داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

خواهر

اين ماجرا رو که ميخوام براتون تعريف کنم مربوط به شهريور1380 ميشه من يک خواهر دارم که در حال حاضر 33 سالشه واسمش شهينه يه دختر12ساله هم داره بنام الناز اين خواهره بنده يک زن چادري هست که بعضي وقتها اگه وقت ميکرد منو نصيحت ميکرد .يک روز که اتفاقي فهميد من دوست دختر دارم […]

خواهر بیشتر بخوانید »

مينو

يك روزمي خواستم برم خونه مادرشوهرم ، آخه شوهرم ماموريت بود و حوصله ام سررفته بود . به خونه مادرشوهرم كه رسيدم با كليدي كه داشتم در رو باز كردم . به نظر اومد كه خونه كسي نيست به همه جا سر زدم ، ديدم كه آرش (همسر خواهرشوهرم) در اتاق نشيمن روي زمين خوابيده

مينو بیشتر بخوانید »

سالها رابطه با زن شوهردار

سلاممن امیر الان 31 سالمه.سال 81 بود سرباز بودم با دوستم رفته بودیم پارک ابشار که دوست دخترشو ببینه وسایل قلیونم برده بودیم که از من خواست قیلیونو ببرم اب توش کنم خودم زیاد اهل قلیون نیستم یکی دو پک. خلاصه رفتم برگشتنی زنی رو دیدم رو صندلی تو فکر و تقریبا 33 ساله با

سالها رابطه با زن شوهردار بیشتر بخوانید »

چطور زنونه پوش شدم

اسم من اميره و 30 سالمه ، البته اسم دخترونه م مريمه.مي خوام خاطرات سكسي كه از بچگي تا الان داشتم براتون بگم.من يه پسر زنونه پوش هستم ،يعني علاقه ي بسيار زيادي به پوشيدن لباس زنونه مخصوصا لباس زير مثل شورت توري و جوراب بلند و بند جوراب و سوتين و اينا دارم و

چطور زنونه پوش شدم بیشتر بخوانید »

پریا

همه توی ماشین ها منتظر ناصر بودیم . طبق روال همیشه ناصر دیر کرده بود .محمد همینطور که پشت فرمون نشسته بود و با پاهای نازنین ور میرفت : ای بابا اینم که همیشه ما رو میکاره !نازنین : محمد! باز تو پشت سر ناصر حرف زدی ؟ بازم حرف همیشگی ؟ اگه ناصر نبود

پریا بیشتر بخوانید »

فرار از شوهر

اسم من هماست 41 ساله متاهل و دو تا بچه دارم هيكلم توپر و قدم 163 وزنم حدود 70 نسبت چهره جذابي دارم با چشماي درشتمن يك روز متوجه شدم شوهرم با زن يكي از دوستاش ارتباط داره براي همين روزگارش را سياه كردم و از خونه انداختمش بيرون اين موضوع تقريبا گذشت تا يكسال

فرار از شوهر بیشتر بخوانید »

انتقام از صیغه ی بابام

آبمو ریختم تو کونش و کنارش افتادم. ولو بودمو به هدفم رسیده بودم. مونا هی بهم میگفت چرا منو کردی چرا…عوضی با هر کارش عذابم میداد حتی راه رفتنش هم اعصابمو خورد میکرد. من واقعا از کارای بابم کفری میشدم، همیشه واقعا ازین ناراحت میشم که مامانم از این قضیه حرص میخورده و روز به

انتقام از صیغه ی بابام بیشتر بخوانید »

سکس همزمان با برنامه 90

با سلام تمامی اسم ها و نسبت های فامیلی به کار رفته در این خاطره مستعار و غیر واقعی می باشد حتی اسم نویسنده! اگه بخوام از خودم بگم باید بگم زیاد خوش تیپ نیستم و چشم های آبی ندارم و …. در کل معمولی هستم داستان مربوط میشه به تقریبا یه سال پیش که

سکس همزمان با برنامه 90 بیشتر بخوانید »

بوسه فرانسوی با مریم

این ماجرا از ٢سال پیش شروع شده و هنوز هم ادامه داره راستی تمام اسم هایی هم که بکار بردم واقهی نیستم.من یه پسری با قد 185 خوش قیافه و خوش لباس بودم و اهل جنوب غرب کشورم یه شب توی یه رستوران با یه دختری اشنا شدم به اسم مریم.مریم دختری با قد 172

بوسه فرانسوی با مریم بیشتر بخوانید »

دانیال و شیما

دانیال هستم 22 ساله و میخوام داستان سکس با دوست دخترم رو براتون بنویسم . ولی دوست دارم قبلش بگم که خیلی از داستانا رو خوندم و نمیدونم این دوستان ما چرا همه کیر 20 سانتی دارن ؟ چرا همه طرفو میبینن درجا میکننش ؟ اینجاها کجاست که اینجوری راحت میدن ؟ من 173 قد

دانیال و شیما بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا