داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سكس من و خاله شيما

اسم من مانیه 19سالمه بچه ناف تهرانم{شابدوالعظیم}قابل توجه همه بچه های شهرریبرخلاف همه داستان ها از اون ادمایی نیستم که بگم قد 180 وزن 90 خوش تیپ و از اینا من سرو وضعم یه تیپه سنگینه نه جلف نه خیلی بچه مثبتیمبگذریم من یه خاله دارم که اسمش شیماست و 26 سالشه قد 170 وزن […]

سكس من و خاله شيما Read More »

انتقام شاعر

و حالا بعد از اين همه سال مي تونستم انتقام خودمو بگيرم. پرند تو چنگم بود. زن محمد ، عشق محمد ، زندگي محمد، لخت مادرزاد جلوي من ايستاده بود.——————من و محمد دوستاي خيلي صميمي بوديم. از دوران مدرسه با هم بوديم و بعد، راهنمايي و دبيرستان و دانشگاه رو هم با هم گذرونديم. محمد

انتقام شاعر Read More »

تجاوز به عشق پاک امیر

سلام.این بدترینم اتفاقیه که تو زندگیم افتاده هدفم از نوشتن این اتفاق اینه که می خوام شما دوستان عزیز بعد از خوندن این ماجرا نظرتون رو بگین که من چی کار کنم با این بدیختیم.من دریا هستم 21 سالمه دانشجوی صنایعم.یه داداش دارم 10 سالشه بابام کارمنده مامانم معلم.از وقتی دبیرستان بودم یه پسری به

تجاوز به عشق پاک امیر Read More »

امیر و خواهر زن

با سلام اسم من امیر ، 34 سالمه و حدود 5 ساله که ازدواج کردم با همسر رابطه ی سکسی خوبی دارم ( اسمهمسرم اناهیتا است ) البته اوایل نامزدی پدر منو در آورد تا بتونم حتی یه دست بهش بزنم چون دختر بسیار با حیاو خجالتی بود و اصلاً با هیچ پسری رابطه نداشته

امیر و خواهر زن Read More »

مزاحم

ساعت از 8 گذشته بود به بیرون یه نگاهی انداختم اول پاییز بود گرمای هوا تازه فروكش كرده بود با این همه تازه شده بود مثله بهار ایران خودمون قربونت برم وطن كه اینجا سرماش هم فرق داره! گفتم برم بیرون یكم تنوع بشه شام هم بیرون بخورم. 1 ساعت بعد روی صندلی حصیری رستوران

مزاحم Read More »

سکس توی آرایشگاه زنونه

تو اینترنت داشتم چت میکردم…. نمیدونم دنبال چی بودم اونجا(سکس ، دوست دختر، وقت گذرونی …. ولی یه مدت بود که همه منو میشناختن… اسممو گذاشته بودم “پسر شیطون” ….واسه همینم چند دقیقه یهبار پیام میدادن: چرا شیطونی ؟ مثلا چجور شیطونی یی؟ و از این سوالا… که هر بار با یه جوابی سر حرفو

سکس توی آرایشگاه زنونه Read More »

نبض عشق لای پای تارا

اولین بار که به شرکت پدرم رفتم هفده سالم بود.همون روز اول بین همه ی کارمند های شرکت، مدیر فروش و حسابدار امین بابام با رفتار مودبانه و مهربونی که داشت من رو به خودش جذب کرد.آقا بهنام بیست و هشت سالش بود و ارشد حسابداری خونده و تازه استخدام شرکت بود. بابا می گفت

نبض عشق لای پای تارا Read More »

بهترین کس دادن زندگی ام

من یه دختر حشریه پر هیجانم.شاید باورتون نشه ولی اگه ولم کنن دوست دارم روزی صدبار بدم .کس سفید ، تنگ و پرآبی دارم.هرپسری یه بار منو می کنه دیگه دست از سرم برنمی داره.می خوام بی پرده همه چیزو واستون بگمتقریبا به همه پسرای خوب فامیل یه دور دادم.همشونم تقریبا هفته ای دوبار بهم

بهترین کس دادن زندگی ام Read More »

(دوران سربازی و سکس نیمه کاره (طنز

سلام دوستان.خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم عین واقعیت.دست راستم بالاست دارم قسم میخورم که جزحقیت چیزی ننویسم.یادمه اون روزااواسط خدمتم بودم تواهواز خدمت میکردم یک روزکه باهزارتادوزو کلک مرخصی شهری گرفتم تابرم بازار فقط برای وقت گذرونی.خوب که توشهر گشت زدم اومدم فلکه چهارشیر اهوازگفتم 5دقیقه ای میشینم بعدمیرم چنددقیقه ای نشسته بودم

(دوران سربازی و سکس نیمه کاره (طنز Read More »

عشق و عرق سگی

سلام سامان هستم 23سالمه و توي یکی از محلات خلاف و بسیار معروف شیراز زندگي ميكنم…جيزي حدود 3_4 سال بيش بود كه مطابق معمول همراه جوانان بچه باحال علاف تو محل وايساده بودیم كه ديدم يك بسر مزاحم يك دخترشده كه دختره وقتي ديد دارم نگاهش ميكنم برگشت گفت ببخشيد ميشه به اين آقا بسر

عشق و عرق سگی Read More »

Scroll to Top