داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

حسام و علی vs بیتا و سارا

من حسام هستم،این خاطره با یاری داداش گلم علی رضا به وجود امد.ما بچه اکباتانیم ایم،اما پاتوقمون پارک نرگس تهرانسره.از ویژگی قیافمون من قدم متوسطه وزنم 95 کیلو،گنده و هیکلی با صورت قابل تحمل که دلت نمیاد تف کنی توش.اما علی داداشم،قد بلند با وزن 110 کیلو و هیکلی اما خوشگل،جوری که بزاریش برا فروش […]

حسام و علی vs بیتا و سارا بیشتر بخوانید »

سکس تکرار نشدنی من با سام

این داستان کاملا واقعی هست.اما به خاطر فاش نشدن هویت افراد مجبورم که تمامی اسامی-مکان ها و هر چیز دیگه رو تغییر بدماون روز رضا شوهر خواهرم ماشین منو گرفته بود و رفته بود اصفهان برای کارش و ماشین خودش رو داده بود دسته من که گذاشته بود برای فروش.ماشین من هیوندا و ماشین اون

سکس تکرار نشدنی من با سام بیشتر بخوانید »

سکس با پسر خواهر

سلام دوستان حشری من اسم من ساناز خاطره ای که می خوام تعریف کنم برمی گردده به تابستون 89 که تازه درسمو تازه تمام کرده بودممن الان 25 سال دارم و با قدی 170 و وزنی 61 کیلو و سینه های 70 و باستنی گرد و بزرگ ، چند وقتی بود که تویی خونه بود

سکس با پسر خواهر بیشتر بخوانید »

جهیزیه

اولین باری بود که می خواستم کون بدم . هنوز یک هفته نمی شد که عقد کرده بودم . اسمم الهامه 19 سالمه و شوهرم اشکان 23 سالشه . ما عاشق هم شدیم اون از یک خانواده ثروتمند بود . پدرش واسش یه کافی شاپ بزرگ تو یه منطقه خوب شهر باز کرده و یه

جهیزیه بیشتر بخوانید »

راز نگاه

دوساعت نمی شد که طلاق گرفته بودم و دوسال هم نمی شد که ازدواج کرده بودم .هم خوشحال بودم و هم اعصابم خرد بود .اسمم فرشته هست و 20ساله بودم که با یک هنرپیشه 25 ساله ازدواج کردم .هنر پیشه از این نظر که یک فیلم به تمام معنا بود .حوصله ندارم زیاد در موردش

راز نگاه بیشتر بخوانید »

خاطره های زندگی در هند

سلام . امیدوارم حال همه شما خوب باشه . من مدت زیادی هست که به این سایت سر میزنم و مطالب خوب و بدش رو میخونم . به خاطر اینکه توی هند مشغول تحصیل هستم مشکلی با فیلتر شدن سایت ها ندارم و از این به بعد سعی میکنم تا جایی که بشه واستون از

خاطره های زندگی در هند بیشتر بخوانید »

کون دادن به بکن خشن

هر سال دو بار بر ميگشتيم شهرمون.خونمون يه شهر ديگه بود.پسر خالم از بچگي کونمو ميکرد.يه روز رفتيم باغشون اونجا سطل گذاشت زمين و گفت دستاتو بذار روش و خم شو.شلوار منو در آورد و اومد پشتم کيرشو گذاشت لاي کونم.اون موقع کونم يه دونه مو ام نداشت.به کيرش تف زد و آروم گذاشت رو

کون دادن به بکن خشن بیشتر بخوانید »

سبک جدید

من حامد هستم 25 سالمه قد175 وزن 76 پوست سفید خوش تیپ و خوشگل البته خیلی شاخ نه این داستان زندگیمه وقصدم از نوشتن این داستان پیدا کردن یه دختر خوبه واسه اینکه از تنهایی دربیام ویه هم صحبت داشته باشم هر کس داستانو بخونه همه چیرو متوجه میشه .میخاستم اسمشو بزارم {از پایگاه تا

سبک جدید بیشتر بخوانید »

بی غیرت ها

چی شده ستار این قدر ناراحتی ؟/؟-دست رو دلم نذار که داغونم . نمی دونم چیکار کنم . دو میلیون و پونصدهزارتومن پول من مفت مفت پرید . دو میلیون از رو کارت رفت و پونصدشم از چک پول . -نه بابا تعریف کن ببینم -خیلی خلاصه واسم تعریف کرد که یه زن خیلی خوشگل

بی غیرت ها بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا