یک زندگی
سال چهارم دبیرستان ، رشته ریاضی ، بچه درس خون ، مثبت فابریک ، رفیق باز نیستم از دوره راهنمایی 4 تا رفیق فاب بیشتر نداشتم که از همه نزدیک تر بهم اسمش امیر بود ، بچه شری بود از همون اوایل اهل سکس بود و شراب و مشروب و مواد ، خوب رفاقتش خوب […]
داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.
سال چهارم دبیرستان ، رشته ریاضی ، بچه درس خون ، مثبت فابریک ، رفیق باز نیستم از دوره راهنمایی 4 تا رفیق فاب بیشتر نداشتم که از همه نزدیک تر بهم اسمش امیر بود ، بچه شری بود از همون اوایل اهل سکس بود و شراب و مشروب و مواد ، خوب رفاقتش خوب […]
سلام . یک خاطره دارم براتون . که فکر میکنم باورش براتون سخت باشه ولی مینویسم. همش حقیقت داره . امیدوارم خوشتون بیاد . من اسم مسعار دادم به خودم به اسم کله کیری . هر جا اسم کله کیری دیدین فمین که منظور من هستم. حالا بریم سراغ داستان. یه روز من و
آیا این کیر بود که رفت تو کونم؟ بیشتر بخوانید »
من خاطره ای رو براتون تعریف میکنم که حدود 17فروردین 92رخ داد قبل از هر چیز اسم من مهران هستش 24سال سنم و بخاطر ورزش کشتی بدنی توپر دارم و تهران زندگی میکنم سر تونو درد نیارم برم سر اصل مطلب : روز شنبه بود که تو مغازه بودم خیلی خسته بودم آخه تعطیلات
سلام خدمت همه دوستان شهوانی اسم من امیره.فقط اسم خودم واقعیه و اسم های دیگه توی داستانو عوض کردم.ولی داستان عین واقعیته..من داستانو تعریف میکنم بعدش دوست داشتین باور کنین دوست نداشتین باور نکنین..به من چیزی نمیرسه..ولی به سرم زده که داستان سکس با زندایی جونمو واستون تعریف کنم..من یه زندایی دارم که اسمشو میذارم
قالی شویی با زندایی فریبا بیشتر بخوانید »
من امید حدود 35 سالمه تولیدی دارم وچند کارگر خانوم دارم و چون با خانومها طرفم احساس میکنم که برای نزدیک شدن به من که صاحبکارشونم همیشه با هم برای نزدیک شدن به من مسابقه میزارن منم اهمیت نمیدم نمی خوام سوءاستفاده کنم تا اینکه یه کارگر جدید اومد که خیلی ناز بود وگوشه
سلام بچه ها.ببخشید که داستانم طولانیه.قسمت اولش آشناییم با دوست پسرمه قسمت دومش اصل داستانه. کسایی که داستانهای بلند دوست ندارن میتونن از پاراگراف دوم به بعد بخونن. داستانم شاید باور نکردنی به نظر بیاد ولی واقعیه فقط خواستم خاطره ام رو به اشتراک بزارم اصراری هم ندارم که باور کنید. حدودا 2سال پیش
اوضاع خونه خیلی بهم ریخته بود هر روز دعوا خسته شده بودم دلم یه تنوع میخواست مدتی بود سر راه مدرسه پسری میدیدم تا اون موقع دوست پسر نداشتم بعد از یه مدت شمارمو از دوستم گرفته بود و این شد اشنایی ما!!! 8 سال از من بزرگتر بود هم محله ای بودیم بد
اولین لب و لاپایی عمرم بیشتر بخوانید »
سلام دوستان اسم مستعار من نیماست و 22سالمه این نوشته داستان نیست فقط خواستم از دوستای گلم یه راهنمایی بگیرم یا حد اقل ببینم اگه اونا جای من بودن چکار میکردن.راستش من یه مادر خانوم دارم که خیلی دوستش دارم اون 40 سالشه و یه زن مومنه از ویژگی هاش بگم اندام کوچیک و
معاشقه با مادرزنم بیشتر بخوانید »
سلام به همه کسانی که این داستانو میخونن و نظر میدن .این داستان واقعیه هر طور که دوست دارید فکر کنید و نظر بدین .یه روز با دوستم علی رفتیم بیرون که فهمیدم با دوست دخترش قرار داره بهش گفتم که منو زودتر پیاده کنه تا مزاحمشون نشم گفت نمیخواد دوستش با زهره یکی
زهره, کس مغرور بیشتر بخوانید »
تابستون بود و هوا هم فوق العاده داغ، منم توی دانشگاه بودم، آخه اون سال به خاطر اینکه چهار ترمه دانشگاه رو تموم کنم مجبور شده بودم ترم تابستونی ور دارم. یه روز تو دانشگاه وقتی که استاد آنتراک داده بود، توی اون هوای گرم و زجر آور از سر درد زیاد اومدم و
روزهای خوش دانشگاه بیشتر بخوانید »