داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

کون در برجک

با سلام….. اسم من سیناست….20 سالمه با قد بلند و قیافه معمولی….خاطره ای که میخوام بگم مربوط به چند هفته قبله که من برای اولین بار پس از بلوغم به آرزوم رسیدم و با یه نفر گی  کردم. تو کودکی گی داشتم ولی لذت این دفعه رو نداشت چون نه خودم نه طرفای مقابل بالغ […]

کون در برجک Read More »

چادری‌ ها هم کیر میخواهند

من سعید هستم 26 ساله. سال 85 که فقط 14 سالم بود تو با یکی از دوستام تو بسیج محل ثبت نام کردیم. ادم مذهبی نبوده و نیستم. کلاسهای پایگاه روزهای فرد هر هفته بود و منو دوستم سجاد پای ثابت پایگاه بودیم و امکان نداشت جلسه ای رو نریم. و بعد دو سال که

چادری‌ ها هم کیر میخواهند Read More »

راز بزرگ خاله

سلام من سعید هستم بیست و هشت ساله از تهران مجرد در حال حاضر تو یه شرکت خصوصی به عنوان حسابدار مشغول به کار هستم به همراه پدر و مادر و برادر کوچکترم وحید زندگی میکنیم ما اصالتا شمالی هستیم… *** وقتی خیلی بچه بودم تابستونا میرفتیم شمال خونه پدربزرگم و دو سه ماهی تا

راز بزرگ خاله Read More »

زهرا زهرا کیر من شد اسیرت

سلام من اسمم رضا هست 19 سالمه با قیافه عادی و هیکل معمولی قدم 178 و وزنم 72.  داستانی که واستون تعریف میکنم مربوط به پارسال که 18 سالم بود… *** ما در یکی از شهر های استان کرمان که لازم نمیدونم بگم کدوم شهر زندگی میکنیم شهر ما شهر کوچیکی هست و معمولا همه

زهرا زهرا کیر من شد اسیرت Read More »

شوهر خالم مامانمو کرد

سلام من پویا هستم میخوام از دوران راهنمایی براتون خاطره بگم این خاطره مربوط میشه به مامانم و شوهر خانم یه روز که بچه های کلاسمون قرار بود برن اردو و من نمیخواستم باهاشون برم،موندم خونه و مدرسه نرفتم اون روز قرار بود مامانم بره پیش خالم برای سر زدن منم با مامانم رفتیم خونه

شوهر خالم مامانمو کرد Read More »

جاده‌های خاکستری

سینا چمدونم رو گذاشت توی صندوق اتوبوس. همراهم اومد بالای اتوبوس و کمک کرد تا شماره صندلیم رو پیدا کنم. صندلیم وسطای اتوبوس بود. به خاطر بچه نمی خواستم کنار پنجره باشم. گاهی لازم بود راش ببرم. یه دختر جوون لاغر اندام اومد و نشست کنارم. ظاهرا خوشحال بود که کنار پنجره نشسته. سینا از

جاده‌های خاکستری Read More »

کسو بالاخره داد

سلام نمیخوام چرت بنویسم این تجربه ی خودمه اسمم میلاده و ۱۷سالمه . پنج تا زندایی دارم که یکی از یکی بهتر. همیشه اونا رو دید میزدم مخصوصا اخری که از همه جوون تره .ولی این داستان درباره اون نیست و مربوط به زندایی بزرگمه که اسمش رویاست و هیکلش خیلی درشته و تقریبا از

کسو بالاخره داد Read More »

بهترین هدیه به کسی‌ که بهم زندگی‌ هدیه داد

دلم نمی خواست بیدار شم دوست نداشتم به ساعت نگاه کنم انگار ميترسيدم که ببینم ساعت 7 شده دلم واسه یه ذره بیشتر خوابیدن با عقلم یکی به دو میکرد یکی از چشمامو نیمه باز کردمو به ساعت نگاه کردم 6:55 با یه اووف زیر لب پاشدم و به یه روز لعنتی دیگه که خواب

بهترین هدیه به کسی‌ که بهم زندگی‌ هدیه داد Read More »

جنده کردن زنم سارا

سلام من سامی 27 ساله چهره معمولی و تقریبا چاق که با دختر خالم نوزده سالشه ازدواج کردم. اسمش ساراس فنج تشریف دارن کوتا و لاغر ولی چهره زیبا و سفید با کون درشت و گرد. من از بس داستانای شهوتی رو خونده بودم بد جور روم تاثیر گذاشته بود وقتی که عقد کردیم زنم

جنده کردن زنم سارا Read More »

مامان و خاله سهيلا

سلام اسم من محمد هستش، 19 سالمه و تو يه خونواده معمولي زندگي ميكنم، ما يه خونوادهء 5 نفره ايم  خونمون پايين شهره تهرانه،  پدرم توي يكي از  ارگانهاي دولتي كارمنده البته مدير اونجاست، مادرمم ليلا42 سالشه خونه داره ولي معمولا ميره پيشه خاله  سهيلا كه توي تهرانسر آرايشگاه داره و 38 سالشه، داداشم محمود

مامان و خاله سهيلا Read More »

Scroll to Top