کون دادنهای حسین تپل
سلام به همه. اسمم حسینه تپل وسفید. سیزده سالم بودتابستون رفتیم روستایی که دخترعمه ام اونجا زندگی میکرد.دخترعمه ام یه پسرداشت به اسم حبیب که بامن هم سن بود.عموی کوچک حبیب اسمش رسول بودتازه از سربازی اومده بودوقتی مارسیدیم اونجا خیلی ما رو تحویل گرفتن من و حبیب زودباهم رفیق شدیم. شب اول موقع خوابیدن […]
کون دادنهای حسین تپل بیشتر بخوانید »
