2013

سکس سریع در مترو

این یه خاطره اییه که شاید برای خیلی از شما ها اتفاق افتاده باشه … من زیاد اینجا نمیام و تاحالا هم داستانی آپلود نکردم ولی این مورد رو دوست دارم باهاتون در میون بذارم. برای خودم که اولین بار بود و اصلاً نفمیدم چطور و چرا اتفاق افتاد … من بی اف دارم و […]

سکس سریع در مترو Read More »

از نیم شروع شد

خوابم نمیره برم نیم (مسنجر نیم باز) ببینم چه خبره گوشی برداشتم رفتم تو برنامه مهرشاد(برادرم) بیا نیم روم esf رفتیم داخل روم پنج یا شیش نفر بیشتر داخل روم نبودن سلام دادم جوابا اومد ازم asl خواستن جواب دادم آرش 24 esf یکی از ای دی ها با من گرم گرفت (دوستان شرمنده ای

از نیم شروع شد Read More »

کون دادن به سرایدار

من عاشق هم جنس بازيم يعني با اين كار لذت ميبرم و ارضا مي شم. دوست دارم لباس زنانه بپوشم و مردها با هام حال كنن اغلب اوقات كه تنهام شورت زنانه و كرست جوراب و تي شرت و دامن كوتاه مي پوشم پاهام و دستهام و لاك ميزنم خلاصه تو لحظه اول هر كي

کون دادن به سرایدار Read More »

اولین سکس عاشقانه با امیر

سلام خدمت همه بچه های گل وباصفای شهوتناک اول از همه بگم که تنها چیزی که واقعیت نداره اسمای من ودوست پسرم هست وگرنه داستانم واقعیه دقیقا 1هفته پیش اتفاق  افتاده. اسمم نفسه 23سالمه اهل تهرانم قدم170نه لاغرم ونه چاق نه خیلی خوشگل و نه زشت درکل همه شاکر بودم ازخدای خودم.حالا میریم سر داستان خودم

اولین سکس عاشقانه با امیر Read More »

خنده دختر عمه ام به گریه تبدیل شد

سلام،من علی هستم 18 سالمه قدم حدود :182 وزنم 74 ،اولین بارمه داستان مینویسم پس لطفا فحش ندید من یه دختر عمه دارم اسمش سیمین هست دو سال از خودم بزرگتره ولی سنش از من کمتر نشون میده ،یه کون بزرگ وسکسی داره که شرط میبندم هر کس اونو ببینه میگه ای کاش این یک

خنده دختر عمه ام به گریه تبدیل شد Read More »

منو خواهر زنم ،آناهیتا

سلام من کیان 29ساله از شاهین شهر هستم فکر کنم بیشترتون بدونین کجاست؟ (بخاطر کوسای ناپی که داره میگم دیگه) . بزارین از خانواده خانمم بگم خانمم 6 تا خواهر داره (یکی از یکی خوشکلتر خوش تیپ تر) 5تا از خواهر خانومام متاهل هستن ویکی شون مجرد. دو تاشون توی شاهین شهرند. یکیشون کرمان. سه

منو خواهر زنم ،آناهیتا Read More »

نگار و بابک

يه چند وقتيه که برايه سرگرمي ميرم پيش پسر داييم تو مغازه پيتزا فروشي. داييم برايه مهران يه مغازه جمع و جور خريده تا بتونه برايه خودش کار کنه و خوش بگذرونه تو مغازه چند تا کارگر کار ميکنن من و مهران هم ميشينيم پشت ميز و به تلفن ها جواب ميديم و…. يه روز

نگار و بابک Read More »

سعید و عمه

تو خانواده ما هيچ كس رو نمي توني پيدا كني كه مدرك تحصيلي اش كمتر از ليسانس باشه . همه درس خونده ان . البته يك دليل عمده اش پدربزرگ مونه . پدر پدربزرگ جزو اولين كسايي است كه رفته فرنگ درس خوندن و اونجا اقتصاد خونده بود ، پدربزرگ من هم جزو كله گنده

سعید و عمه Read More »

کاش یه دختر بودم

سلام اسم من مهرداده من هميشه آرزو داشتم كه اي كاش يك بار ميتونستم جاي يك دختر باشم و كلي سكس كنم ولي هيچ وقت امكانش فراهم نشد ، خيلي وقتها سعي ميكردم به يك نحوي خودم جاي يك دختر بزارم مثلا يك آي دي دخترونه درست ميكردم و با پسرها سكس چت ميكردم يا

کاش یه دختر بودم Read More »

طعم تلخ عسل

  نور افتاب ظهر از لابلای درزهای افقی کرکره خودشو به زور تومیکشید و ولومیشد روتن لخت زن. ذره ذره لمس میکرد و زن گرم میشد. اما این گرما در مقابل حرارتی که از درونش بلند میشد هیچ بود. اندامی بدون هیچ عیب و نقص با زیبائی خدادادی . فاصله بین باسن برجسته و بالاتنه

طعم تلخ عسل Read More »

Scroll to Top