شبهای شیراز
سلام من مهران و شیرازیم چند شب پیش داداشم زنگ زد که یه دوستا مشترکمون گفته بیایید تو باغش و چون داداشم ارگ میزنه خواسته که ارگشو بیاره و دور هم باشیم منم حوصلم سر رفته بود و با هم راهی شدیم رسیدیم باغش دیدم واویلا چه کس و کونایی دور همن ی پارتی ۱۵نفره […]
