ملکه ی کون
سلام دوستان وقتتون خوش من کامران هستم 42 سالمه خاطره کاملا واقعی هست ومال 2 سال پیش هست ..شهریور سال 95 بود که عروسی یکی از اقوام بود توی شهرمون . یه عمه پیر دارم توی یه روستا زندگی میکنن ویه دختر داره که چند ساله طلاق گرفته بچه هم نداره آرایشگری میکنه تو روستاشون […]
