داستان سکسی

داستان سکسی شهوتناک یا سایت صد داستان سکسی با داستانهای سکسی جدید ایرانی شامل سکس با دوست دختر، سکس با مامان و خاله، سکس محارم و سکس لزبین گی و فتیش در اختیار شماست.

سکس با یک ترانسکشوال

  من آریا 37 ساله و همسرم نازی 34 ساله 3 سال هستش که به کانادا اومدیم. ما زندگی جنسی خوبی داریم و در اینجا فرصتی پیش اومد که کمی ادویه اون رو بیشتر کنیم. البته به دوستان بگم که قبل از این که کس یا کسان دیگری رو وارد تخت خوابشون کنن باید خیلی […]

سکس با یک ترانسکشوال بیشتر بخوانید »

لب گرفتن من و استادم

  من نازنین 19 ساله ترم اخر مقطع کاردانی ام قصه از اونجا شروع شد که یه روز تو واتس آپ من به استاد دانشگامون شب یلدا رو تبریک گفتم اونم گفت شما و بعده معرفی فهمیدم که ترم بهمن که ترم بعدو اخرمه قرار استادم بشه بعضی شبا باهم چت میکردیم تا ترم بهمن

لب گرفتن من و استادم بیشتر بخوانید »

سکس در کوچه پس کوچه های تهران

من 16 سالم که تموم شدو تو خط کارای ناباب افتادیم همش تیپم خاص میشد بولیز، شلوار، کفش، کیف پول ،کمر بند، بند ساعت و وقتیم گل میکرد که تیپ آبی میزدم چون چشامم آبیه!!! به هر حال یه کیر 16((والا کوچیک نیس اینا همشون چاخان میگنیه کیر بیست سانت 23 والا چاخانه ))قد172وزن75 .اصلا

سکس در کوچه پس کوچه های تهران بیشتر بخوانید »

سکس با زن عمو میترا

  سلام اسم من احمد هست 17سالمه….داستانی که میخونم براتون مال اوایل دوران بلوغم بود.جایی که من راهنمایی بودم و خیلی زودترازهم سن وسالهام به بلوغ رسیدم .وحدود5-6ماه اصلا پدر ومادر من هم نمیدونستند من به بلوغ رسیدم .اون اولای بلوغ شاید جثه وصورت من زیاد به یک پسر به بلوغ رسیده نمیخورد.ضمن اینکه موهای

سکس با زن عمو میترا بیشتر بخوانید »

وکالت به یاد ماندنی

  با سلام خدمت دوستان عزیز این متن تنها و تنها یک خاطره است و قابلیت نقد نداره چون داستان نیست، اما نظراتتون را با کمال میل می‌پذیرم تا اگر باز هم خاطره‌ای به ذهنم رسید همونطوری نگارش کنم که باب میل شما هست!!!!! در ابتدا باید بگم که من یک وکیلم و دفترم هم

وکالت به یاد ماندنی بیشتر بخوانید »

کمردرد سعید

  بس که پشت فرمون نشسته بود شبا کمر درد داشت. منم شبا براش کمرش رو پماد می زدم و می مالیدم. یه شب که داشتم کمرش رو می مالیدم احساس کردم دلم می خواد یه کم با کونش بازی کنم. اون خیلی از این کار بدش می یومد اما من از این که یه

کمردرد سعید بیشتر بخوانید »

سکس با خواهرزاده

سلام دوستان حشری من اسم من ساناز خاطره ای که می خوام تعریف کنم برمی گردده به تابستون 89 که تازه درسمو تازه تمام کرده بودم من الان 25 سال دارم و با قدی 170 و وزنی 61 کیلو و سینه های 70 و باستنی گرد و بزرگ ، چند وقتی بود که تویی خونه

سکس با خواهرزاده بیشتر بخوانید »

مدرک جرم

  بر اساس يک داستان واقعي داستان از اونجايي شروع ميشه که من با دختري دوست شدم. مدتي از دوستيمون ميگذشت که خيلي بهم علاقهمند شده بود منم خيلي دوستش داشتم… يه روز بهش گفتم…شقايقم؟ بله عشقم!يه چند روز قرار بزار بريم شمال.امير جان! من نميتونم!!!مامان بابام بهم اجازه نميدن!!!خلاصه با کلي اينورو اونور با

مدرک جرم بیشتر بخوانید »

من و خواهرزنم در بازداشتگاه مادربزرگ

عصر 27 اسفند بود تو جاده فيروزكوه -دماوند بودم ميخاستم برم باغ (گلخانه) رفيقم و گلي را كه براي فروش در شب عيد سفارش داده بودم نگاهي بياندازم اما بايد طبق سفارش همسرم قبلش به مادربزرگ مشترك من و همسرم سري ميزدم و حالش را ميپرسيدم خونه مادربزرگ در وسط يك باغ قديمي گيلاس يك

من و خواهرزنم در بازداشتگاه مادربزرگ بیشتر بخوانید »

پیمایش به بالا