داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

من و منشی مستم

من يك گرافيستم و بخاطر مشغله كاريم هميشه توشركت سرم توكامپيوتر و كارامو دور و برم رو نميبينم به غير از من توشركت يه منشي كار ميكنه كه يكي ازدوستام معرفيش كرده بود.خنگ بود ولي برای خر حمالي خوب بود.ديروز كه رفتم شركت تو يه حالي ديگه بودم و ديدم به اطرافم تغيير كرده بود.تازه […]

من و منشی مستم بیشتر بخوانید »

لز مامان با دختر خالم

من با اينکه پسرم علاقه شديد و زيادي به لز خانمها دارم.هميشه از عشقبازي دختر يا زن خيلي حال ميکنم مخصوصا اگه طرف مقابلمو بشناسم.يکي از اين ماجراها مربوط ميشه به مامان و يکي از دخترخاله هام که الهی خودم قربونش برم.اسمش نداست اين ندا خانم ما الان 20سال داره دختر خيلي باحالي خيلي هم

لز مامان با دختر خالم بیشتر بخوانید »

خاطرات دکتر آرش

..من آرش هستم یه پزشک عمومی با کلی دوندگی تونستم یه مطب شیک تو میرداماد تهیه کردم ولی از شانسم که بدش به تورمن میخوره منشی ایده آلمو نتونستم پیدا کنم یه دو هفته ای همه کاری کردم از آگهی روزنامه بگیرتا رو زدن به فا میل و آشنا ولی یه منشی خوب به تورم

خاطرات دکتر آرش بیشتر بخوانید »

سكس شانسي با خواهرم

داستان برمیگرد به ساله گذشته یه شب ازخواب بلند شدم برم اب بخورم رفتم اب خوردم داشتم برمیگشتم طرف اتاقم دیدم یه صدای از توی اتاقه خواهرم میاد اول فکر کردم داره درس میخونه اخه اون بیشتر شبها تا دیر وقت درس میخونه بی خیال شدم رفتم که بخوابم ولی شیطونه نزاشت رفتم دم در

سكس شانسي با خواهرم بیشتر بخوانید »

ارفاق

نه تو زندگی خصوصی و خانوادگیم و نه تو مسائل کاری و فر هنگی و اجتماعی و عمومی و در رابطه با دیگران به هیچ وجه اهل ارفاق نبودم . با این که تو یک خونواده معمولی و نه چندان مقید به مسائل مذهبی بزرگ شدم ولی خودم پابند اصول و عقاید مذهبی شدم و

ارفاق بیشتر بخوانید »

لب به لب

مامان آیلینم از دست بابا تورج خسته شده بود . با این که سنی نداشت و 34 سالش بود بعد از 15 سال یه بچه دیگه آورد تا دل با با رو به خونه خوش کنه . اتفاقا بچه دختر هم بود . یه دختر تپل مپل ناز و با با هم عاشق دختر .

لب به لب بیشتر بخوانید »

لبخند اشک

من آرمین 20ساله با نگین خواهر 24ساله و آرش داماد 25 ساله ام سه شریکه یه بوتیک شیک داخل ولی عصر قبل از تقاطع انقلاب خریده و سه تایی یه کاسبی نون و آبداری را ه انداخته بودیم . آرش بیشتر مسئول خرید بود تا بخواد تو مغازه وایسه . ا کثرا یه پاش تهرون

لبخند اشک بیشتر بخوانید »

پس از جدایی

من سودابه 23ساله وداداش ساسان 25 ساله پس از یه سال زندگی متاهلی ناموفق دوباره مجرد شدیم . تو این جفت طلاقها میشه گفت که به نوعی مردها مقصر بودند . داداشم که از همون عزبی دنبال خوش گذرونی و تفریح بود شوهر منم یه آدمی مثل برادرم . منتها من یه خورده تحملم از

پس از جدایی بیشتر بخوانید »

بهشت باکره

ولم کنین من که کاری نکردم . تورو خدا بذارین برم . چرا این جوری آبرومو می برین ؟/؟-تو اگه آبرو داشتی دیگه با این وضع نمیومدی خیابون ..صحنه چندان عجیبی نبود .از این ماجراها روزی چند بار در سطح شهر به وقوع می پیوست . ماموران امر به معروف و نهی از منکر و

بهشت باکره بیشتر بخوانید »

دخترم دوستت دارم

از زن دومم هم شانس نياوردم.هميشه برای اينکه بخوایم با هم سکس کنیم بايداز یک هفته قبل پدر خودمو درمياوردم بايد همشيه اونی ميشدم که اونمیخواست تازه اون شبی هم که مثلا قرار بود با هم سکس داشته باشيم بهبهونه های مختلف انقدر دير میرفتيم توی تخت خواب که از خستگی خوابم ميبردديگه نمیدونستم چيکار

دخترم دوستت دارم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا