داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

مترو

روى صندلى مترو در حال چرت زدن بودم و فكرم درگير سوالهاى بى جوابى بود كه گذاشته بودم و تنها آخر ورقه ى امتحانى با نامه اى سوزناك از استادم خواسته بودم كه قبولم كنه. استاد مهربونى بود با پستونايى درشت! كه هركدومش اندازه يه طالبى بود و من سر كلاس بجاى گوش دادن به […]

مترو بیشتر بخوانید »

یک روز با گی‌های یاهو

  چند روزی بود که خونه مجردی ما شلوغ بود بعد از یک ماه قرار بود فردا چند ساعتی تنها بشم. همخونه من با دوستش داشتن روی پروژه درسی کار می کردن که تحویل بدن. نصف شب بود و قرار بود صبح زود برن دانشگاه منتظر استاد بشن خایه‌مالی کنن، پروژه رو قبول کنه و

یک روز با گی‌های یاهو بیشتر بخوانید »

به خاطر عشقم بهرام

  اولین باری که دوست پسرم را دیدم در یک کلاس بود. وقتی استاد اسمش را خواند ناخوداگاه برگشتم به سمتش صدای خیلی قشنگی داشت. وقتی نگاهم کرد دلم پر کشید. این اولین باری بود که او را می دیدم. از آن زمان پنج سال می گذرد ولی هنوز برایم مثل روز اول تازه و

به خاطر عشقم بهرام بیشتر بخوانید »

آبجو، پسته و سکس با مهدی

  من بهاره هستم . 34 سالمه و حدود 8 ساله كه تنها زندگي ميكنم . دوست پسري داشتم بنام مهدي . حدود دو سال با هم رفاقت كرديم . مهدي بسيار خوش اندام و سكسي بود . من هم البته قد بلند و سبزه هستم . تو سكس خيلي مهارت دارم و رابطه ام

آبجو، پسته و سکس با مهدی بیشتر بخوانید »

سکس باور نکردنی و داغ من با مادرزنم

من 29 سالمه واین ماجرا رو که میخوام تعریف کنم عین واقعیت هست و در واقع یکی از پیش امدهای بسیار مهم در زندگی من هست . باید بگم که حدود 6 ماه میشد که با دختری ازدواج کرده بودم که بسیار دختر خوب و نجیبی هم هست و پدرش که اعتیاد هم داره وراننده

سکس باور نکردنی و داغ من با مادرزنم بیشتر بخوانید »

سکس عاشقانه با دختر عمو

سلام این داستانی رو که الان میخوام براتو تعریف کنم مربوط میشه به یک ماه نصفی قبل خواهش میکنم اگه داستانم مورد پسندتون قرار نگرفت بهم بگید . از خودم بگم رضا هستم 21 سالمه رشته دانشگاهیم تربیت بدنی بسکتبال هم کار میکنم یه چند سالی پس یه هیکل ورزشکاری دارم نمیخوام از خودم تعریف

سکس عاشقانه با دختر عمو بیشتر بخوانید »

شراره زندايی ناز من

از خونه زدم بیرون من بدجوری هوس کوس کرده بودم با ماشین تو خیابون ول میچرخیدم اما دریغ از یه کوس اخه ساعت 10 صبح بود و کسی هنوز یخش باز نشده بود نا خوداگاه به سمت خونه … داشتم میرفتم که یه هو یه ماشین بغل من وایستاد بوق زد برگشتم دیدم شراره زندایی

شراره زندايی ناز من بیشتر بخوانید »

بهترین سکس خیابونی من

سلام من مینا 40ساله هستم از تهران خیلی هاتم ولی خوب خدا نخواست که شوهر داشته باشم داشتم ولی خوب… من تابحال با 20تا مرد سکس داشتم البته نه اینکه پول بگیرم نه هروقت داغ میکنم یکی رو پیدا میکنم باهاش سکس میکنم و بعد ولش میکنم چرا شو خودم هم نمیدونم این سکس که

بهترین سکس خیابونی من بیشتر بخوانید »

تیک تاک

دینگ…دینگ…مکث…دینگ…دینگ…مکث…دینگ…دینگ… تیک تاک… تیک تاک… تیک تاک… تیک تاک…تیک تاک… به ساعت نگاه میکنم. درست روی دیواره روبروم قرار دارد.هیچ صدایی بجز تیک تاک این ساعت قدیمی به گوش نمیرسد؟ اخ…چقدر هوا گرم است…روزها پشت سره هم میگذرند و من؟ هنوز تنها هستم؟چرا؟دلیل این تنهایی چیست؟دلیل اینکه اینقدر تنها و ناراحت هستم چیست؟ملافه سفید را

تیک تاک بیشتر بخوانید »

بپاش رو صورتم

سلام اين داستاني که ميخوام تعريف کنم کاملا واقعي است و به داستانهاي ديگران کاري ندارم اسمم محسن هست و زن برادر زنم که اسمش سیما هست لاغر و خوش اندام و لبخند دايمي از همان ورود عروس خانم به خونه نقشه کردن ايشون تو ذهنم بود و خوشبختانه سیما خانم هم فردي گرم مزاج

بپاش رو صورتم بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا