2013

ماجرای من و دختردایی جیگر

سلام به دوستان عزیز میخوام خاطره ای که برام اتفاق افتاده براتون تعریف کنم وبگم که داستانم عین واقعیت و از این تخمی تَخَیُلی ها نیست! راستی ببخشید که خودمو معرفی نکردم من اسمم علی و19 سالمه این خاطره هم مال سال 90 . از مشخصات خودم من قدم 183 و پوستم سفید ” چارشونم […]

ماجرای من و دختردایی جیگر Read More »

آندوسکوپی مادرزنم

سلام خدمت دوستان .از این که خاطرمو میخونین ممنونم.اول بگم چون خاطرم واقعیته و جز حقیقت چیزی نیست زیاد طولانی نیست چون نه با زور مادرزنمو کردم نه چیزه دیگه.دانشگاه بودم که ازدواج کردم بعد اتمام دانشگاه رفتم خدمت .من اون موقع سرباز بودم البته چون متاهل بودم تو شهرم خدمت میکردم.یه روز تابستون که

آندوسکوپی مادرزنم Read More »

دختر تپل همسایه

سلام.من امید هستم.31سالمه از ارومیه.تا حالا چندین داستان براتون تعریف كردم كه فكر میكنم با توجه به نظراتتون جالب بوده باشه.امروز هم یه داستان دیگه براتون دارم كه امیدوارم از این همخوشتون بیاد و نظر بدین. من سال اول دانشجویی بودم و دختر ناز همسایمون زهره داشت برای كنكور آماده میشد.زهره دختری خوشگل و ناز

دختر تپل همسایه Read More »

عملیات نجات!

سلام به کل بکس شهوتناک 🙂 .امروز اومدم یکی از با حال ترین خاطره های سکسی که البته مربوط به دوستم و همسایشون میشه رو از زبون دوستم براتون تعریف کنم. یه روز گرم تابستونی بود من هم به خاطر گرمای زیاد هوا خونه نشسته بودم تا یه کم هوا خنک تر بشه با رفقا بریم

عملیات نجات! Read More »

مسافرخونه

از ناصر خسرو که پيچيدم تو کوچه مروی ضربان قلبم اونقدر تند شده بود كه احساس می كردم الان از قفسه سينه م می زنه بيرون . بدنم داغ شده بود . با خودم فکر کردم « امروز ديگه به علامتاش جواب می دم » . دو روز پيش به مسافرخونه اومده بودن . از

مسافرخونه Read More »

الکی الکی

سلام.من ایکس هستم از تهران.24 سالمه و تپلی و با مزه هستم.(البته به گفته ی دوستان).این خاطره مربوط میشه به هفته پیش.موقعی که مثل یه جسد داشتم از سر کار برمیگشتم و می خواستم ماشینو پارک کنم متوجه فعل و انفعالاتی در انباریه یکی از همسایه هامون شدم.(ادای برخی توضیحات:پارکینگ آپارتمان ما دو طبقه است

الکی الکی Read More »

زنم دخترهمسايه رو برام جور كرد

سلام هومنم خاطره اولم بنام چطورشوهر مادرزنم شدم راخوانديد وديديد چطور اتفاقي اولين سكس خارج ازازدواجم واقع شد. تايك ماه درترس وعذاب وجدان غوطه ميخوردم تااينكه يك شب اتفاق عجيب تري افتاد. سحر همسرم بعدشام گفت بايدبا هم حرف بزنيم و برايم گفت دوسال تدارك ميديده تامن ومادرش سكس كنيم گفت وقتي كيرت توكس زن

زنم دخترهمسايه رو برام جور كرد Read More »

زن طبقه پایینی

اسم من علی هستش.19 سالمه.این داستانی که میخوام واستون تعریف کنم بر میگرده به هفت ماه پیش. در ضمن دوستان اینو بگم که این داستان واقعیت داره. مثل داستان دیگران چرند وپرند نیست.{که بیام یه خاطره ی الکی از سکس با محارم بنویسم.} خوب گفتم داستان بر میگرده به 7ماه پیش.زمانیکه ما تصمیم گرفتیم خونه

زن طبقه پایینی Read More »

کس به جای ناهار

سلام گرسنم بود.كسي خونه نبود رفتم از طبقه بالا كه خانه يكي از دوستاي بابا بود و اونجا با ما زندگي ميكردن غذا بگيرم كه خاله همون دوست بابا اومد بعد از سلام احوالپرسي من بهش گفتم جريان اينه و غذا هم نداريم و كسي هم خونه نيست . گفت منم تنهام صبر كن بيام

کس به جای ناهار Read More »

فکر کنم میشه دوستت داشت

بعضی وقتا تو زندگی ادم یه اتفاقای بزرگی میفته که منشاء اون از یه اتفاق خیلی سطحی و کوچیکه مثلا اگه وسواس داشته باشی که هر شب مسواک کنی یه شب که مسواک نزنی صبح خالت بی خبر میاد و بوسه بیدارت میکنه و …. من همیشه ی عمرم دختری بودم که به مزاحم های

فکر کنم میشه دوستت داشت Read More »

Scroll to Top