کون دادن

اگر نمیتونی بکنی و فقط میتونی کون بدی احساس خجالت نکن چون هر کسی برای یه کاری ساخته شده. پس کون بده و از زندگیت لذت ببر.

آئینه ی عبرت

درود خدمت خوانندگان . امیدوارم عبرت باشه تا برا پدر مادرا . که پسر کوچیکشون را تنهایی با دایی یا برادر بزرگترش یا عمویش تنهایی جایی نفرستند. آرمین هستم ۳۰ ساله . این داستان برای زمانی که حدودا اول راهنمایی درس می‌خواندم. یک خواهر بزرگتر از خودم دارم و خودمم فرزند دوم خانه هستم.از استانهای […]

آئینه ی عبرت Read More »

آخ آخ نه نه

سلام دوستان من بچه افغانستان هستم داستانی که برایتان تعریف میکنم واقعی برمیگردد به سال خیلی وقت پیش زمانی 16سالم بود پسرم خوشگل بدنی سفید کونی کرد وبرخسته داشتم   توشهر ما پسرها خوشگل اگر مواظب خودشان نه باشن کونی میشوند یکی اروان هامنم که تو17سالاگی توسط سه نفر زور گایی شدم بعد شدم کونی

آخ آخ نه نه Read More »

بهترین تابستون عمرم

وقتی بچه بودم،دو تا همسایه داشتیم که اتفاقا پسرهایی با سن و سال 2-3 سال کمتر از من داشتن. کلا توی محله ما پسرا با هم توی خیابون فوتبال بازی میکردن، و یکی که ضعیف بود و خوشگل بود رو زیادی دستمالی میکردن، من با اینکه خودم خوشگل بودم، ولی خیلی قلدر و دعوایی بودم

بهترین تابستون عمرم Read More »

چطور منو کونی کردن

سلام دوستان … این داستان و مینویسم که پسرا گی شدن را یاد بگیرن کاریکه الان در کل جهان طرفدار داره پرچم مخصوص خودش و داره ودر غرب هیچکس گی بودنش را پنهان نمیکنه و با افتخار از ان صحبت میکنه ‌در کشور ما هم گرچه حکومت برای لواط مجازاتهای سنگینه مثلا اسلامی در نظر

چطور منو کونی کردن Read More »

کونی نبودی حالا کونی شدی

سلام دوستان من ناصر هستم الان ۳۵ سالمه ولی این داستان مال ۱۴ سالگیم هست و در باره اینکه ی غفلت مادرم باعث شد من کونی بشم. بین ۱۴ و ۱۵ بودم و رفته بودم دبیرستان پسر سفید وقد بلند و صاحب جمال بودم تعریف نباشه کون خوبی هم داشتم که هم کلاسها اغلب انگشتم

کونی نبودی حالا کونی شدی Read More »

کیر کیمیا و پیر بی‌ ریا

سام علیکو این حرفا ؛بعد از سال ها بلاخره منم تصمیم گرفتم خاطره اولین سکسی که داشتم و بنویسم تا چهارتا کف دستی باز مثل خودم که اینجا ول میچرخن یه حالی بکنن اول کوتاه از خودم بگم من رهام هستم الان ۲۲ سالمه که دارم مینویسم، یه پسر با قد ۱۷۰ وزن ۹۵ اضافه

کیر کیمیا و پیر بی‌ ریا Read More »

فتح سوراخ

از وقتی دیدمش حس خوبی نسبت بهش داشتم، یه حس متعلق بودن، یه حس آرامش، مثل حس پسر نسبت به پدر، اما یکمی متفاوت تر. اون زمانی که اومد و مستقر شد و چند ماهی که گذشت میشه گفت همسایه نزدیک بودیم هر روز همو میدیدیم. باهام درد دل میکرد. از خاطراتش، از مشکلاتش و

فتح سوراخ Read More »

درد دلهای یک کونی‌

سلام الان ۴۴ سالمه متاهلم زنم خوشگله که به من میگن برای تو زیادیه ولی من همچین حسی ندارم بگذریم از وقتی که حودمو شناختم دوست داشتم همه چیزو امتهان کنم ازجمله کون میدادم بعصیا رو میکردم توسن بلوغ بودم دوستانم دوست دختر داشتن من خیلی حسودیم میشد چون زاهرم خوب نبود هیچ دختری باهام

درد دلهای یک کونی‌ Read More »

کون تضمین نمره

سلام من پرهام هستم و این داستانی که می‌خوام تعریف کنم واسه ۱۵ سالگی من هست و کاملا واقعی.   من توی این سن به یه بلوغ دیررس خوردم و حتی صِدام هم تغییر کمی کرد و اصلا بدنم به غیر از کیرم مو نداشت یه معلم داشتیم آقای محمدی معلم ریاضی ما بود و

کون تضمین نمره Read More »

مدرسه مذهبی

دوم دبیرستان ، توی یه مدرسه مذهبی درس میخوندم. درسم زیاد خوب نبود مثل هر نوجوون دیگه ای درگیر پورن و خود ارضایی شده بودم سال جدید شروع شده بود ، بچه های قدیم میدیدم با چند تا قیافه جدید… خودمم یه پسر مثبت و ساکت بودم نه طرفداری داشتم نه توی اکیپی بودم  

مدرسه مذهبی Read More »

Scroll to Top