روش اول
قدیم که زنان کمتر اجازه بیرون رفتن از خانه رو داشتن یک راه دادنش این بود که روحانیها را در لباس دعانویس یا فالگیر میاوردن خانه حالا اگر با اجازه شوهر بود چه بهتر ولی اگر شوهر اجازه نمیدادم زنها کار خودشون را یواشکی انجام میدادن .زن به دعا نویس میگفت یکی کمر شوهرم را بسته و بامن میخوابه نعوذباله کیرش راست نمیشه من هرشب باید در حسرت کیر باشم .دعا نویس هم میگفت چاره دردت پیش منه .یا دعا برات مینویسم که باید خودم ببندم به کست .که هروقت کیر شوهرت به دعا بخوره کیرش چنان راست شود که کس و کونت را یکی کنه .
زن که میدانست همش فریبه ولی برا رسیدن به فیض عظمای یک ارگاسم شیرین با کیر یک مرد غریبه قبول میکرد .پس زن لخت مادر زاد شده و دعا نویس را هم لخت میکردخلاصه خلیفه رو وارد بغداد میکرد اگر هم مخواست میگفت حاج اقا کون هم هست قابل شما رو نداره خواستی نمایند تام الاختیارت رو بفرست توش ببین چه خبره .دعانویسم که از خدا میخاست کیر مبارک را وارد روده های حاج خانم میکرد تا میتونست تلمبه میزد تا حاج خانم از فرط لذت بیهوش بشه دعا نویس ممه ها وکس حاج خانم را میمالید تا بهوش بیاد .
ازاو اذن دخول مجدد میخواست حاج خانم هم میگفت وا حاج اقا اذن نمیخواد همش ماله خودته کرم نما و فروکن که اشیانه توست .دعانویس هم احسنت و بارک اله میگفتو مجدد در مقعد حاجیه خانم تا بیخ فرو میکرد و کس کون بانوی عفیفه را یکی میکرد .دعانویس به حاجیه خانم گفت اگر دعای منهم افاقه نکند وحاج اقا موقع کردنت نتواست نعوظ حاصل نشد اعوذباله این داستان که بین ما اتفاق افتاد را با لطایف الحیل براش تعریف کن انشااله از لذتی که خواهد برد راست خواهد کرد و بنده هم بعنوان نفرسوم همواره در خدمت شما زوج محترم هستم .
روش دوم
قدیم این روشهای امروزی برای حامله کردن زن وجود نداشت وتنها راه ریختن منی مرد داخل کس زن بود.این بود که وقتی زن حامله نمیشد مرد تو دوست و فامیل سر افکنده میشد و از طرف دیگه زن هم میخاست مادر بشه .تنها راه حل مشگل این بود که از نفر سوم استفاده کنن .که اشنا و فامیل هم نباشه .مرد قدبلند و زیبا باشه .
معمولا میرفتن مسافرت تا یکی رو پیدا کنند .مردام که از خدا خواسته .به ی مرد هم اکتفا نمی کردن برا بالا بردن شانس از چندتا مرد برا گاییدن زن استفاده میشد .طوریکه وقتی زن حامله میشد نمیدونست بابای بجش کیه .اینطوری هم مرد راضی میشد هم زن ولی خیلی زنها که مزه کیر مردهای مختلف را چشیده بودن بقول معروف کیر پرون میشدن وبا اجازه یا بی اجازه همسرشون به مردای دیگه کس وکون میدادن و مردم هم میدونست خودش زنشو جنده کرده حرفی نمیتونست بزنه و عملا بی غیرت میشد و خودش میشد کسکش زنش .
من خودم مردی بودم که همینطوری الکی الکی کسکش زنم شدم و سه تا بچه دارم که نمیدونم باباشون کیه.
نویسنده: موشقوا
