سکس با فامیل

سکس با عمه عمو دایی و سایر وابستگان حشری و اهل حال.

جنده بود و من نمیدونستم

سلام من اسمم علی هست می خوام داستانم رو با شما به اشتراک بذارم … اول از خودم بگم من یه پسر 22 ساله ام و دانشجو هستم یه بدن نسبتا رو فرم  با یه کیر 15 سانتی،داستان از حدود 5 سال پیش شروع شد اوج بلوغ جنسی من،یه چند وقت بود که هر موقع […]

جنده بود و من نمیدونستم Read More »

مامان بزرگ جندم

سلام من یه مامان بزرگ جنده دارم که فوق حشریه و اندام خوبی داره ۶۵ کیلو کون درشت ممه های هشتاد و پنج که افتاده ولی خیلی خوبه مامان بزرگم مدیر دبیرستان دخترونه بوده بازنشسته هستش خالم اینا کانادا هستن بابابزرگ کچلم هم که بیق بیق عشقش فقط اینه که پشت موهاش رو دمب اسبی

مامان بزرگ جندم Read More »

سه شنبه روز خوبی بود

دوشنبه شب بود سعید اومد خونه و وسایل جمع کرد و چمدون بست گفتم کجا به سلامتی گفت فردا قرار با عمو برا یه قرار داد بریم کیش گفتم تا کی اونجایی گفت احتمالا یه هفته گفتم یعنی برا جشن علیرضا نمیای گفت فکر نکنم راستی برات مقداری پول ریختم به حسابت که نیستم لنگ

سه شنبه روز خوبی بود Read More »

دختره حرف گوش کن

تقریبا ۱۷سالم بود که پدر و مادرم از هم جدا شدن دلیلش بماند چون توضیحش خیلی مفصله و داستان زیادی طولانی میشه منو برادرم پیشه پدرم موندیمو مادرم با یه مرد دیگه ازدواج کرد که اسمش محمد بود و همسره سابقش مرده بود و یه پسر ۱۹ ساله به اسم علیرضا داشت و بعد ازدواج

دختره حرف گوش کن Read More »

هرکسیو دوست دارین بکنین

سلام،خاطره ای که میخوام براتون بگم رو برمیگرده به چند ماه پیش، قصه ازونجا شروع شد که من بچه بودم و هر وقت میرفتم پیش خالم چند روزی میموندم اونجا اخه یه شهر دیگه بودن، دختر خالم از من دو سال کوچیکتر، من الان بیستو یک سالمه، اون موقع شاید هفت هشت سالم بود،از داستان

هرکسیو دوست دارین بکنین Read More »

جشن آبریزان

من جوانی ۱۹ ساله تازه دیپلم گرفته بودم در روستایی از شهرستان قیدارخدابنده زندگی می کنیم که فاطی قدم به دودمان ما گذاشت فاطی ۱۷ ساله بود داداشم ۲۶ ساله ازدواجشان سر گرفت از همون اولین باری که فاطی را دیدم عاشقش شدم به دانشگاه رفتم و دانشجوی کشاورزی رشته باغبانی تحصیل می کردم هر

جشن آبریزان Read More »

پدر بچه منم

یک سال وچند ماهی از ازدواجم با نسیم می‌گذشت و پنج سال از ازدواج ژاکلین و داداشم پیمان سپری شده بود زن داداش کوچکم سال به‌ سال و روز به روز زیباتر می‌شد اسمشم مثل خودش زیباست، ژاکلین! دلمو ذره ذره برده و مال خود کرده بود ژاکلین مادرِ مادر بزرگش از ارامنه ارومیه بوده

پدر بچه منم Read More »

کوتاهترین داستان سکسی دنیا

بچه که بودم به بهونه کشتی گرفتن دستمو میبردم تو شورت خواهرم و اونم خوشش میومد. یه روز خجالت گذاشتیم کنار و شورتمونو دراوردیم و اونم همینطور ،چی دیدم کس بی مو و تنگ و لای پای داغو سفید ، اولش نمیزاشت توش کنم ولی بعدش گذاشت از کون بکنمش ، خیلی لذت بخش بود

کوتاهترین داستان سکسی دنیا Read More »

چرا منو نکردی چرا

شبی بعد از سالهای سال و از دست دادن آن همه موقعیتهای جالب او را در خواب دیدم به راحتی تسلیمم شد و لختش کردم سکسی شیرین و با لذت کردیم گله از گذشته کرد که چرا اون همه تسلیمت شدم منو نکردی چرا این همه دیر ؟! از خواب پریدم هیچ نبود نه یاری

چرا منو نکردی چرا Read More »

شیلا رو سفت و اساسی کردم

آبتین هستم 27ساله اهل شهریار 15 اسفند تهران سر کارم بودم مامان زنداداشم زنگ زد گفت چه ساعتی میری شهریار گفتم 4 گفت بی خبر نرو آرمان(داداشم) رفته اهواز شیلا هم میخا بیاد خونتون چند روزی بمونه سارا ( زنم) دعوتش کرده تا فهمیدم شیلا جون میخا بیاد خونمون سراز پا نشناختم با آرمان دوقلو

شیلا رو سفت و اساسی کردم Read More »

Scroll to Top