دربند
داستانی وکه می خوام تعریف کنم واسه ی چند سال پیشه کارمند یکی از ادارات دولتی هستم، برای یه ماموریت کاری رفتیم تهران،البته این ماموریت چند روزه بود تا نزدیکای ساعت 4 جلسه بعدش گشت و گذار تو خیابونای تهران و دیدن چیزهای ندیده روز دوم کاری بود که دوستم عطاء گفت به جای […]
