داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

پادگان صورتی

وارد پادگان که شدم انگار تازه از خواب پریده و آرام و قرار نداشتم. بی اختیار راه افتادم به سمت مخابرات و شماره خونه رو گرفتم، اما نه هنوز وقتش نبود! ممکن بود حال مامان باز بد و از این طرف هم مشکلات مهشید بیشتر بشه. مغزم هنگ کرده و درست کار نمی‌کرد. با وجودی […]

پادگان صورتی بیشتر بخوانید »

خواهران فراری

داخل اتوبوس در حال حرکت به سمت بندرعباس بودیم،نمیدونستم قرار بود چی به سرمون بیاد ولی میدونستم بهتر موندن تو تهرانه،پدر مادرمون کارمند بودن و بعد از همه فشار ها تحقیر ها و عذاب هایی که بهمون وارد کردند دو نفری تصمیم به فرار و شروع یه زندگی جدید رو گرفته بودیم…هر چقدر من کار

خواهران فراری بیشتر بخوانید »

مالیدن تو اتوبوس

سلام اسمم رامینه خاطره ای که براتون میخوام بگم برای زمان سربازیه وچون من لیسانس بودم بادرجه ستوان ۲ خدمت میکردم من خودم مشهدی هستم و تهران خدمت میکردم سال ۱۳۸۰ که هر ۲ هفته با اتوبوس ۴ شنبه تا شنبه میومدم خونه مشهد و چون پاسگاه‌های بین راهی ساک هارو میگشتن با با لباس

مالیدن تو اتوبوس بیشتر بخوانید »

پارک شادی

این خاطره مربوط به یه مدت پیشه تازه تو یه شرکت به عنوان ویزیتور استخدام شده بودم ویه روز بعد تموم شدن کارم که ظهرهم گذشته بود رفتم پارک محلمون راه برم یه جا تو پارک موقع رد شدن چشمم به چشم یه دختر افتاد اونم زل زده بود به من داشت منو میخورد با

پارک شادی بیشتر بخوانید »

سکس خانوادگی ما

ادمین: این داستان طولانیه و پانزده سال پیش نوشته شده.   سلام ، چند وقتيه با خودم كلنجار ميرم كه بنويسم يا ننويسم . راستش حيفم اومد كه اين داستانو واستون تعريف نكنم . اونم يه داستان سكس خانوادگي . داستان كه ميگم منظورم اين نيست كه واقعيت نداره چون واقعيت يا عدم واقعيت اين

سکس خانوادگی ما بیشتر بخوانید »

شاش بند

سلام اسمم ارشیاست ۲۱ ساله با قدی و هیکل ریز اما مردونه سیبلهای چخماقی دارم خدا از قدم زده عوضش کیرمو اندازه دو برابر دیگران کرده دانشجوی دانشگاه آزاد هستم داداش از خود بزرگترم آرشام ۲۷ ساله تازه چند ماهیه زن گرفته اسمش هما دختری تو دل برو و بسیار زیبا و با جنبه و

شاش بند بیشتر بخوانید »

سفر خوش

زنداداشم چند ماهی بود با داداشم نامزد شده بود دانشجوی سال آخر ارشد پیام‌نور بود چه شانسی داشت علی با زیر دیپلم همچین کیس اوکازیونی نصیبش شده بود ! من سه سال از علی بزرگترم ، با دیدن آذر و مقایسه با او پارمیدا برام هر روز که می‌گذشت فاصله دار می‌شد و آذر همه

سفر خوش بیشتر بخوانید »

شل بگیر دردش زود تموم میشه

اولش خیلی دردم گرفت و خودمو سفت گرفتم گفت ببین من که نمیخوام اذیتت کنم شل بگیر دردش زود تموم میشه منم یقه پیرهنمو گرفتم تو دهنم و تحمل کردم که دیدم انگشتشو تا ته کرد تو و هی تکون میداد یکمی کونم دردش کم شده بود ولی بازم درد داشتم فقط هی بهم میگفت اذیتت نمیخوام بکنم از ترسم کم شده بود و بعدش انگشت اشاره اون دستشم با دهنش خیس کرد و آروم آروم میکرد تو کونم خیلی درد داشتم ولی یکمی خوشمم اومده بود که انگشتاشو سعی میکرد تو کونم به دو طرف باز کنه و گشاد ترش کنه حدود ده دقیقه گذشت و اون به کارش ادامه میداد که دیدم دو تا انگشتشو اورد بیرون اولش فکر کردم کارش تموم شده ولی برگشتم دیدم چند تا تف به کیرش زد و سرشو لیز کرد یه تف به سوراخ من زد و سر کیرشو آروم آروم میکرد تو و گفت هر وقت نتونستی دردشو تحمل کنی بگو تا جلوتر نبرم من هیچی نگفتم و خجالت و ترس تموم وجودمو گرفته بود که کیرشو تا نصف برد تو و من ناخودآگاه یه جیغ کوچیک زدم که گفت نترس جلوتر نمیبرم و تا همون اندازه میبرد عقب و میورد جلو حدود چند دقیقه گذشت و کم کم داشتم به دردش عادت میکردم که یهو دیدم نفس نفس هی میزنه و یه چیزی تو کونم خالی شد و آبشو کامل خالی کرد تو کونم

شل بگیر دردش زود تموم میشه بیشتر بخوانید »

یکبار فقط یکبار امتحان کنید

کونش مقابل کیرم بود. باور کنید آنقدر نرم بود که احساس میکردی تمام بدنش ژله هست، سرکیرم را آرام به سوراخش نزدیک کردم.، خیلی ترسیده بود ومرتب بدنش می لرزید، گفت از بزرگی کیرت میترسم جر بخورم وپاره بشم، قوطی وازلین کنارم بود، حسابی کونش را چرب کردم و مقداری هم به  کیرم زدم، خیلی آرام شروع به فرو بردن کردم. خیلی درد داشت ولی تحمل مبکرد، نفسش بند آمده بود ، محکم ران هام را گرفته بود تا بهش فشار نیاد ، ساعدم را جلو دهانش قرار دادم وگفتم گاز بگیرد. گفتم  هرچه بیشتر درد داشتی ببشتر گاز بگیر ، نرمی، گرمی و داغی کونش آدمو حشری میکرد، ولی خیلی درد داشت، معلوم بود سکس زیادی نداشته بود، حدود ۱۰ دقیقه طول کشید تا نصف کیرم را وارد کونش کردم ، علنی داشت گریه میکرد و حرف نمیزد. دستش را به کیرم رساندومتوجه شد که هنوز نصفش فرو رفته، آهی عمیق کشید وگفت غلط کردم، تورا خدا ادامه نده، گفتم خیالت راحت اذیتت نمیکنم، بدنش کامل عرق کرده بود و می لرزید،

یکبار فقط یکبار امتحان کنید بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا