سکس با فامیل

سکس با عمه عمو دایی و سایر وابستگان حشری و اهل حال.

آنچه که باید میشد

قسمت قبل «ساعت ۴ بامداد است و روز شنبه ۱۳ اسفند ۴۰۱» خلاصه ای از گلرخ : «سه خواهر یک برادرند از دایی زاده های مامانم هستند بنامهای فروغ ، ماهرخ، و گلرخ و برادرشان فرخ گلرخ زیباترین و بین دخترا کوچکشان است فروغ زن داداش وسطیم است اونم خوشگله نه به اندازه ماهرخ و […]

آنچه که باید میشد Read More »

زورگیر کردن زنداداش

سلام بکس. منم یه سری زن داداشم خونه تنها بود رفتم بالا دیدم باحوله حمومه خودش خشک میکرد حوله رو که در اوورد لباس تنش کنه پوست سفیدش افتاد بیرون و باسن خشگلشو دیدم تا منو دید معذب شد خودمو زدم به اون راه و لباساشو‌دادم دستش چند روز بعد دیدم خوابه وکسی خونه نیست

زورگیر کردن زنداداش Read More »

اکی عروس خانواده

از روزی‌ که اکی(اکرم) عروس خانواده ما شد و زن داداش خوشگلم پاشو گذاشت دودمان ما، عاشقشم عشق اول و آخرمه براش همیشه سر خم کرده و احترام گذاشته و می‌گذارم . فهرست ضد حال هایی که خودم به خودم زدم را بنویسم کتابی چند صد برگی خواهد شد و سوتی هایی که داده ام

اکی عروس خانواده Read More »

فرشید نشد فرشاد که هست

سلام فاطمه هستم کارشناسی معماری ۲۶ ساله سکسی ترین زن و عروس خانواده‌ی نسبتا شلوغ همسرم که یه خونه دوطبقه که همکف دست مستاجر است و ماهی یک روزم خونه نیستن و طبقه بالا دست ماست  دارند ی خانه هم در روستایی از یکی از شهرستانهای البرز دارند که من و فرشید در خونه تهران

فرشید نشد فرشاد که هست Read More »

حسن هم اینکاره س

من و داداشم که دو سال از من بزرگتره خونه ای شریکی در سمت مولوی خریدیم تو کار تولیدی بودیم داداش با دختری اشنا شد که خیلی زیبا بود رفت خواستگاریش و مامان و بابا را اورد خلاصه نامزد شدن و هنوزم نامزدن و عروسی نکردن دوران نامزدی زیاد میاد خونه تا می اومد اوایل

حسن هم اینکاره س Read More »

معجزه‌ی ماه مبارک رمضان

معجزه‌ی ماه مبارک رمضان توهمه‌ ی ماههای قمری ماه رمضانو خیلی دوس دارم چون معجزه‌ی این ماه مبارک بود بعد ۷ سال تونستم زنداداشو بکنم. زن داداشی دارم داف تمام معنا باسن ماشالا آهه تاقچه‌ای سینه کفتری کمر باریک قد بلند سفید مثل ماه تو زیبایی نظیرش نیست و تو همه فامیل تکه درست ۷

معجزه‌ی ماه مبارک رمضان Read More »

فردا رو کی دیده بکن تا نپریده

آبتین هستم 27 ساله اهل کرج 15 اسفند تهران سر کارم بودم مامان زنداداشم زنگ زد گفت چه ساعتی میری کرج گفتم 4 گفت بی خبر نرو آرتین(داداشم) رفته اهواز فاطی هم میخا بیاد خونتون چند روزی بمونه سارا ( زنم) دعوتش کرده تا فهمیدم فاطی جون میخا بیاد خونمون سراز پا نشناختم با آرتین

فردا رو کی دیده بکن تا نپریده Read More »

ولی ندا چیز دیگریست

دو سال بود که از ازدواج ندا میگذشت در حسرت شب عروسیش که در باغ ویلای من جشن گرفتند بودم که عکسهای خصوصی حجلشونو من گرفتم که خانمم فیگوراشونو درست می‌کرد و منم عکشونو با دو دوربین‌های فوق مدرن سونی و نیکون می‌گرفتم رسید به اونجا که زنم گفت مثل منوتو با لباس زیرهم تا

ولی ندا چیز دیگریست Read More »

من دختر داداشمو مدتهاس می‌کنم

من دختر داداشمو مدتهاس می‌کنم ۴۵ سالمه پارمیس ۳۲ سالشه بخاطر سکس با من تا حالا به کسی فکرم نکرده ،این گفته پارمیسه یک بار در شمال با زن یک غریبه معاوضه شدیم تنوع بود دو شبانه روز کیف کردیم پارانتیزم خیلی گشاد بود سه تا بچه از کس زاییده بود کسش خیلی شل بود

من دختر داداشمو مدتهاس می‌کنم Read More »

تا میتونی کص بده که تو پیری پشیمون نشی چرا ندادی

تا میتونی کص بده   مرضیه هستم 36ساله کارشناسی ارشد HSE در 17سالگی ازدواج کردم ادامه تحصیلمو خونه شوهرم دادم. درست شب حجله حامله شدم مادر شوهرم همزمان چهارماهه پسر حامله بود که بعد 5 ماه پسری درشت و زیبا دنیا آورد اسمشو آیدین گذاشتم (انتخاب اسمشو به من واگذار کردن) این اسمو قبلا بخاطر

تا میتونی کص بده که تو پیری پشیمون نشی چرا ندادی Read More »

Scroll to Top