عمه ی حشری
سلام عمم 30سالش هست اسمش فائزه هست (یک کون تپل و ژله ای و ممه های 85 به بالا )و یک بار طلاق گرفته من امیر هستم وچهار ده سال سن دارم نسبتاً هیکل خوبی دارم و قیافه خوب و یک کیر کلفت و دراز چونکه از بچگی جق میزدم یکروز رفته بودم خونه ی […]
داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.
سلام عمم 30سالش هست اسمش فائزه هست (یک کون تپل و ژله ای و ممه های 85 به بالا )و یک بار طلاق گرفته من امیر هستم وچهار ده سال سن دارم نسبتاً هیکل خوبی دارم و قیافه خوب و یک کیر کلفت و دراز چونکه از بچگی جق میزدم یکروز رفته بودم خونه ی […]
هوا از صبح ابری بود اما تازه همین الان شروع به بارش کرد کریستال های برفی که از اسمون می بارید منظره خیابونو از پشت شیشه دیدنی تر میکرد سعی داشتم جلوی خودمو بگیرم و حدقل تا فردا صبر کنم بعد برم بیرون اما نتونستم نتونستم بشینم و بارش برفو تماشا کنم میخواستم از نزدیک
زمستون با طعم لز بیشتر بخوانید »
رامین هستم ، نویسنده لذت بی نظیر و میخوام یه داستان دیگه براتون بنویسم که مربوط میشه به خرداد ماه امسال : هوای بهاری مطبوعی بود و من اطراف بازار کار داشتم ، برای رفع خستگی رفتم پارک شهر تو یکی از آلاچیق نشسته بودم که دیدم یه پسر جوون حدود بیست ساله اومد گفت
گیها در ناصر خسرو بیشتر بخوانید »
من از شهرستان اومده بودم تهران و با تحصیلات بالا در یک شرکت دولتی کار گرفته بودم و بعد با دختری بنام شهین که او هم مثل خودم لاغر و ثصعیف جسه بود ازدواج کردم. بعد از یکی دو سال و بعد از اینکه شهین یدونه زایید خیلی سریع آب به پوستش افتاد و روز
سلام دوستان. من رضا 27 و همسرم ارزو 25 سال داریم من یه باجناقم دارم که چند وقتیه خیلی رابطمون باهم زیاد و باز شده و این اتفاق وقتی افتاد که باجناقم فهمید من هرموقع میرم خونشون پروپاچه خانومشو دید میزنم باجناقم 30 و زنش 27 سالشه استیل هممونم معمولیه ولی بدن زن باجناقم خیلی
باجناقهای حشری بیشتر بخوانید »
سلام من یه دختر27 ساله اهل شهرستانم که میخام داستان خودموبراتون بگم سال دوم دانشگاه بودم که یه پسرسال اولی به اسم حسام نظرمو جلب کرد خییلی پسرخوبی بود تو دانشگاه به هیچ دختری نگاه نمیکرد و چهره مظلوم و تو دلبرویی داشت چشمای عسلی و صورت زیبایی داشت و از اون بچه درس خونا
جنده ی کون بزرگ بیشتر بخوانید »
من ناصرم اونایی که داستان قبلی منو خوندن متوجه شدن که من از اینکه یکی رو زنم باشه و بکندش یا زنم برام تعریف کنه که چجوری یکی اونو کرده خیلی حال میکنم. برام سوال شده که کسی مثل من هست که کسی زنشو بکنه خوشش میاد.من که خیلی حال میکنم.حتی به زنم گفتم برو
زنم رو جلو خودم گاییدن بیشتر بخوانید »
سلام این داستانی ک میخام براتون بگم بر میگرده به ۱ سال قبل ک منه ۱۸ سالم بود،من وقتی ۱۲ سالم بود مامان و بابام از هم جدا شدن و من بنا به دلایلی رفتم پیش مامان بابام اونجا زندگی کردم تا دوران راهنماییم ک میشد سوم راهنمایی،بعد اون مامانم اومد دنبالمو منو اورد مشهد…خلاصه
بابای جدید با کس اضافه بیشتر بخوانید »
۱۶ سالمه و تهران زندگی میکنم. این داستان نیست و اتفاقیه که چند روز پیش واسم افتاد… واسه امتحان تربیت بدنی معلم ورزشمون بچه ها رو دونه دونه صدا میکرد تو اتاق و امتحان دراز نشست، شنا، طناب و میزان انعطاف بدن میگرفت. به خاطر نام خانوادگیم نفر اخر بودم بچه ها امتحان میدادن و
سلام با اینکه این پنجمین داستانی که برای شهوتناک فرستادم و هیچ کدوم از داستانهای قبل رو تو سایت نذاشتن ولی باز نوشتن برای شهوتناک رو دوس دارم. یکی از داستانهایی که فرستادم درباره دختر همسایه مون اکرم بود که دو تا برادر کوچیک تر داشت اسی و ابی یه چند سالی از من کوچیک