داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

حامد کونی‌

‫اسم من حامده .یه پسر دایی دارم به اسم علی.این آقا علی قصه ما یه کیر داره به چه گندگی از اونا که باید‬ بخوری تا بدونی چه میگم.بار اولی که بش دادم رو دقیقا یادم میاد.مال خیلی وقت پیشه .درسته به اندازه‬ ‫موهای سرم بیشتر باش سکس داشتم ولی من تمام دفعه هایی که […]

حامد کونی‌ بیشتر بخوانید »

دانشکده

استبداد و خفقان همه جا رو گرفته بود. دانشگاه ها هم در امان نمونده بودند. دم در ورودی، حسابی به پوشش دخترها گیر میدادن. و تا جایی که تونسته بودن و کلاس داشتن دخترها و پسرها رو از هم جدا کرده بودن. همه ی سالنها و راهروها و حتا آسانسورها رو هم دوربین کار گذاشته

دانشکده بیشتر بخوانید »

اتاق تاریک

آغاز بدبختي هاي من بر مي گردد ، به اولين روز ورودم به آن مدرسه ي راهنمايي .مامانم مرا به مدرسه آورد . خودش برگشت . ما بعد بعد از صف كشيدن و مراسم صبحگاهي ، كه يك سوره از قران است ” اهدنا صراط المستقيم … ” و يك سرود ” تا انقلاب مهدي

اتاق تاریک بیشتر بخوانید »

خانواده پر حشر

همينجوری که رو زمين دراز کشيده بودم کم کم داشت خوابم ميبرد. نميدونم چی باعث شد که يهو از خواب پاشم.اصلا حال نداشتم حتی چشمامو باز کنم. تا اومدم اين دست اون دست شم يهو چشمم ناخودآگاه افتاد به داداشم که کنار من نشسته بود.اومدم سرمو بيارم بالا که بهش بگم پس چرا نميخوابه که

خانواده پر حشر بیشتر بخوانید »

سکس اول من در پاتایا

اوایل زمستون پارسال بود که با کشتی به تایلند سفر کردیم و طی فرصتی , با چند تا از پرسنل کشتی , به شهر معروف پاتایا که در فاصله نیم ساعتی ما بود , رفتیم.این شهر واقعا پر از فاحشه هست و هر آن اراده کنی , میتونی دست یکیشو بگیری و ببری برای سکس.با

سکس اول من در پاتایا بیشتر بخوانید »

دختر عمه شهوتناک من

این داستان برمیگرده به سال 79 که من رفتم واسه پخش کرده کارتهای مراسم عقد کنون داداشمکارتارو پخش کردم نوبت رسید به خونه دختر عمم رفتم جلو خونشون اومد کلی خوش و بش کلی تعارف کرد که برم تو یه شربتی چیزی بخورم خلاصه رفتیم تو تا رسیدیم تو خونه چادرشو در اورد چون خونشون

دختر عمه شهوتناک من بیشتر بخوانید »

شوهرخواهر کیرتیز

سلام من فاطی هستم 28 ساله الان 8 ساله ازدواج کردم .ما فقط 5 تا خواهریم با مادرمون و من بچه بزرگم ، پدرمم فوت شده 15 سال پیش. سال پیش برای خواهر دومم خواستگار اومد پسره اسمش مجیده خیلی خوشگل و با نمکه.از همون اول معلوم بود که سر و گوشش میجنبه.با من خیلی

شوهرخواهر کیرتیز بیشتر بخوانید »

سکس دونفره با لیزا

این خاطره واسه تابستون سال 80 تو بندرعباس هستش . اون موقع من مجرد بودم و چند تا دوست دختر هم داشتم که باهم بودیم ولی تابستونا کلا جمعیت شهر بندرعباس نصف میشه و اکثر غیر بومی ها بخاطر گرمی هوا ترجیح می دن تو بندر نباشن و به مسافرت های طولانی میرن…… اون تابستون

سکس دونفره با لیزا بیشتر بخوانید »

عیدی همسایه

سلام به همه من مهيارم ٣٤ سالمه از تهران بنابر دلايلي از جمله حضور مادر عزيزم و تعطيلات عيد و مهمون بازي هاي نوروزي كه ازشون تنفر دارم , و همجنين شب كاري خودم تو محل كارم تو ايام عيد ٢٠روزي ميشد كه با زنم سكس نداشتم و به اصطلاح شديد تو كف بودم .ما

عیدی همسایه بیشتر بخوانید »

سکس بعد از هشت سال

با هم تو چت اشنا شدیم دنبال یکی میگشت کارشو درست کنه که از دانشگاه تبریز انتقالی بگیره برا تهرانمنم گفتم اشنا دارم و دوستیمون شروع شد کلی تو اون سنه کم عاشق هم بودیم من 21 سالم بود و زهرا 18 سالاولین بار رفتم تبریز دیدمش الان که فکر میکنم میبینم خیلی تیپ و

سکس بعد از هشت سال بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا