داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

خواهرزن اهل حال

سلام من مسعودم ۴۰ساله وضع مادی ام توپه همسر وبچه دارم ولی اصلا خوشی بهم نیومده   دقیقا چهارسال پیش همین موقع جام جهانی بود که من توشمال ویلامو میساختم البته یه اپارتمان هم اونجا مبله واسه خانم بردن هام دارم خلاصه من توچند تا خواهرزن ای که داشتم نه بخاطر قیافه به خاطر کونی […]

خواهرزن اهل حال بیشتر بخوانید »

کون در برجک

با سلام….. اسم من سیناست….20 سالمه با قد بلند و قیافه معمولی….خاطره ای که میخوام بگم مربوط به چند هفته قبله که من برای اولین بار پس از بلوغم به آرزوم رسیدم و با یه نفر گی  کردم. تو کودکی گی داشتم ولی لذت این دفعه رو نداشت چون نه خودم نه طرفای مقابل بالغ

کون در برجک بیشتر بخوانید »

چادری‌ ها هم کیر میخواهند

من سعید هستم 26 ساله. سال 85 که فقط 14 سالم بود تو با یکی از دوستام تو بسیج محل ثبت نام کردیم. ادم مذهبی نبوده و نیستم. کلاسهای پایگاه روزهای فرد هر هفته بود و منو دوستم سجاد پای ثابت پایگاه بودیم و امکان نداشت جلسه ای رو نریم. و بعد دو سال که

چادری‌ ها هم کیر میخواهند بیشتر بخوانید »

راز بزرگ خاله

سلام من سعید هستم بیست و هشت ساله از تهران مجرد در حال حاضر تو یه شرکت خصوصی به عنوان حسابدار مشغول به کار هستم به همراه پدر و مادر و برادر کوچکترم وحید زندگی میکنیم ما اصالتا شمالی هستیم… *** وقتی خیلی بچه بودم تابستونا میرفتیم شمال خونه پدربزرگم و دو سه ماهی تا

راز بزرگ خاله بیشتر بخوانید »

زهرا زهرا کیر من شد اسیرت

سلام من اسمم رضا هست 19 سالمه با قیافه عادی و هیکل معمولی قدم 178 و وزنم 72.  داستانی که واستون تعریف میکنم مربوط به پارسال که 18 سالم بود… *** ما در یکی از شهر های استان کرمان که لازم نمیدونم بگم کدوم شهر زندگی میکنیم شهر ما شهر کوچیکی هست و معمولا همه

زهرا زهرا کیر من شد اسیرت بیشتر بخوانید »

شوهر خالم مامانمو کرد

سلام من پویا هستم میخوام از دوران راهنمایی براتون خاطره بگم این خاطره مربوط میشه به مامانم و شوهر خانم یه روز که بچه های کلاسمون قرار بود برن اردو و من نمیخواستم باهاشون برم،موندم خونه و مدرسه نرفتم اون روز قرار بود مامانم بره پیش خالم برای سر زدن منم با مامانم رفتیم خونه

شوهر خالم مامانمو کرد بیشتر بخوانید »

جاده‌های خاکستری

سینا چمدونم رو گذاشت توی صندوق اتوبوس. همراهم اومد بالای اتوبوس و کمک کرد تا شماره صندلیم رو پیدا کنم. صندلیم وسطای اتوبوس بود. به خاطر بچه نمی خواستم کنار پنجره باشم. گاهی لازم بود راش ببرم. یه دختر جوون لاغر اندام اومد و نشست کنارم. ظاهرا خوشحال بود که کنار پنجره نشسته. سینا از

جاده‌های خاکستری بیشتر بخوانید »

کسو بالاخره داد

سلام نمیخوام چرت بنویسم این تجربه ی خودمه اسمم میلاده و ۱۷سالمه . پنج تا زندایی دارم که یکی از یکی بهتر. همیشه اونا رو دید میزدم مخصوصا اخری که از همه جوون تره .ولی این داستان درباره اون نیست و مربوط به زندایی بزرگمه که اسمش رویاست و هیکلش خیلی درشته و تقریبا از

کسو بالاخره داد بیشتر بخوانید »

بهترین هدیه به کسی‌ که بهم زندگی‌ هدیه داد

دلم نمی خواست بیدار شم دوست نداشتم به ساعت نگاه کنم انگار ميترسيدم که ببینم ساعت 7 شده دلم واسه یه ذره بیشتر خوابیدن با عقلم یکی به دو میکرد یکی از چشمامو نیمه باز کردمو به ساعت نگاه کردم 6:55 با یه اووف زیر لب پاشدم و به یه روز لعنتی دیگه که خواب

بهترین هدیه به کسی‌ که بهم زندگی‌ هدیه داد بیشتر بخوانید »

جنده کردن زنم سارا

سلام من سامی 27 ساله چهره معمولی و تقریبا چاق که با دختر خالم نوزده سالشه ازدواج کردم. اسمش ساراس فنج تشریف دارن کوتا و لاغر ولی چهره زیبا و سفید با کون درشت و گرد. من از بس داستانای شهوتی رو خونده بودم بد جور روم تاثیر گذاشته بود وقتی که عقد کردیم زنم

جنده کردن زنم سارا بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا