عشق…..شهوت
اولین باری بود که باهم میرفتیم بیرون.منم اولین بارم بود که با یه پسر میرفتم بیرون…خیلی هیجان زده بودم اخه خیلی دوستش داشتم و از عشق اون نسبت به خودم باخبربودم.تو یه پارک خلوت قرار گذاشتیم.دوست نداشتم کسی مزاحممون شه.وقتی به پارک رسیدم اون اونجا بود انگار که یه ساعتی بود که منتظر بود.بازم […]
