داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

عجب جنده ای بود خدا جون

اون روز هیچ حوصله كار كردن نداشتم و تو مغازه نشسته بودم و تو كامپیوترم مشغول بازی پوكر سكسی بودم . تو این بازی عكس یك زن خوشگل كه طرف بازی بود یك گوشه صفحه بود و بعد از هر بار بردن یكی از لباس هاشو در می آورد. بردن تو این بازی و لخت كردن […]

عجب جنده ای بود خدا جون بیشتر بخوانید »

امان از بي پولی

تازه داشت چشمام گرم خواب مي شد ، كه جيغ و وق بچه تو بغل كنار دستيم ، چورتم رو پاره كرد . نگاهي از روي دلخوري بهش كردم ، يه پسر بچه چهار پنج ساله اي بود ، انگاري كه از گرماي اتوبوس به تنگ اومده بود . مادرش كه زني ميان سالي بود

امان از بي پولی بیشتر بخوانید »

ماجراجویی با خانم حسابدار

سلام من مجید هستم ساکن اهواز و الان 27 سالمِ داستانی که می خوام براتون تعریف کنم یه داستان کاملاً واقعیه! من الان مدت 6 ماه که با زن جوانی به نام مهناز دوست شدم که این مشخصاتو داره: پوست سفید حدود 60 کیلو وزن و حدوداً 170 قد با چشمو ابرویی مشکی و 25

ماجراجویی با خانم حسابدار بیشتر بخوانید »

کردن کون دختر همسایه

این خاطره برمیگرده به سال 90. من جدا از خانواده زندگی میکنم . و یه اپارتمان تو کرج دارم. 25 سالمه . یه روز عصر که از سر کار اومده بودم خونه خسته بودم و حوصله بیرون رفتن نداشتم . موبایل وتلفن خونه رو خاموش کردم و خواستم یه 2 ساعتی راحت استراحت کنم .حدود

کردن کون دختر همسایه بیشتر بخوانید »

زری جون همسایه دیوار به دیوار ما‬

زمون مجردیم قبل از سربازی یه همسایه داشتیم دیوار به دیوار ما بودن یه زن خوشگل و خوش استیل حدود ۴۰‬ سال ولی چون هم از من بزرگ تر بود هم با ما رفت و آمد داشتن جرات نمیكردم بهش چیزی بگم فقط به‬ ‫یادش جلق میزدم چیزی كه بیشتر از هر چیزی به من

زری جون همسایه دیوار به دیوار ما‬ بیشتر بخوانید »

سکس با غزل

سلام خدمت تمامی دوستان اسم من باربد هست و 21 سالمه دانشجویه رشته نرم افزار این اولین داستانی هست که دارم می نویسم پس دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید . بریم سر اصل مطلب من یه عمو دارم که سه تا دختر داره که یکیشون 20 ساله شه و اون دو تای دیگه از من

سکس با غزل بیشتر بخوانید »

ماجرای من و دختردایی جیگر

سلام به دوستان عزیز میخوام خاطره ای که برام اتفاق افتاده براتون تعریف کنم وبگم که داستانم عین واقعیت و از این تخمی تَخَیُلی ها نیست! راستی ببخشید که خودمو معرفی نکردم من اسمم علی و19 سالمه این خاطره هم مال سال 90 . از مشخصات خودم من قدم 183 و پوستم سفید ” چارشونم

ماجرای من و دختردایی جیگر بیشتر بخوانید »

آندوسکوپی مادرزنم

سلام خدمت دوستان .از این که خاطرمو میخونین ممنونم.اول بگم چون خاطرم واقعیته و جز حقیقت چیزی نیست زیاد طولانی نیست چون نه با زور مادرزنمو کردم نه چیزه دیگه.دانشگاه بودم که ازدواج کردم بعد اتمام دانشگاه رفتم خدمت .من اون موقع سرباز بودم البته چون متاهل بودم تو شهرم خدمت میکردم.یه روز تابستون که

آندوسکوپی مادرزنم بیشتر بخوانید »

دختر تپل همسایه

سلام.من امید هستم.31سالمه از ارومیه.تا حالا چندین داستان براتون تعریف كردم كه فكر میكنم با توجه به نظراتتون جالب بوده باشه.امروز هم یه داستان دیگه براتون دارم كه امیدوارم از این همخوشتون بیاد و نظر بدین. من سال اول دانشجویی بودم و دختر ناز همسایمون زهره داشت برای كنكور آماده میشد.زهره دختری خوشگل و ناز

دختر تپل همسایه بیشتر بخوانید »

عملیات نجات!

سلام به کل بکس شهوتناک 🙂 .امروز اومدم یکی از با حال ترین خاطره های سکسی که البته مربوط به دوستم و همسایشون میشه رو از زبون دوستم براتون تعریف کنم. یه روز گرم تابستونی بود من هم به خاطر گرمای زیاد هوا خونه نشسته بودم تا یه کم هوا خنک تر بشه با رفقا بریم

عملیات نجات! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا