داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکسی که باعث شد دنیام عوض بشه

سلام اسم من امید هستش و 30 سالمه خاطره ای که میخوام براتون بنویسم ماله 2 سال پیشه زمانی که 28 سالم بود و توی مدرسه ی دخترونه درس میدادم (ولی الان نمیزارن) من معلم ریاضی هستم و میخوام ازسکسی بگم که توی مدرسه اتفاق افتاد من اون موقعه ها خیلی جذاب بودم چون باشگاه […]

سکسی که باعث شد دنیام عوض بشه بیشتر بخوانید »

جواهری در آغوش من

من یک نویسنده هستم خیلی از سبکای نویسندگی و امتحان کردم. دوست دارم خاطره نویسی به سبک سکسی رو هم امتحان کنم.با اسم مستعار نیما(نزدیک به اسم واقعی خودمه) داستانی که میخوام براتون بگم از یک نظریه شروع شد.اینکه من همیشه برای راضی کردن دوست دخترام به سکس،بهشون توصیه میکردم که منطقی فکر کنن که:

جواهری در آغوش من بیشتر بخوانید »

سکس توی دستشویی موسسه

سلام بچه ها این داستان به جون خودم واقعیه خیلیم قشنگه میخوام از اول واستون بگم سه سال پیش بود بطور اتفاقی با دختری آشنا شدم به اسم مهناز که راستشو بخواید ازشم قبل آشنائینون یه کم خوشم میومد خیلی دختر نازی بود از همه لحاظ خوب بود من اونموقع 20 سالم بود اونم همسن

سکس توی دستشویی موسسه بیشتر بخوانید »

مامانم تو رختکن حمام

ماجرايي را كه ميخوام براتون تعريف كنم مربوط به چند سال پيشه. اون موقع سيزده چهارده سال بيشتر نداشتم. دوستي داشتم كه اتفاقا همسايه ديوار به ديوار ما بود. اسمش كامران بود و يك سال از من بزرگتر بود. اما چون از بچگي با هم بزرگ شده بوديم با هم ندار بوديم و مسايل سكسي

مامانم تو رختکن حمام بیشتر بخوانید »

سکس زیر شیروانی داغ

يه روز ظهر تابستون ساعت دو و سه تو مغازه؛ خودم تنها بودم، هوا هم خيلی گرم بود و پرنده هم تو خيابون پر نمي زد… در همین حین درحالی که پشت پیشخون حوصله ام سررفته بود؛ یهو يه خانوم حدودا چهل ساله که بنظر معلول میومد؛ از اينها که يک پاشون آهن کشی شده

سکس زیر شیروانی داغ بیشتر بخوانید »

سکس با خواهرم و دخترعمه

سه شنبه بود.اونروز از صبح تا عصر بايد دانشگاه مي موندم.ولي ساعت دوم از رو بي حوصله گري بادوسه تا ازبچه هاي كلاس و استاد روپيچونديم تا بريم خونه.وقتي به خونه رسيدم پشت در يه جفت كفش دخترونه بود.فهميدم كه دخترعمه ام شيما اومده.(اينم بگم كه من يه خواهر دارم كه دوسال ازخودم كوچيكتره واز

سکس با خواهرم و دخترعمه بیشتر بخوانید »

داستان اسپنک شدن نگار از زبان خودش

اسمم نگاره 21 سالمه.دانشجوی مهندسی کشاورزی ام. می خوام براتون اخرین خاطره اسپنک شدنمو تعریف کنم. دوستی دارم به اسم مهناز که دانشجوی معماریه تو دانشگاه کیش. من امتحانام تموم شده بود و اونم همین طور.بهم زنگ زد و گفت که برای تحویل پروژش برم کمکش چون اونجا تنهاست و واقعا نیاز به کمک داره.حتما

داستان اسپنک شدن نگار از زبان خودش بیشتر بخوانید »

به زور منو کردن

سلام بچه ها من دوباره اومدم که بنویسم.از آشغالی که به بدترین شکل بهم بشت با زد.اون موقع 16 17 دسال بیشتر نداشتم زود به همه اعتماد می کردم.یادمه تو راه مدرسه که میرفتمو میومدم یه نفر که بچه ها میگفتن به هیچکی محل سگ نمیزاره هر روز میوفتاد دنبالم .اصلا جوابشو نمی دادم چون

به زور منو کردن بیشتر بخوانید »

فاطی کماندو

چند ماه قبل بود . روز جمعه . برای یه کاری رفته بودم انقلاب . خلاصه دم دمای ظهر داشتم از جلوی دانشگاه تهران رد میشدم. نماز جمعه تموم شده بود و همه داشتن بر میگشتن .یه دفعه چشمم افتاد به یه کس تمیز و بچه مثبت. این کس با اون هایی که تا به

فاطی کماندو بیشتر بخوانید »

اگه نکنی میکنن!!

سلام اسم من مجید این خاطره که میخوام بگم واقعی هستش منو ببخشید نوشتن بلد نیستم برا همین نمیتونم طولانیش کنم. من مجید 26 سالمه قدم 187 وزنم 102 سبزه هستم و خیلی هم حشری این خاطره بر میگرده به یکسال قبل یکی از دوستام زنگ زد به من گفت یه دختره زنگ میزنه مزاحمش

اگه نکنی میکنن!! بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا