پریچهر و شام با طعم سکس
این ادامه داستان “سکس پریچهر و مهندس برج زهرمار“ِ که امیدوارم خوشتون بیاد. توی هواپیما وقتی سرم روی شونه پارسا بود و دستام تو دستاش، حس خیلی خوبی داشتم. خیلی آروم بودم. بعد از سینا دیگه هیچ وقت چنین حسی سراغم نیومد. آرامش خاصی که دقیقا حضور یه نفر بهت میده. شونه هایی که حس […]
پریچهر و شام با طعم سکس بیشتر بخوانید »
