داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سميرا دختر تیغ زن

من 22 سالمه و دانشجو هستم.ترم دوم دانشگاه بودم كه يه روز صبح طبق معمول واستادم كه با سروسيس برم دانشگاه تو همين حال بودم كه ديدم يه دختر ناز و خوشتيپو خوش اندام كنارم واستاد رو بهم كردو گفت ببخشيد شما بليط دارين از همونجا گفتم بايد ببينم اين دختره كيه و بايد باهاش […]

سميرا دختر تیغ زن بیشتر بخوانید »

من و خواهرخانمم

سلام به همه دوستان.حامد هستم,28 ساله.اين يكي از نازترين و بهترين خاطره هاي منه كه اينجا نوشتم.اين خاطره سكس من با خواهر خانممه كه خيلي هم دوسش دارم و اسمش آتنا هست اما هيچوقت باهم سكس نداشتيم.آتنا 22 سالشه و متاهله و 3 سال از خانم من كوچكتره.يه شب آتنا و شوهرش يعني باجناق من

من و خواهرخانمم بیشتر بخوانید »

عشق دخترونه

امتحانای سال اول دبیرستان تموم شده بود و معدل منم شده بود 18 و خورده ای، خوشحال بودم که هر رشته ای که دلم بخواد میتونم برم، از بچگی دوست داشتم دکتر یا یه همچین چیزی بشم ، باید میرفتم تجربی ولی اون مدرسه ای که توش بودم فقط انسانی و ریاضی داشت. به اجبار

عشق دخترونه بیشتر بخوانید »

بازیچه

توی راهرو طبقه 7 هتل كنكورد به نرده های راهرو تكیه داده بود موبایلم رو باز كردم با سرعت مشغول تایپ شدم! همینطور كه تایپ میكردم یكی آروم دستش رو از پشت كشید روی شونم برگشتم سمتش دیدم ملیسا پشتم واساده یكمی نگاش كردم باز خم شدم روی نرده ها و به تایپ با موبایلم

بازیچه بیشتر بخوانید »

!پاداش عمل خير

سلام من حميدم و 20سالمهحاشيه نميرمو ميرم سر اصل مطلبتو يه روز بهاري زيباكه تازه تعطيلات تابستوني تموم شده بود براي تفريح يبا خانواده به يكي از شهرهاي توريستي نزديك شهرمون رفتيمداشتم توخيابونا ول ميشگتم و منتظربقيه بودم تا از ابگرم بيان بيرون همينجوري كنار ماشين داشتم چرخ ميزدم كه ديدم يه كيف زنونه قهوه

!پاداش عمل خير بیشتر بخوانید »

فكر سمی

بخار همه جا رو گرفته بود توی وان زیر دوش آب داغ واساده بودم تكون نمیخوردم فقط خیره بودم به جلوم انگار این آب هرچی داغ بود بازم به داغی تن من نمیرسید دوش رو بستم از وان اومدم بیرون رفتم جلوی آینه حموم با پشت دستم بخار روی آینه رو پاك كردم حوله كوچیك

فكر سمی بیشتر بخوانید »

نادیا

من نادیا یه پسر دارم به اسم نوید. اول از خودم بگم یه زنه 39 ساله متولد فروردین و وزنم 83 کیلو، قدم 189 سایز سینه 85 رنگ پوست سفید موهام سیاه، رنگ مشکی رو دوست دارم. صورت گرد و تپل همیشه آرایش دارم. از نوید بگم 17 ساله رشته تجربی با استعدادی بالا که

نادیا بیشتر بخوانید »

لذت زناشویی

شب سالگرد ازدواجمون سارا آرایش غلیظی کرده بود و حسابی به خودش رسیده بود . تو این یکسال رابطه ام رو با دوست دخترای قبلی ام قطع کرده بودم به جز شقایق که هنوز چند وقت یه بار بهش زنگ می زدم و گاهی هم می رفتم خونه اش با هم یه حالی می کردیم

لذت زناشویی بیشتر بخوانید »

دختر آبادانی

سال 82 وارد کاری شدم که همش ماموریت تو شهرستان و سرو کله زدن با دانشجوهای دختر رشته پرستاری و ماماییه خلاصه سال 83 یه ماموریت رفتم آبادان تو دانشکده پرستاری نمایشگاه داشتم روز دوم دختری که به نظر 2سالی از من که 25 سال داشتم بزرگتر بود اومد پیشم یه سری کتاب میخواست ولی

دختر آبادانی بیشتر بخوانید »

چت با زن عمو

یه روز که خونه عمو اینا رفته بودم دختر عموم بهم گفت رضا بیا کامپیوترمو درست کن. وقتی میخواستم کامپیوترشو درست کنم یه آی دی یاهو تو یه فایل متنی دیدم و سریع اونو یادداشت کردم کامپیوترشو درست کردم و بعد از چند ساعت رفتم خونمون. کامپیوترو روشن کردم اون آی دی رو اد کردم

چت با زن عمو بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا