و اما عشق
نمیدونم داستانمو از کجا شروع کنم..از خوشی هاش بگم یا ناراحتیاش..از عشق بگم یا تنفر..از وفاداریش یا خیانت… 19 سالم بود که عاشق شدم.عاشق محمد شب و روز باهم بودیم.هر وقت که میتونستم خونه یا کلاسو می پیچوندم که باهم باشیم.رابطمون از روی عشق بود نه هوس.همیشه سعی می کردیم حریم بینمون شکسته نشه و […]
