مجید و مادرزن
من مجید 36 سالمه و زهره مادر زنم 45 سالش داستان ار اونجا شروع شد که هر وقت میرفتم خانه مادر زنم اون با لباسای نازش منو مجزوب سینه ها و باسنش میکرد و بعضی روزها هم که مینی جوب پاش میکرد پاهای سفیدش بیشتر حشریم میکرد و وقتی برمیگشتیم خونه زنمو بیاد مادرش […]
