داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

من و عشقم در خونه خالی

  من مازیار 23 ساله از مشهد هستم و آتوسا دوست دخترم هم ی سال از من کوچیکتره و خیلی همو دوست داریم و قصد ازدواج داریم.خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به تابستون امسال. دو-سه هفته ای می شد که سکس نداشتیم خیلی تو کف بودیم خونه هامونم خالی نمیشد تا […]

من و عشقم در خونه خالی بیشتر بخوانید »

ای کاش نمیرفتم

  دوسال پیش بود اوایل تیرماه89 ..علی (دوست پسرم) بهم زنگ زد که خونه دوستش خالیه وخودش و دوستش هستن گفت : بیا قلیون بکشیم ! منم باکلی اصرار از مامانم اجاره گرفتم که برم خلاصه مامانم راضی شد.منم اماده شدم و خونه ما شهرری هست و خونه دوست علی تهرانپارس بود …و اینوبگم مامانم

ای کاش نمیرفتم بیشتر بخوانید »

عاشقش شدم

  سلام.آرش هستم و این داستان رو از زندگی خودم براتون میگم. در خیابان قدم زنان و تنها داشتم فکر میکردم.پسری جوان و خوش رو خوش چهره ای مثل من بعد از 24 سال با هیچ دختری رابطه نداشته. این چیزیه که تو دنیای امروز مثل معجزست. دوستام هر روز از خاطرات خودشون با دخترای

عاشقش شدم بیشتر بخوانید »

گرما و شهوت بالا برای کردن پریسا

سلام.من امیرم،19ساله.میخوام اولین داستان سکسمو با دوستم پریسا رو بگم.از پریسا بگم که خیلی از پسرای دانشگاه تو نخش بودن ولی من به 1000 بدبختی راضیش کردم که باهام دوست بشه.پریسا ی دختر مغرور 21ساله با قد169 پوست سفید سایز سینه85 کونش هم که نگو چقد تپل بود.کلا چاق بود و همیشه هفت قلم آرایش

گرما و شهوت بالا برای کردن پریسا بیشتر بخوانید »

سکس من و علی

سلام دوستای خوبم ,من داستانای همتون رو خوندم ,تصمیم گرفت سکس خودم با عشقمو براتو بنویسم,من حدود 9 ماه پیش با ی نفر ب نام علی دوست شدم ,چند وقت از دوستیکون گذشت احساس کردم ی چیزی تو من دار شکل میگر احساسمو ب علی گفتم ,گفتم ک عاشقش شدم ,اون از این حرف منو

سکس من و علی بیشتر بخوانید »

خانواده باکلاس دوستم

وسطهای سال تحصیلی یه نفر جدید اومد تو كلاسمون از همون روز اول كنار من نشست چند روز اول خیلی معمولی با یه سلام و علیك خشك و خالی گذشت پسر بدی نبود كم كم با هم رفیق شده بودیم از حرفاش فهمیدم كه باباش از اون خرمایه هاست و كلی وضعشون خوبه یه روز

خانواده باکلاس دوستم بیشتر بخوانید »

با هم ارضا شدیم

  بعد از كلي تشكر كردن و رفتن مهمونا ،در رو بستيم و همو بغل كرديم.سرمو گذاشتم رو سينش. حس فوق العاده اي داشتم،شنيدن صداي قلب و نفس كشيدن كسي كه از ته دل دوسش داري خيلي آرامش بخشه. دستش كنار صورت و گوشمو قلقلك ميداد. تو افكار شيرنم غرق شده بودم!ثنا! باتو دارم حرف

با هم ارضا شدیم بیشتر بخوانید »

لاله عشق من

  سلام… میخوام داستانِ اولین سکسم رو که بعد از اون دیگه سکسی نداشتم، براتون تعریف کنم…اولین بارمه که داستان می نویسم پس اشتباهات املایی و نگارشی داستون رو به بزرگی کیرتون ببخشید…من آرمانم(اسم مستعار)24 سالمه…واستون نمیگم داستانم راسته یا نه .خودتون تو نظراتون حدستون رو بنویسید… داستان از اونجایی شروع شد که من واسه

لاله عشق من بیشتر بخوانید »

شکار زهره

  سلام کوچیک همتون سامان هستم، 20سالمه و اهل اهواز هستم. این اولین داستانی هستش که میخوام براتون بنویسم. داستانم رو کامل مینویسم واسه همین طولانیه که امیدوارم به بزرگی خودتون ببخشید. یکی از همکارای بابام خارج از شهر یه باغ داره. هر چند وقت یبار هم مارو دعوت میکنه بریم اونجا واسه تفریح. حدودا

شکار زهره بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا