داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

کیرکلفت

سلام دوستان من اسمم امیرعلی سنم 33 ساکن تهران هستم وضع مالی متوسطی دارم و مجردی زندگی میکنم اصلا اعتقادی به جنده خیابونی ندارم چون میترسم مریض باشن بخاطر همین اگه تک پرگیرم بیاد باهاش میمونم تا زمانی که خودش بخاد آبان97 تو یکی از برنامه های چت با یه خانوم آشنا شدم بنام سمیه […]

کیرکلفت بیشتر بخوانید »

سکس با برادرم مهرداد

چند سال پیش ی دختر 13ساله بودم کلاس دوم رهنمائی با برادرم که 17 ساله بود .من 10 سالگی راجع به سکس ودوست پسر اینکه دخترا تا شوهر کنن از پشت میدن یا ساک ولاپایی وفرچه زدن رو کس این چیزا از دوستام جسته وگریخته یه چیزایی شنیده بودم ویکبارم ی دوستم ی کتاب بهم

سکس با برادرم مهرداد بیشتر بخوانید »

کلوپ کیر

سلام این خاطره بر میگرده به ۶ سال پیش که چهارده سالم بود اسمم رضاس اونموقع ها تو یکی از خونه های ویلاییه پایین شهره تهران زندگی میکردیم من یه پسر خوش فیس و زیبا با موهای تقریبا قرمز بودم که قیافه ام به دل همه مینشست و دوستم داشتن اونموقع ها انگولک زیاد میشدم

کلوپ کیر بیشتر بخوانید »

منم آبجیمو کردم

با سلام خدمت تمام دوستان. داستانی ک میخوام براتون تعریف کنم کاملا واقعیه شاید نتونم خوب تعریف کنم.من بچه شمالم.ما یه خانواده سه نفره منو دوتا خواهرم و بابام و مامانم .من ۲۶ سالمه و این ماجرا مال سه سال پیشه خواهر بزرگم ۳۲ سال و من الله و خواهر کوچیکه بنام محدثه ۲۲ سالشه

منم آبجیمو کردم بیشتر بخوانید »

کس خواهر زنم پگاه

من با زنم توی فضای مجازی اشنا شدم حدود سه سال از اشنایی ما میگذشت توی این سه سال هم سعی کردم حرکت ناجوری نکنم که موقعیتی رو که ساخته بودم خراب نکنم زنم هم به شدت حساس بود و نمیخواستم بعد از سه سال همچیو از دست بدم توی سال دوم کم کم به

کس خواهر زنم پگاه بیشتر بخوانید »

زنداداش پرستو

از همون اول زنداداش پرستو ما خیلی مذهبی و چادری خیلی شدید بود این حرکاتش باعث میشد بیشتر حشری کنه منو مخصوصا قد بلندش۱۸۰ و سینه ۸۰ باسن بزرگ و گوشتیش من از ه‍مون اول به دید زدن زنداداشم شروع کردم مادرم فوت شده پدرمو و داداشم صبح ها سرکار میرفتن همین شده بود من

زنداداش پرستو بیشتر بخوانید »

کیری برای دخترعمو

سلام دوستان عزیز من اسمم ابراهیم سی یک سالمه چهار سال پیش از زنم جدا شدم. یه دختر عمو دارم ب اسم مرجان اون پنج سال از من بزرگتر بود یه روز ک امده بود خانه ما متوجه شدم با شوهرش ب مشکل خوردن دارن جدا میشن منم چون این مشکلات داشتم یکم راهنمایش کردم

کیری برای دخترعمو بیشتر بخوانید »

دختر غلام دیوث

غلام ديوث که لقب محترمانه ترش غلام تلکه بود کنار دیوار نشسته بود مشغول ور رفتن با خشتکش و منتظر یکی که تیغش بزنه. به دو قدمی اش که رسیدم یه تف انداخت زمين: هی، یه نخ از اون وینستون قرمزات بده یه چیزی می خوام بهت بگم. یک سیگار گرفتم جلوش. قاپيد: دیروز بازم

دختر غلام دیوث بیشتر بخوانید »

کونده بازی

قبل از هرچیز ۱۸ سالمه قدم ۱۸۴ و ورزشکارم و ۷ یا ۸ ساله میرم باشگاه رزمی طوری که دیگه کاملا همه میشناسن منو یه پسر موادب و با فیس عادیم و میتونم بگم همه منو به چشم یه پسر موادب و خوب میشناسن نه اینی که تو داستان الان میخام بگم خب میریم سر

کونده بازی بیشتر بخوانید »

گی با آرتین

سلام من بهزاد هستم و الان ۱۶ سالمه این داستان سر درازی داره شروع آشنایی من و آرتین مربوط به سال اول راهنمایی میشه روز اول مدرسه تو صف پشت اون قرار گرفتم و چون همدیگرو نمیشناختیم اتفاقی بغل دستی من شد اون قد کوتاهی داشت ولی خیلی پوستش سفید بود و چشماش هم که

گی با آرتین بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا