشت.اول از همه از خودم بگم 38 سالمه 165 قدمه 57 كيلو وزنمه پوستم سفيده خيليا بهم ميگن كه قيافه خوبى دارم تو يه شركت خصوصى كار ميكنم 6 ساله از شوهر سابقم جدا شدم ساكن

مونا هم کیر میخواد Read More »

خواهر خانمم

خواهر خانمم من مدت زیادیست با این سایت آشنا هستم و اغلب نوشته های افراد را میخونم سه سال است ازدواج کرده ام الان 39 سالمه زنم 30 سالشه اسمم «آ.پ» است تن به ازدواج نمی‌دادم چون نخستین عشقم نصیب یکی از فامیلهای نزدیکم شد که از هر لحاظ من سر تر بودم شغل خوبی

خواهر خانمم Read More »

کلید ترقی‌

سکس با زندایی کلید ترقی‌ ام در آینده ۱۸ ساله اندام متناسب و ورزیده عضو باشگاه بسکتبال هستم اسمم سیناست چند شب پیش اتفاق جالبی برایم افتاد فکر می‌کنم زندگیمو تغییر بده می پرسید چرا؟ و چگونه؟ مینویسم دوست داشتید بخوانید و پند بگیرید عمویی دارم حدود ۶۰ ساله ورزشکار بوده و الانم از ورزش

کلید ترقی‌ Read More »

Scroll to Top