باورم نمیشد که الان کنارش خوابیدم کنارهم زیریک پتو یاد مجردیهام افتادم هروقت میومدیم خونه عمه اون دور ازچشم دیگرون دستم رو میگرفت و میرفتیم طرف پشت بوم اتاق شخصیش،تادرازپشت قفل مبشد دیگه نه ازخنده وشوخی خبری یود نه ازمهربونی عمو جون. ازپشت بقلم میکرد التم روازروی شلوار میمالید ودرگوشم نجوا کنان میگفت کونت چقدر تپل شده کونی،من اونقدرخجالتی بودم که حتی سرم بلندنمیکردم جوابش روبدم واون هم این رومیدونست.
التم که بلند میشد میگفت اینقدر کون دادن رودوست داری ویه ویشکون محکم ازبدنم میگرفت خجالت میکشیدم حتی اخ بگویم یه بار هنگام لخت شدن بودم واو با یک شرت کشی سفیدکه الت برامده اش کاملا مشخص بود پشتم منثظر بود صدایم کرد تابرگشتم یک سیلی محکم زد توی گوشم با چشمان باز نگاهش کردم اوهم درچشمانم خیره شد چشمانم پرازاشک شد مثل زنی که شوهرش مزدسالها زحمتش را بانامردی نداده اما زورش نمیرسد که کاری کند.
دست گذاشت روی شونه ام گفت زانو بزن باصورتت بمال به التم ازروی شرتم ببینم کونی دوست دارم بزنمت سریع دولا شد ماچم کرد گفت ببخشید من گاهی طالب سکس خشنم یهو لبخندروی لبم نشست خیالم راحت شد که این خشم جزع خسلت اوست گفت بخواب دراز کشیدم روی تخت خیلی حشری بودم بادستهای پشمالویش رویکونم لای چاک باسنم میمالید ومیگفت اگه زن داشتی اجازه میدادی عموهم بکنتش گفتم بله عمو گفت الان میگی چندسال دیگه یادت میره گفتم نه من ارزومه الان زن داشتم وشما وسطمون میخوابیدید و میگفتید عموجون شوهر دوتاتونه هم زن خونه هم شوهرش ،شوهرش هم زن منه اره عمو.
باسنم رو سمت التش فشارمیدادم ومیگفتم اره عمو جون اره عموجون وحالا چندسالی ازازدواجم میگذرد ومن امشب به هوای دیدن عمه ام امدم خانه شان اما همه به شهرستان رفته بودند واو درخانه تنها بود من دیر وقت رفته بودم که عمه ام نگهم دارد تا کمی کون تپلش رووقتی شوهرش که زودمیخوابید که صبح زود سرکاربرودمیخوابید دیدش میزدم خود عمه ام هم میدونست ودوست داشت چندبارمخصوصا بلند شدم وعمه ام الت برامده ام را دید وبا لبخند گفت عمه قربون بچه خشگل داداشم برهومن دستم روبه التم میمالیدم ومیخندیدم اما حالا گیر این پسرحشریش افتاده بکدم یه گل ازقبل چاقیده بودم واماده داشتم رفتم توحیاط کشیدم وامدم وای چه حالی فقط میلم به او بود کنارش دراز کشیدم به پهلو شدم وباسنم رو کامل ومحکم به اوچسباندم خاطرات سکسی که بااوداشتم التم رابیدارکرده بود اوازپشت با التی راست شده ارام ارام فشادمیدادمغزم پرازدودبود یادسکس باهمسرم میوفتادم که هربارارزو میکردم که اوهم وقتی که زنم راازپشت بقل کرده بودم والتم را به التش کرده بودم اوهم التش راازپشت درسوراخ مقعدم فروکند امااگردستش به بدن زنم بخورد چی …
اولش مقاومت میکردم ومیگفتم نمیذارم اما وقتی بیشتربه این پوزیشن فکر کردم کم کم برایم عادی شد یعنی به اودرکنارهمسرم بودن درذهنم عادت کردم حالادیگر دوست داشتم تااوهم درکنارخودم به زنم جلوی چشمان خودم دست بزندوتمام این افکارکافی بودتاتبدیل به یک برده جنسی شوم خودم راطوری دراغوشش جای دادم که متوجه شدکه به شدت میخواهم موهای بدنش بدنم را مور مورمیکردحس تسلیم وتحقیر اومدسراغم برگشتم وبه شکم خوابیدم توتاریکی اتاق اون معنی این حرکت میدونست داشتم بازیه تجربه شیرین ولذت بخش روکسب میکردم زندگیش میکردم ،اول رونهای پهن پاهاش لخت وپشمالو روی رون پاهای لخت خودم احساس کردم بلن میشه تابخوابه روم اول کل بدنم انگار یه فردکاملا پشم است ،میخوادبخوابه روم به سرعت کرمای تنش را داغی بدنش وبعد سنگینی کل هیکلش روی خودم که باعث تنفس بازورم میشود انگارنفس نفس میزنم وکلفتی التش که ابتدا روی سوراخ مقعدم مالید وبعد خالی های وجودم را بادردی شیرین وپرازلذت پرمیکند بازخالی میشوم اما لذتم بیشتر میشودو دران واحد باز پر میشوم
حال دیگر ان درد باهمه شیرینیش هم دیگر نبودوفقط لذت ولذت ولذت است ونجواهای مردانه او که درابتدا گوشم را قلقلک میداد امانمیخواستم تصویری که سالها ارزویم شده بودراخراب کنم نجواهای شهوت انگیزش اوهمچواستادی که میداندکه هم اکنون چه میخواهی نجواکنان حرف میزد ومنتظرپاسخ میماند نجواکنان میگفت دوست داری کون بدی باز کیرعموجونت میخوای؟ اوهوم،گفتم زن گرفتی شاید کیر نخوای دیگ !میخوام عمو،میخوام عموجون،خانمت چی بهش گفتی که کون میدی به عم گفتم نه گفت چرا ؟
هیکلش که خوبه کونش هم که گندست سینه هاش نوکش قرمزه ؟اوهوم ،کستکش من کیه اوهوم، اوهوم نه ابله میگی منم عموجون وگرنه عمو تنبیهت میکنه گفتم چشم تاریخ بازتکرارشده بود برگشته بودیم به بیست سال پیش،گفت اخرین بارکی با زنت سکس کردی،یعنی یه لیس روی لاله گوشم کشیدوگفت کی کردی زنت رو ؟ گفتم دوسه شب پیش گفت چی پای اکن جنده بود گفتم ساپورت سفید وشرت وسوتین صورتی یهو کونم داغ شد انگاراب جوش ریختند توی کونم التم روگرفت تودستش ودرگوشم گفت میخوام کیرم ازتوی کونت بکشم بیرون بکنم توی سوراخ کس زنت والتم روباپیش اب لغزندم محکم مالید اب لذت از م خارج میشدو اب م ازپشتم سرازیر بود یه حالی بودم دوتایی ازلذت همون طور خوابمون رفته بود وقتی ارضا شده بودیم
من که یه چنددقیقه ای توبقل پشمالوی مردونه اون اب ازم خارج میشد حال عجیب وفوق العاده عالی بود ،که برای همتون ارزو میکنم .
باتشکر از عمو ترامپ
مجتبی خاخام نه ای
