داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

هیچکی خواهرزن نمیشه

  یه خواهرزن دارم عالی. اولاش احساس خاصی نداشتم. بعدها فهمیدم به خاطر قرار گذاشتن با دوست پسرش از مدرسه اخراج شده و بعد با وساطت برگشته. یه روز ازم خواست براش انشا بگم بحث رو کشیدم به طرفی که برام ماجرای دوست پسر و اخراجش رو بگه ولی طفره میرفت.   خلاصه گذشت تا […]

هیچکی خواهرزن نمیشه بیشتر بخوانید »

اولین سکس، یک ساعت قبل از امتحان

سلام من امیر هستم و الان 27 سالمه این داستان کاملا واقعیه و مربوط به زمانیه که من تازه رفته بودم دانشگاه. من 19 سالم بود و ترم اول معماری و با دختر دوست مامانم که شمارشو از گوشی مامانم کش رفته بودم دوست شدم. مینا 21 سالش بود، سفید، قد بلند، واقعا باربی و

اولین سکس، یک ساعت قبل از امتحان بیشتر بخوانید »

خالم سکسی بود

سلام من امیرم از استان کردستان اولین باره که داستان مینویسم یه داستان داشتم نمیدونستم کجا تعریفش کنم واسه همین اومدم اینجا رو پیدا کردم امیدوارم مورد پسندتون باشه حتما نظر هم بدید! حدودا 17سالمه184 قدمه 96 کیلو وزن دارم از نظر چهره هم بد نیستم …از بچگی خیلی جق میزدم و تعداد استمناهام در

خالم سکسی بود بیشتر بخوانید »

سکس خطری با زهره حشری

  سلام من امینم 23ساله از اصفهان!خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم ماله وقتیه که من 18سالم بود و در مقطع پیش دانشگاهی رشته ی ریاضی درس میخوندم!خب بهتره شروع کنم امیدوارم خوشتون بیاد:اوایل زمستون بود و هوا خیلی سرد زنگ آخر دیفرانسیل داشتیم و فوق العاده خسته کننده،حسابی کلافه شده بودم،ده دیقه به

سکس خطری با زهره حشری بیشتر بخوانید »

خارش خاله جونم

سلام . اسم من ساشاست 26 ساله و داستانی که می خوام تعریف کنم حدود 3 ماه پیش اتتفاق افتاد . یک خاله دارم که 3 دختر داره و حدودا 40 سالش هست . فحش ندید . زود ازدواج کرده 15 سالگی و به خاطر همین بچه هاش الان بزرگ شدن و خالم جوونه .

خارش خاله جونم بیشتر بخوانید »

پدر دوست دخترم سر رسید

  سلام من ارمان بیست یک ساله هستم دوست دخترم ارزو نوزده ساله هست این موضوع بر میگرده به هفت ماه پیش, ما یه دوستیه خیلی معمولی داشتیم در حد لب , مثل همیشه شب به هم اس میدادیم که ارزو گفت فردا میای خونمون کسی نیست من گفتم نه عزیزم یهو یکی میاد ابرومون

پدر دوست دخترم سر رسید بیشتر بخوانید »

مامان نوشینم

من امید هستم و با مامانم نوشین خانم زندگی می کنم. من ماجراهای زیادی با مامانم داشتم و دارم که بسیار گفتنی است. از سه سال پیش تا حالا که از ماجرا ها ی ساده شروع شد و رسید به حالا که هر موقع که بخواهیم هم دیگه رو ارضا می کنیم … سه سال

مامان نوشینم بیشتر بخوانید »

ماساژ زن شوهردار

اکثر دوستان داستانای تخیلی مینویسن اما مال من کاملا واقعیه …قصه از اونجا شروع شد که من چند سال قبل عاشق خواهر زن داداشم شده بودم که اسمش نرگس بود. فوق العاده خوشگل و خوش اندام بود . مدتی مخفیانه با هم حرف میزدیم و بیرون میرفتیم اما اون قبل از اینکه اصلا من بتونم

ماساژ زن شوهردار بیشتر بخوانید »

سورپرایز کردن زنم

  دوستم بابک و من همیشه آخر هفته‌ها با هم مشروب میخوردیم.گاهی هم زن هامون با ما میخوردن. اما خیلی‌ کم. ماه قبل من و بابک بعد از خوردن حسابی‌ ماست و پاتیل با هم تا سحر چرت و پرت میگفتیم. نسیم زن من تا یه لیوان بخوره میخوابه و به زحمت بیدار می‌شه. فرداش

سورپرایز کردن زنم بیشتر بخوانید »

بابابزرگ بازم منو بكن

از همان آوان كودكي متوجه تفاوتهايم با ديگران شدم دختري آرام خجالتي و گوشه گير بودم كه در جمع بزرگترها راحت تر بودم اين رويه ادامه پيدا كرد تا وارد دبيرستان شدم اكثر دوستام دوست پسر گرفته بودن و مرتب درگوشم ميگفتن تو هم يدونه بگير هم برا شوهرداري آمادت ميكنه هم وقتي دستماليت كنه

بابابزرگ بازم منو بكن بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا