دخترخاله خجالتی

در ورودی رو قفل کردم
بردمش توی اتاق خواب خودم
شک و تردید قشنگ از چشماش معلوم بود
همون‌جوری سرپا ایستاده بود و دیوار رو نگاه میکرد

 

به تخت خواب اشاره کردم و گفتم آماده شو دیگه
_چکار کنم؟
_جلوی تخت زانو هات رو بزار زمین آرنج ها هم روی تخت
همین کار رو کرد

 

پشتش رو زانوهام نشستم دستم رو گذاشتم روی باسنش
فوری مثل برق گرفته ها برگشت و خودش رو جمع کرد
دو دستی از کمرش گرفتم نذاشتم بچرخه
گفتم دخترخاله اگه دوست نداری این کارو بکنیم میتونی بلند شی بری
با این حرفم یه ذره خودشو شل کرد

 

شلوارش رو تا نصف رانش دادم پایین که همزمان شرتش هم باهاش اومد پایین
سرش رو کرد زیر پتو نمیدونم از خجالت بود یا چیز دیگه که نمی‌خواست من صورتش رو ببینم
پیراهنش رو هم تا یه مقدار از کمرش دادم بالا

 

یه پک از لوازم نرم کننده و روان کننده و بی حسی و … آماده کرده بودم کنار تخت که خاطره خوبی واسش بسازم
فاکرهای عزیز همه می‌دونن که خاطره خوب اولین سکس برای یه دختر خیلی ضروری و حیاتی هست
دم کونش رو مقدار زیادی کرم روان کننده زدم و با قسمت نرم انگشت شست دست راستم سوراخ کونش رو ماساژ دادن
دست چپم همزمان خیلی آروم پوست کمرش رو نوازش میکردم

 

زبونم رو روی باسنش کشیدم و لیس زدم و این کار رو تکرار کردم
با صدای خفه و لرزون گفت پسرخاله نکن قلقلکم میاد
_اولش اینجوریه کم کم خوشت میاد
بعد چند دقیقه که با سوراخ کونش ور رفتم و پشتش رو ماساژ دادم کمی خودش رو شل کرد و تونستم ازاین فرصت استفاده کنم و انگشت فاک رو بکنم توش البته تا نصف
دوباره خودش رو سفت کرد و بیشتر نرفت تو

 

همین هم برای شروع خوب بود
بهش گفتم با این کون تنگ چجوری میرینی؟
_مگه چقدر میخورم که برینم نمی‌بینی چقدر لاغرم
وسط کون دادن داشت از هیکلش تعریف میکرد
البته تعریفی هم بود

 

سفید و خوشگل ، قد بلند ، هیکل ترکه ای ، ولی خب به دلیل بابای معتاد بیمارش و داداش های لات و الدنگش خواستگار خوب و درست درمون در خونه شون نمیومد و هنوز توی سن بیست و هشت سالگی مجرد بود
تا دیپلم بیشتر درس نخوند الان هم با خیاطی و آرایشگری که کلاس و دوره اش رو دیده دستش توی جیب خودشه
انگشتم رو درآوردم با روان کننده و کلی زحمت دوباره کردم توش
تا نصف کردم توش

 

با دست دیگه ام روی کمرش مالش و نوازش رو بیشتر کردم
باسنش رو هم بوس بارون کردم
خودش رو یکم شل کرد و تونستم انگشتم رو تا آخر بکنم توش
صدای آه و نالش کم کم بلند شد

 

_با دستت کصت رو بمال
_اسمش رو نبر خوشم نمیاد
_چی بگم پس ؟ جایی که ادرار ازش میاد رو بمال ، خوبه ؟
_بگو جلو کافیه
_باشه جلوت رو بمال عقب رو خودم در خدمتم

 

دستش رو برد جلوش و با صدا ناله ضعیف شروع کرد به مالیدن
کیرم رو از توی شلوار درآورم که هوا بخوره
شق شده بود توی اون جای تنگ به گریه افتاده بود کیر بیچاره
انگشت دوم رو فرو کردم یهو خودش رو جمع کرد و گفت آااایییی درد کرد خیلی میسوزه
دستم رو رسوندم به چاک سینه هاش و آروم شروع کردم به مالیدن سینه ها

 

لبهام رو روی باسنش گذاشتم و با بوسه های ریز و لیسیدن پیش نوازی رو به دلخواهش انجام دادم
خوشش اومده بود اینو از شل کردنش میشد حس کرد حالا دیگه دو انگشتم رو راحت توی کونش عقب جلو میکردم
_بکن توش دیگه هنوز کسی نیومده
رخ عقاب گرفتم و با لحنی شبیه گوینده های اخبار گفتم صبر داشته باش صبر ، به آرزوت می‌رسی
انقدر مشغول عقب جلو کردن دوانگشتی توی کونش شدم که قشنگ خودش رو روی تخت ولو کرد
نفس هاش به شماره افتاده بود

 

سر کیرم رو کلی نرم کننده زدم و یکم به بقیه اش هم زدم
پشتش روی دو زانو قرار گرفتم با یه دستم از کمرش گرفتم و با دست دیگه ام کیرم رو آروم روی سوراخ کونش گذاشتم
فشار دادم با زحمت سرش رفت تو
دو دستی از کمرش گرفتم و کم کم فشار رو بیشتر کردم

 

تنگی کونش به کیرم خیلی فشار آورد به سختی و خیلی کم یه ذره از کیرم توی کونش جا شد
گوشه چشمش خیس شده بود
گفت درد می‌کنه
_اولش اینجوریه کم کم جا باز می‌کنه ، دفعه های بعد بیشتر بهت حال میده
_این آخرین باره دیگه نمیخوام

 

آروم آروم تا نصف رفت تو
کمی دادم عقب و کمی جلو
با تلمبه های خیلی کوچیک آروم کیرم توی کون تنگش خیلی تنگش کم کم جا دادم
کیرم تا خایه توی کونش بود
چند لحظه نگه داشتم که بهش عادت کنه و بعدش کم‌کم تلمبه بزنم که احساس کردم آبم داره میاد
خایه ها رو نیشگون گرفتم که نیاد ولی نشد و با فشار توش ریختم

 

لعنتی بد موقع ارضا شدم تازه میخواستم توی اون کون تنگ که بعد دوازده سیزده سال فتح کرده بودم تلمبه بزنم
_چیشد اومدی ؟
_آره
_چقدر زود !
_ببخشید از دستم در رفت
کم کم کیرم شل شد و بیرون اومد
دیدم اینجوری نمیشه بزارم بره

 

بهش گفتم بره رو تخت و روی پشت بخوابه
شلوارش رو کامل درآوردم
سرم رو بردم لای پاش و کل کصش رو کردم توی دهنم
کس سفید بی مو
زبونم رو کردم توش و کشیدم بالا

 

انقدر لیسیدم که بعد دو سه دقیقه پاهاش رو دور گردنم سفت کرد نزدیک پنج شش ثانیه لرزید و بعدش شل شد اگه بیشتر طول می‌کشید میشدم شهید راه کصلیسی
چند لحظه بعد که حالش جا اومد سریع پرید از جاش و گفت من برم هنوز کسی نیومده و تو کسری از ثانیه لباس پوشید و فلنگ رو بست
رو تخت دراز کشیدم و برای بار بعدی نقشه میریختم

 

یه ذره اعصابم خرد شده بود که زود آبم اومده
چندین سال مخ زنی و مهندسی و برنامه ریزی برای دو سه دقیقه !

مطمئنا اگه داستان زدنِ مخش رو بخونید حس منو میفهمید و اینکه چجوری به سمتش گرایش پیدا کردم و چجوری یه دختر خجالتی که تا این سن بدون هیچ رابطه ای بوده به من پا داد…

بازدید از سایت سکسی سکس➥ و چت سکسی شهوتناک➥ یادت نره! کلیک کن!➥ ممنون

1 thought on “دخترخاله خجالتی”

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *

Scroll to Top