داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

مار از پونه بدش میاد…

الان21سالمه خاطره مال6سال پیشه تازه صبحونم تموم کرده بودم که دیدم صدای سوت بلبلی فرشید از پنجره اشپز خونه میره رو اعصابم لامصب خواب نداشت شب3میخوابید6صبح بیدار میشد تک فرزند خانواده بودو خودتونم که میدونید به قول قدیمیا یکی یه دونه یاخول میشه یا دیوونه اینم یه جورایی خل بود اما در ین حال خیلی […]

مار از پونه بدش میاد… بیشتر بخوانید »

فقط عشق

  بعضي حسا يه بار تو زندگيت مياد سراغت… حسايي كه تو رو تبديل مي كنه به كسي كه هيچ وقت نبودي… يه آدمي كه اطرا فيان از ديدنش تعجب مي كنن بعضي وقتا يه كسي تو زندگيت باعث اين تغييرات ميشه… كسي كه حاضري به خاطرش هر كاري بكني… …………………………………… يكشنبه! مامانم صدام ميكنه…

فقط عشق بیشتر بخوانید »

مریم و میلاد

  با سلام من مریم هستم 22سال دارم و در غرب تهران زندگی میکنم. داستان واسه3 سال پیشه. تیرماهه 3سال پیش تولد داداش مهرادم بود و به دوستم الهه زنگیدم گفتم بریم واسه مهراد از پلاسکو ی دست کت شلوار بخرم.ماشینمو سوارشدم رفتم دنبالش و رسدیم پلاسکو یه دست کت شلوار شیک خریدیم الهه هم

مریم و میلاد بیشتر بخوانید »

هوس زن عموم

  من ازبچه گيم ديوانه وار زن عموم رو دوس داشتم و هر جا ميرفت من ب دنبال چشاش و سينه هاش وباسن قشنگش بودم خيلي وقتا جلوي خودم و ميگرفتم ك ب شهوت نگاش نكنم اما نميتونستم چون هميشه تو كفش بودم شبا هر وقت بهش فكر ميكردم بعدش مجبور ميشدم جق بزنم هميشه

هوس زن عموم بیشتر بخوانید »

اولین سکس با سارا کارمند داداشم

  سلام دوستان این داستانی که براتون تعریف میکنم مربوط میشه به سال 84 من وداداشم که اسمش سروش باهم یکسال اختلاف سنی داریم.ما با هم خیلی راحتیم ودوست هستیم.ما دو تا شرکت داریم وتو هر دو شرکت باهم شریکیم مدیریت یه شرکت با سروش مدیریت یه شرکت با من.یه روز رفتم پیشش ودیدم یه

اولین سکس با سارا کارمند داداشم بیشتر بخوانید »

سکس با مامان مریم

من امید هستم. 21 ساله و داستان خودم و مامانم رو برای شما می نویسم. من از 14 سالگی با مامان جونم که اسمش مریم هست تنها زندگی میکنم. چند سال پیش بود که توی یک تصادف پدر وخواهر کوچیکم رو از دست دادم. من از روزی که با مامانم یعنی مریم جون تنها زندگی

سکس با مامان مریم بیشتر بخوانید »

بهترین تولد عمرم

  سلام به همه دوستای خوب شهوتیم امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشین . امروز میخوام براتون بهترین خاطره عمرم رو تعریف کنم یه کم طولانیه با تمام ریزه کاریا . امیدوارم خوشتون بیاد . من ماهکم و 19 سالمه . امسال تازه رفتم دانشگاه قبل از هر چیز یه کم از خودم بگم

بهترین تولد عمرم بیشتر بخوانید »

وقتی که داداشم …

  سلام داستاني كه مي خوام براتون بگم مال زماني هست كه مجرد بودم اسم من محدثه است و داداشم مسعود تقريبا 13 سالم بود و داداشم 17 ساله بود خانواده ي ما 4 نفره هست كه بدر و مادرم هر دو كارمندند و از صبح تا ظهر سر كار هستند به غير از بيج

وقتی که داداشم … بیشتر بخوانید »

رسیدن به کس عشقم

  سلام من علیرضا هستم (مستعار) 16 سالمه که میخوام جریان رسیدن به کس تنها عشق زندگیمو براتون تعریف کنم که 17 سالشه بریم سر اصل ماجرا : من از سال اول راهنماییم که دیگه شاشم سنگ رو سوراخ میکرد به فکر از تنهایی در اومدن افتادم چون با پدرم تنها زندگی میکنم و مادر

رسیدن به کس عشقم بیشتر بخوانید »

من و مهتاب جون

میخواستم براتون خاطره ای را بنویسم از دو سال پیش.اول بگم که من اشکان هستم 23ساله فارغ التحصیل مهندسی عمران.تابستون بود.من و اسی دوستم عصر داشتیم تو خیابون با ماشین من چرخ میزدیم که یه دفعه چشممون به جمال یه دختر روشن شد.من به اسی گفتم بریم شماره بهش بدیم. دختره قدبلند سبزه ونسبتا تپل

من و مهتاب جون بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا